X
تبلیغات
رایتل
1390/01/21
توسط: احسان

کلاهبرداری ضدانقلاب در خارج کشور به بهانه ندا آقاسلطان

«عبداللطیف-ع» که بنابر ادعای خودش مدتی در بازداشت به سر برده، مدت ۱۰ سال است که در لندن اقامت دارد. وی با انتشار گزارشی در وبلاگ خود (روزنامه نگار آزاد)، به راه اندازی بنیادهایی به نام ندا آقاسلطان برای کلاهبرداری و اخاذی پرداخته و می نویسد: ندا آقاسلطان عمراً سیاسی نبود ولی اسم او برای خیلی ها در خارج از ایران تبدیل به دکانی دو نبش و وسیله کسب و درآمد و شغل های نان و آبدار شد. یکی از اولین دکان هایی که به نام او باز شد، «بنیاد خیریه ندا» در لندن بود. این بنیاد البته صرفاً در یک وبسایت خلاصه می شد و هدف خودش را روشنگری، دفاع از حقوق بشر و حمایت از جنبش آزادیخواهانه مردم ایران و از همه جالبتر، جمع آوری پول برای کمک به «فعالین حقوق بشری، روزنامه نگاران و فعالین سیاسی تبعیدی» اعلام کرد و نوشت «بعد از این خیزشی که در ایران اتفاق افتاده است، حکومت خیلی ها را به جرم شرکت در اعتراض های اخیر از محل کارشان اخراج کرده است، کودکان و زنان زیادی در ایران گرسنه مانده اند و هیچ درآمدی برای تامین حداقل مایحتاج زندگی شان را ندارند، میلیونها (!) جوان تحت شکنجه هستند و خانواده هایشان گرسنه مانده اند، هزاران(!) روزنامه نگار و فعال حقوق بشر از طریق کوههای مرزی ایران و ترکیه از کشور فرار کرده اند و اکنون در خارج از کشور شبها گرسنه می خوابند، وزارت اطلاعات حکومت ایران روزانه به هزاران تن از فعالین حقوق زنان و بخصوص اعضای کمپین یک میلیون امضا تجاوز می کند (یا حضرت عباس!). ای انسان های آزاده برای کمک به مبارزان در ایران، به ما کمک مالی کنید» و خوشمزه تر اینکه اعلام کرده بودند فقط به ما اعتماد کنید، ما با دیگران تفاوت داریم و غیرانتفاعی هستیم و در لندن مستقریم.
وی اضافه می کند: اینکه در طول مدتی که بنیاد ندا دایر بود چه حجم پولی به حسابش ریخته شد، نمی دانم. اما چندی که از کار بنیاد ندا گذشت، بنیانگذارانش کیسه های پول را برداشتند و الفرار. یعنی اینکه ناگهان غیبشان زد. سایتشان را هم از روی اینترنت حذف کردند و بطور کامل ناپدید شدند. البته آثار سایت و مطالب سابقشان را هنوز هم می توان با استفاده از ذخیره گوگل (گوگل کش) پیدا کرد و خواند، کما اینکه لینکی که در بالا گذاشته ام نیز یکی از همانهاست. اما اگر الان آدرس بنیاد ندا را تایپ کنید با وبسایتی حذف شده روبرو میشود که دامین و نشانی اینترنتی اش هم برای فروش ارائه شده است. بعد از آن، از بنیاد ندا خبری نشد تا اینکه بنیاد ایران ندا ظهور کرد.
این اپوزیسیون مقیم لندن ادامه می دهد بعد از ماجرای بنیاد ندا، جمعی دیگر که مقیم خارج از کشور هستند و هشت شان گروی نه شان بود و شدیداً دچار مضیقه و کمبود و مشکل مالی شده بودند، تصمیم گرفتند با استفاده از اسم و رسم ندا آقاسلطان برای خود کسب و کاری مختصر راه بیندازند. این بزرگواران عقل هایشان را روی هم گذاشتند و قرار شد که تلویزیونی را برپا کنند تحت عنوان تلویزیون ندا یا ایران ندا. اینکه آیا بنیاد ایران ندا ادامه کار همان بنیاد ندای قبلی هست یا خیر، را نمی دانم، اما می دانم که هر دو بنیاد در لندن براه افتاده اند و هر دو هم ادعا کرده اند که موسسه ای خیریه خواهند بود. هر چه هم در عالم اینترنت گشتم که کوچکترین رد و اثر و نشانه ای از قانونی بودن کار بنیاد ایران ندا و مشخصات ثبت شده اش در سازمان ثبت ایالت کالیفرنیای آمریکا را پیدا کنم، موفق نشدم.
وی همچنین نوشت: مشخصاتی که بنیانگذاران بنیاد و تلویزیون ایران ندا از نحوه کارشان ارائه کردند، نشان می دهد آنها بجای بنیادی خیریه، یک شرکت سهامی خاص برای درآمد مالی و سرمایه گذاری و افزایش سود و خرید و فروش سهام راه انداخته اند. و من تصور می کنم عوامل اصلی بنیاد و تلویزیون ایران ندا سه نفر به نامهای مهدی جامی، نیک آهنگ کوثر و معصومه (مصی، مسیح) علی نژاد بوده اند و سایر اسامی اعضای این بنیاد را تزیینی می دانم. البته نقشه ها و کسب و کار این بنیاد و تلویزیون ایران ندا نگرفت و همه برنامه ها و آرزوهایشان روی همان کاغذی که در لندن زیرش را امضا کرده بودند باقی ماند.مهدی جامی قبل از اعلام شروع به کار تلویزیون ایران ندا- که هیچوقت هم شروع به کار نکرد- در مصاحبه ای با رادیو دویچه وله گفته بود « در بین ایرانیان خارج از کشور مساله مالی وجود ندارد. مساله اصلی این بوده که برای هر سرمایه گذاری شما نیاز به اعتمادسازی دارید. یعنی همانطور که اگر در بازار اعتماد وجود نداشته باشد، سرمایه گذاری نمی شود، برای یک ساختار مدنی مثل بنیاد یا شرکت هم اگر اعتمادسازی نشده باشد، طبعاً نمی تواند جلب کمک کند، وگرنه پول وجود دارد. مطمئن باشید در میان ایرانیان خارج از کشور پول بسیار زیاد است» البته مهدی جامی اولین کسی نبود که تصور می کرد با یک چنین طرح و برنامه هایی می تواند به گنج بزند و این «پول های بسیار زیاد» را تبدیل به حقوق مدیران ارشد کند. پیش از او، شیادهای حقوق بشری و کاسبان و روزنامه نگاران جعلی و تبعیدی، با راه انداختن ده ها و بلکه صدها و حتی هزاران سازمان سیاسی، حقوق بشری، کمیته، انجمن، وبسایت و نشریه آنلاین و حزب و گروه و دسته و رادیو تلویزیون ماهواره ای، شروع به استخراج از این معدن طلا کرده بودند. نکته رقت انگیزی که این افراد در اساسنامه بنیاد و تلویزیون ایران ندا نوشته بودند، پیشنهاد فروش خودشان بود.
همکار سابق گروهک ملی-مذهبی در پایان خاطرنشان کرد: دلم برای خانواده ندا آقاسلطان می سوزد. نمی دانم مادر او با دیدن این کاسبی هایی که به نام فرزندش در خارج از کشور راه افتاده چه حس و حالی پیدا می کند؟ چندی پیش هدا آقا سلطان-خواهر مرحوم ندا آقا سلطان- در مطلب کوتاهی که خطاب به مسیح علی نژاد نوشت از او خواهش کرد دست از سر اسم نداآقا سلطان بردارد و برای کسب و کارش راه دیگری را پیدا کند.