شفاف نیوز

شفاف سازی مسایل سیاسی

شفاف نیوز

شفاف سازی مسایل سیاسی

شما هم؟! بر منکرش لعنت!

4تن از زنان عضو کابینه برلوسکونی به تبعیت از نخست وزیر ایتالیا اعلام کردند از یک زن خیانتکار در ایران که همسر خود را نیز با سبعیت تمام به قتل رسانده حمایت می کنند.

مارا کارفانیا، ماریا استلا جلمینی، جورجا ملونی و استفانیا پرستیجا کومو در مصاحبه با یک نشریه ایتالیایی ضمن حمله به کیهان به خاطر روشنگری درباره سوابق انحطاط سیاسی و خیانت های اخلاقی کسانی چون کارلا برونی (همسر سارکوزی رئیس جمهور فرانسه) و برلوسکونی، گفته اند ما همه [سکینه م...] هستیم و از تندروهای تهران نمی هراسیم.
کیهان البته اصراری ندارد که اعتراف این چند عضو کابینه علیه خود را مورد مناقشه و تردید قرار دهد به ویژه اینکه پیش از این گزارش های مستند بسیاری در مطبوعات ایتالیایی منتشر شده که نشان می دهد برلوسکونی اغلب این مخدرات را صرفاً از سربیماری جنسی و اختلالات حاد اخلاقی به کابینه خوانده و در واقع نوعی حرمسرای دموکراتیک!؟ وسط کابینه ایتالیا دست و پا کرده است.
مارا کارفانیا وزیر فرصت های برابر! در کابینه برلوسکونی ضمن آویختن عکس سکینه-م بر سر ساختمان وزارتخانه مزبور می گوید من موضع سیاسی مشترکی با کارلا برونی در فرانسه ندارم اما امروز؛ زیر یک پرچم برای حمایت از [س-م] ایستاده ایم و برای همین اعلام می کنیم همه ما یک ]س[ و یک کارلا برونی هستیم.
نزدیکی زیاده از حد نامبرده با برلوسکونی کار را به تهدید ورونیکا همسر نخست وزیر ایتالیا کشانده که می گوید اگر اوضاع به همین روال پیش برود طلاق می گیرد. کارفانیا رقاصه مبتذلی است که از 10 سال پیش در یک تلویزیون وابسته به برلوسکونی فعالیت می کرد. او می گوید علت ناراحتی و اعتراض همسر برلوسکونی را متوجه نشده است. نامبرده رئیس جنبش زنان! در حزب برلوسکونی (ایتالیا به پیش) هم هست.
یادآور می شود همزمان با حمایت برخی عناصر بدنام فرانسوی و ایتالیایی از «س-م» - که ضمن ارتکاب زنای محصنه، اقدام به بیهوش کردن همسر خود و قتل وی توسط اتصال برق کرده است- سخنگوی واتیکان (پاپ) هم وارد گود این نمایش رسوا شده و گفته است: پاپ موضوع خانم «س» را از مجاری دیپلماتیک دنبال می کند زیرا ما مخالف اعدام هستیم و می خواهیم او را نجات دهیم.
این موضع گیری در حالی است که حد زنای محصنه در تمام کتاب های آسمانی اعدام است چه رسد به آن که مرتکب زنای محصنه دست به قتل هم زده باشد. اما همان گونه که در قرآن نیز آمده پیروان برخی ادیان آسمانی ابتدا به تحریف حکم الهی دراین باره و سپس تعطیل رسمی پرداختند به نحوی که هر چند وقت یک بار خبری حاکی از فساد اخلاقی برخی کشیشان اروپایی منتشر می شود.
این خبر را هم باید متذکر شد که شیرین عبادی وکیل سلطنت طلب و فراری هم طی سخنانی در ایتالیا، از زن جنایتکار مورد اشاره در این خبر جانبداری کرده و می گوید: اگر دنیا بدانند در ایران چه می گذرد برای حمایت از ایرانی ها به پا می خیزند! وکیل مدافع برگزیده منافقین اشاره ای به خیانت و جنایت انجام گرفته علیه همسر مقتول «س-م» نکرده است.
شایان ذکر است بی بی سی انگلیس در پی گزارش های مستند روزنامه کیهان درباره ماهیت و سوابق حامیان غربی این جنایتکار، حملات گسترده ای را با به خدمت گرفتن برخی عناصر ضدانقلاب فراری نظیر حسین باستانی و سراج میردامادی علیه کیهان ترتیب داد. کیهان البته امیدوار است گردانندگان بی بی سی، اعترافاتی از جنس وزرای کابینه برلوسکونی علیه خود منتشر نکنند. که گفته اند سنخیت، تجانس می آورد!


به نقل از روزنامه کیهان

3 گمانه درباره جنجال فرمانیه !

چه کسانی و با کدام هدف اقدام به ایجاد تشنج و درگیری در اطراف منزل کروبی (واقع در فرمانیه تهران) کردند؟ گمانه های گوناگونی در پاسخ به این پرسش مطرح شده است.

1- گمانه نخست شخص کروبی را متهم اصلی این صحنه سازی در آستانه روز قدس معرفی می کند 2-گمانه دوم بر آن است که این صحنه سازی تشنج و زد و خورد از سوی برخی سران فتنه و با هماهنگی کروبی یا بدون هماهنگی و اطلاع وی انجام گرفته است 3- گمانه سوم، حضور و اعتراض مردم معترض به رفتارهای ضدانقلابی کروبی را برجسته می کند.

ارزیابی و احتمال نخست براساس برخی اخبار و قرائن معتقد است کروبی - یا برخی اطرافیان وی نظیر حسین کروبی- با صحنه سازی اخیر تلاش کرده اند همزمان به چند هدف برسند. اولا کروبی از انزوای شدید برآمده از انتخابات (330هزار رای) خارج شود و از حاشیه توجه افراطیون به متن توجه آنها منتقل شود. ثانیا اشخاص و جریان هایی نظیر خاتمی، موسوی، عبدالله نوری، حزب مشارکت و مجمع روحانیون را که در آستانه انتخابات ریاست جمهوری اقدام به دور زدن کروبی کردند، به انفعال بکشاند و به آنها تفهیم کند که او همچنان مهم و اثرگذار است!
این شگرد به نوعی گرفت و نگرفت. به این معنا که انتشار تشنج در اطراف خانه کروبی از آن جهت که رسانه های جریان فتنه را از انفعال و سردرگمی خارج می کرد، مورد استقبال واقع شد و تلاش گردید نوعی حس مظلومیت را القا کند اما در عین حال استقبال نشد. به این معنا که کسانی چون خاتمی و عبدالله نوری و دیگران به خاطر بدگمانی به ماجرا حاضر نشدند به ملاقات کروبی بروند و به تلفن های یکی دو دقیقه ای بسنده کردند. این بی توجهی عمومی به اندازه ای پررنگ بود که عبدالله نوری بلافاصله خبر جعلی و مفصل منتشره در سایت جرس درباره گفت وگوی خود با کروبی را تکذیب کرد به نحوی که جرس مجبور شد بنویسد «در تماس با جناب آقای نوری مشخص شد که تمام تماس ]با کروبی[ بیش از یکی دو دقیقه نبوده و از حد احوالپرسی در حد یکی دو جمله فراتر نرفته است و کلیه جزئیات این گزارش منتشر شده زائیده ذهن خلاق خبرنگاران جوان بوده است. جرس از این اتفاق عذرخواهی می کند.»
اما موسوی در وضعیتی بغرنج قرار گرفته بود. او نیز مایل بود ضمن استفاده از ماجرا، باعث محوریت کروبی نشود. به همین دلیل هم موسوی تا دو روز حاضر نشد به خانه کروبی برود اما در پی انتقاد شدید سایت های ضدانقلاب از موسوی و اینکه او حاضر به همراهی با کروبی نیست مجبور شد به اتفاق زهرا رهنورد سری به خانه کروبی بزند.
آنچه این ساختگی بودن صحنه درگیری در اطراف منزل کروبی را که منجر به زخمی شدن 4 نفر شد جدی می کند، 2 گزارش است. گزارش اول روایت باشگاه خبرنگاران جوان است که به نقل از یک منبع آگاه می نویسد: «در حالی که عده ای از اهالی محل در اعتراض به مواضع ضدانقلابی کروبی مقابل منزل وی تجمع کرده بودند، عده ای چوب به دست از منزل وی بیرون آمده و ضمن به کار بردن الفاظی رکیک به معترضان حمله ور شدند. یکی از این حمله کنندگان اسلحه خود را به سوی معترضان نشانه رفت و چند گلوله به سمت مردم شلیک کرد. پس از آن هم دهها گلوله به سمت جمعیت شلیک شد.» روایت دوم اظهارات حسین کروبی است که در گفت وگو با دویچه وله ادعا کرده مهاجمان را می شناسد و آنها از متهمان مجرمان سابقه دار منطقه نیاوران بوده اند و پیشتر به دلایل فساد اخلاقی و مشروب خواری و دلایل مشابه بازداشت شده بودند. آنها اجیر شده بودند... گروهی هم افراد بسیج جماران بودند. آنها پس از دشنام جمع می شدند و قرآن و نماز و دعا می خواندند.
«جرس» با انتشار همین خبر به نقل از «منبع آگاه که نخواست نامش فاش شود» ادعا می کند مجرمان و متهمان سابقه دار اجیر شده شعارهای ارزشی به نفع نظام سر می دادند! آنچه در ادعای جرس و حسین کروبی به طرز رسوایی خودنمایی می کند ادعای «شعارهای ارزشی از سوی مجرمان سابقه دار» است و این پرسش را پیش می کشد که اگر انبوه نیروهای متدین و انقلابی بارها به صورت علنی به رفتارهای ضد انقلابی کروبی اعتراض کرده اند، بنابراین ابایی از استمرار این اعتراض ندارند و اگر حسین کروبی اوباش منطقه را یک به یک با سوابق فساد اخلاقی، شرابخواری و دزدی می شناسد، لابد سر و سری در میان بوده و یکی از اهداف این سر و سر، بدنام کردن نیروهای حزب اللهی و ایجاد هیجان و حاشیه سازی در آستانه روز قدس بوده است.
گمانه دیگر می تواند طراحی کل ماجرا از سوی سازمان دهندگان جریان فتنه سال 88 باشد فارغ از اینکه کروبی را هم در جریان ماجرا قرار داده باشند یا اطلاع نداده باشند. در هر دو فرض گمانه اخیر آنچه قطعی می نماید، به هم ریختگی و هراس شدید سران فتنه بوده است. آنها از یک سو به خاطر افتضاح بی سابقه روز قدس سال گذشته مورد اعتراض قاطبه ملت متدین بوده و به عنوان نیروهای میدانی رژیم صهیونیستی معرفی شده بودند و از طرف دیگر تحت فشار گروهک های ضد انقلاب قرار داشتند تا امسال نیز خیانت سال گذشته را تکرار کنند ضمن اینکه معضل سوم آنها اطلاع از این واقعیت بود که تمام عقبه اجتماعی خود را از دست داده اند و در صورت دعوت به تحرکات خیابانی، هم چوب و هم پیاز را خواهند خورد، هم کسی به دعوت آنها به خیابان نمی آید و هم حجت را بر مردم انقلابی تمام می کنند.
در این مخمصه 3 سویه، اتفاقی مانند تشنج در اطراف خانه کروبی هم می توانست روز قدس را به حاشیه ببرد و بار سنگین اعلام موضع له یا علیه رژیم صهیونیستی را از دوش آنها بردارد و هم با نمایش نوعی مظلومیت! کور سوی احیای سازمان از هم پاشیده فتنه را محتمل سازد. بدین ترتیب احتمالاً جلوی شکاف و اختلاف بیشتر در درون جریان فتنه بر سر همراهی بیشتر با رژیم صهیونیستی یا اعلام برائت از این رژیم- و البته به جان خریدن هزینه های آن- را تا حدودی سد کند.
این دو گمانه و احتمال، ناقض گمانه سوم- حضور معترضانه نیروهای متدین در مقابل خانه کروبی در فرمانیه- نیست بلکه در طول گمانه سوم تعریف می شود به این معنا که طراحان صحنه سازی اخیر با آگاهی از اینکه مردم به عملکرد کروبی معترضند تلاش کرده اند چاشنی درگیری و التهاب را به این اعتراض فزاینده و قابل پیش بینی تزریق کنند و نتایج مورد نظر را استخراج نمایند.
با این حال و با در نظر گرفتن تمام احتمالات، آنچه اصل ماجراست نمایش علنی مرگ جریان فتنه و تهی شدن مطلق آنها از عقبه اجتماعی در روز قدس است و هر شعاری هم که ملت ایران در روز قدس علیه رژیم صهیونیستی دادند شامل پیاده نظام فتنه گر این رژیم در داخل ایران هم می شود. در این میان آنچه قطعی است اینکه ملت ایران- و حتی معدود عناصر آشوب طلب- کروبی را به عنوان سیاستمداری ورشکسته که به خاطر ماجراجویی و جاه طلبی مستعد هر نوع بازیگری و بازی خوردن است می شناسند و هرگز او را جدی نمی گیرند همچنان که میزان آراء باطله در انتخابات سال 88 بیش از آرای کروبی بود!

تاکتیک فتحعلی شاهی کروبی و موسوی در روز قدس!

دوی علی گلابی... زلزله 12 ریشتری... بن بست راهپیمایی... رفتار فتحعلی شاهی...
اینها تعابیری است که در بگومگوی بقایای فتنه سبز و اپوزیسیون خارج نشین پس از سپری شدن روز قدس و نمایش مجدد مرگ فتنه رد و بدل می شود.عناصر ضدانقلاب معتقدند فتنه گران طی چندماه گذشته فقط خالی بسته و باعث سردرگمی و یأس بیشتر شده اند. سایت صهیونیستی بالاترین که خود یکی از معرکه گیران اصلی هفته های اخیر بود، اکنون از قول علیرضا-ر (یکی از عناصر فراری) می نویسد «من به اندازه و سهم خود فقط یک خواهش از بدنه جنبش دارم: برادر جان اینهمه شعارهای بالاترین پسند نده که روز قدس تهران را زیر پایمان 12 ریشتر زلزله می کنیم. نگو که 13آبان سفارت آمریکا را میگیریم دوباره پس میدهیم به خودش. نگو اگر کروبی تهدید بشود ایران را جهنم میکنیم. (که دیدی که شد و هیچکاری هم نکردی). حالا که کروبی اینطور تهدید شد دوباره بلند نشو نگو که پس حالا که اینطوری شد اگر کروبی را بکشید پس من آنوقت دنیا را گل افشون میکنم. من از امروز آن شکل خیابانی جنبش را کلاً فراموش می کنم.
ذیل این نوشته، شماری از اظهارنظرهای عناصرضدانقلاب به این شرح آمده است «این حرف ها که اله می کنیم و بله می کنیم بیشتر از ناحیه کاربران وزارت اطلاعاتی است تا با انجام نشدن تجمع و تظاهرات، تخم یأس بکارند... 4 تا جوون 16 ساله میشن همه کاره و پیام صادر می کنن و قرار تظاهرات می گذارن... اینجا در بالاترین اگه بگی تا آزادی ایران فقط 12 روز مونده، سریع می بینی همه میان کلی تعریف می کنن و کلی حال میکنند. سر همین قضیه کروبی، من به تو قول میدم اگر کروبی دستیگر بشه و یا حتا اگر کشته بشه هیچ کس نه میاد تو خیابون و نه کاری می کنه، ولی اینجا تو بالاترین یارو تیتر می زنه «وای اگر تار مویی از سر شیخ ما کم بشه ایران را کربلا می کنیم» بعدش میری پروفایلشو می بینی که اصلا از ایران نیست! من نمیتونم بگم که این تیترا و کارا همه مال عوامل اطلاعاتی هستش. باید قبول کنیم که بعضیها که مخصوصا از ایران دور هستن از نظر درک سیاسی در توهم به سر میبرن. خود من هم خارج از ایران هستم. اینو گفتم که به کسی الکی بر نخوره».
سایت ضدانقلابی خودنویس هم که از خارج کشور مدیریت می شود با اشاره به حضور شکوهمند ملت ایران در راهپیمایی روز قدس و ناپیدایی فتنه گران نوشت: صحبت از ایجاد تفرقه یا ریختن آب به آسیاب جمهوری اسلامی نیست. صحبت از واقعیتی شدیداً تلخ و گزنده است که بسیاری از ما از بیان آن هراس داریم. آنچه در روز قدس اتفاق افتاد یکبار دیگر گمانه زنی ها درباره غلبه کامل جمهوری اسلامی بر جنبش سبز را تایید می کند. هر قدر هم فضای اینترنت پرجوش و خروش باشد آنچه تعیین کننده مسیر اوضاع است واقعیت واقعی است که در خیابان ها روی می دهد. امسال حکومت با شتاب فراوان عوامل خود را به خیابان ها ریخت و نفس معترضان را گرفت و به خانه کروبی حمله کرد]!؟[ تا باز هم موسوی فقط بتواند «بیانیه» بدهد. بیانیه هایی که به هیچ دردی نمی خورد و فقط و فقط امتیاز کاربری کاربران بالاترین را بالا می برد. روز قدس امسال درست در نقطه مقابل مراسم پارسال برگزار شد. برخلاف سال قبل دنیا اهمیتی به این موضوع نداد. چون صدایی از مخالفان نشنید. به نظر می رسد کسی دیگر برای جار و جنجال های فضای مجازی اینترنت هم اهمیتی قائل نیست و آنچه که قرار بود به اطلاع رسانی درست تبدیل شود به بازیچه ای کودکانه برای کسب امتیاز بیشتر در سایت ها بدل شد. برخلاف بسیاری از گمانه زنی ها مبنی بر اینکه ریزش از درون حکومت آغاز شده است درست در نقطه مقابل ریزش در میان معترضان شروع شد. عده ای گفتند سرکوب ها کارساز نبوده است ولی اشتباه می کردند چون اگر کارساز نبود همان معترضان سال قبل را دوباره در خیابان ها می دیدیم.
سایت بالاترین هم در مطلبی تحمیق آلود و تحریک آمیز خطاب به کروبی نوشت: ما ]!؟[ را ببخشید که دست و زبانمان خشکیده است و راحت در خانه نشسته ایم. ما را ببخشید که به خیابان نرفتیم و به شما خیانت کردیم. ما را ببخشید اگر ترسیدیم و نیامدیم. ببخشید که فقط بلدیم حرف بزنیم و شما را قربانی کردیم. ما بی معرفتیم و پشت به شما کردیم. ما را ببخشید، ما می ترسیم. ما را ببخشید که انقلاب کردیم ]!؟[ و ایران را به این روز انداختیم. ما را ببخشید که شما را جلو انداختیم و از پشت به شما خنجر زدیم. ای شیخ شجاع ]![ وضعیت همین است که می بینی. از دست ما کاری برنمی آید. همین نامه را هم که نوشتم فردا شب باید در اوین بخوابم ]نویسنده مطلب مقیم خارج کشور است![ باور کن که آن روزهای خوب که به خیابان می آمدیم، گذشته است. ما امروز توان فتح کوچه شما را هم نداریم. من یا فردا مهمان خانه شما می شوم و این وضع را می کنم یا از شرمساری و غصه، همین فردا دق می کنم و راحت می شوم حتی اگر به جهنم بروم»!
اما «دوی علی گلابی چه بود». نویسنده وبلاگ محسن کردی با ابراز ناراحتی از هیاهوی توأم با هیچ فتنه گران می نویسد «کروبی در یک پیام کوتاه بر حفظ جان و امنیت مردم تاکید کرده و از آنان درخواست نمود که از حرکت به سمت منزل ایشان خودداری کنند. والله خوب شد آقای کروبی این پیام را دادند اگر نه سیل ساندیس خورها و خانه ایشان را با هم برده بود.
این گونه مواضع حضرات سبز مرا بیاد ماجرایی میاندازد؛ فتحعلی شاه پیش از امضای قرارداد درباریان را به نزد خویش فرا خواند. آنگاه با اعتماد به نفسی مثال زدنی گفت اگر شمشیر شاهنشاهی ام را از غلاف سمت راست بیرون کشم چه می شود؟ همه درباریان جملگی گفتند بدا به حال روس، بدا به حال روس! آنگاه فتحعلی شاه با لحنی سرشار از غرور گفت اگر خنجر شاهنشاهی ام را از غلاف سمت چپ بیرون کشم چه می شود؟ همه درباریان جملگی گفتند بدا به حال روس بدا به حال روس! او هم دست بر غلاف برد و کمی شمشیر را بیرون آورد که ناگاه درباریان دست به دامان قبله عالم شدند در حالی ملتمسانه می گفتند قبله عالم رحم کن به حال روس. این بار را رحم کنید! آنگاه فتحعلی شاه شمشیر را به طور کامل درون غلاف کرد و سپس با اعتماد به نفسی مثال زدنی قرارداد را امضا کرد».
این وبلاگ اضافه می کند: در فرهنگ اهل دعوا و بزن بزن تهرونی این گونه جهت گیری ها به «دوی علی گلابی» معروف است. میگویند فلانی برای فلانی «دوآمد»، یعنی بطور تهدیدآمیزی دوید طرف حریف فکر می کنم که جریان سبز سنگین تر است اگر واقعیت را بپذیرد که کسی حاضر نیست جانش را بخاطر این جنبش به خطر بیندازد.
در همین زمینه سایت خودنویس در تحلیل دیگری تصریح کرده است« تاکتیک راهپیمایی به بن بست رسیده است. این مسئله در روز قدس باز هم اثبات شد. رژیم بالاخره کارآزموده شده است. دیگر لزومی به پافشاری روی این کار نیست. آیا جنبش شکست خورده است؟» وبلاگ «انقلاب سبز هم نوشت: در سایت هایی مثل بالاترین، عده ای ناامید شده اند و حتی به مردم فحش و بد و بیراه می گویند. خب مردم عقل دارند و به دعوت این و آن که به خیابان نمی ریزند.
اماسایت صهیونیستی ایران گلوبال مشکل را نه در سایت هایی نظیر بالاترین بلکه دو رگه بودن کسانی چون موسوی و کروبی می داند که هنوز تظاهر به اسلام می کنند. اتفاق روز قدس بیش از آن که نشان شکست باشد نشانه بلوغ است. وقتی سران خودخوانده جنبش، سکولارها را سانسور و سرکوب می کنند قابل پیش بینی است که آنها هم به خیابان نمی آیند. اصلاح طلبان معامله گر و غیرقابل اعتمادند. آنها می گفتند این بار بیایید شعار هم غزه هم لبنان بدهید.
سایت بالاترین در تایید ضد دین بودن آشوبگران، خطاب به موسوی و کروبی نوشت: آقایان موسوی و کروبی! از شما می خواهم دیگر در مورد راهپیمایی در زمان راهپیمایی دولتی سخن نگویید خود دیدید که امسال بازیچه رژیم نشدیم و نیامدیم. اصلا خیلی ازما به این گونه راهپیمایی ها اعتقادی نداریم.
مگر جنبش راهش با حکومت یکی است؟
اما پایان یک ماه چشم بندی و سیاه بازی رسانه ای، شاید خبری باشد که خودنویس درباره بالاترین نوشت: پارسال در 22 بهمن، بالاترین 12 هزار کاربر داشت اما اکنون این رقم به 3 هزار نفر رسیده است. آنها واقعا خسته شده اند.

اسرائیل در حلقه تنگ محاصره

«مبارزه ما علیه فلسطینی ها مبارزه ای از پیش باخته است، از همان آغاز روز انتفاضه- زمستان سال 1366- این مبارزه شکست خورده بود و بطور حتم باعث از بین رفتن ما می شود از این رو من به شهروندان اسرائیلی ساکن در شهرک های کرانه باختری و شهر قدس می گویم سریعتر منازل خود را ترک کنید و به عمق اسرائیل در سرزمین های 48 بروید.»
این بخشی از سخنان پروفسور «وان کلیفیلد» از چهره های شاخص رژیم صهیونیستی است. وی کسی است که بعد از فروپاشی بلوک شرق و تحت تاثیر ادعای آمریکایی ها مبنی بر اینکه جهان در قرن 21تک قطبی و تحت سیطره آمریکاست، پیشنهاد کرد که اسرائیل باید همه اعراب ساکن اسرائیل را در یک روز قتل عام کند و یک شوک زودگذر بین المللی را پذیرا شود ولی برای همیشه خود را از شر اعراب مسلمان رها کند. موضع و اندرز امروز کلیفیلد به خوبی وضعیت بحرانی رژیم صهیونیستی و چشم انداز آینده آنان را به تصویر می کشد.
تردید نسبت به آینده و نگرانی توام با وحشت در همه اجزای رفتار و تاکتیک های اسرائیل قابل مشاهده است و از این رو می توان با قاطعیت گفت، اینک رژیم صهیونیستی امروز را برای زنده ماندن سپری می کند در حالیکه امیدی به «فردا» ندارد. موارد زیر می تواند بخشی از مستندات و استشهادات این چشم انداز تلقی شوند:
1-نتانیاهو دو روز پیش در آغاز دور جدید مذاکرات سازش در واشنگتن رو به باراک اوباما و محمود عباس کرد و گفت: «مشروعیت و امنیت باید دو پایه اصلی مذاکرات واشنگتن باشد» عبارت نخست وزیر رژیم غاصب درباره امنیت مفهوم بود ولی درباره مشروعیت کمی ابهام داشت از این رو خانم کلینتون به کمک نتانیاهو آمد وگفت «حماس هم باید به جرگه مذاکرات بپیوندد.» در واقع اسرائیلی ها از یک سو می دانند که این مذاکرات گرهی را از مشکلات عظیم رژیم تل آویو باز نمی کند چرا که گم شده اسرائیل -یعنی امنیت که براساس آن به مذاکرات مادرید و اسلو تن داد- با امضای آقای عباس و تایید اوباما، ملک عبدالله و حسنی مبارک پیدا نمی شود، امنیت اسرائیل از سوی مردمی-در فلسطین و کشورهای مسلمان- تهدید می شود که امضاکنندگان بیانیه واشنگتن هیچ جایگاهی در میان آنان ندارند. در واقع نتانیاهو با پیش کشیدن موضوع مشروعیت و امنیت می خواهد بگوید اسرائیل ناچار است راه خود را برود و حضور او در میزگرد واشنگتن یک انتخاب- بخوانید استراتژی- نیست. انتخاب واقعی اسرائیل تلاش برای تامین امنیت از طریق مواجهه - نظامی و سیاسی- با کسانی است که با روش هایی شرافتمندانه امنیت و آینده اسرائیل را سلب کرده اند. با این وصف می توان با قاطعیت و بدون تردید گفت که در روند منازعه اسرائیلی- اسلامی، حرکت استراتژیک در اختیار کسانی است که به یک اندازه اسرائیل، حکومت خودگردان، حکومت های مصر و اردن را نامشروع می دانند.
2- روند جمعیتی در درون سرزمین های اشغالی 1948 بیانگر آن است که در وضع فعلی نسبت جمعیت عرب به جمعیت یهودی اگرچه با برتری یهودی ها توام است ولی رشد جمعیتی 7/4عرب نسبت به رشد جمعیتی 2/1 یهودی روند را طی کمتر از یک دهه به نفع فلسطینی ها و به ضرر اسرائیلی ها تغییر می دهد. اینک جمعیت عرب فلسطینی ساکن در سرزمین های 1948از مرز 5/1میلیون نفر فراتر رفته است. این اعراب که «اعراب اسرائیلی» خوانده می شوند از حق رای برخوردارند و در یک فرایند انتخاباتی می توانند در آینده دولت را به نفع خود تغییر بدهند. جمعیت عرب سرزمین های 1948 یک دغدغه مهم امنیتی برای رژیم تل آویو به حساب می آید بر همین اساس یک عضو عالی رتبه ارتش اسرائیل- سرلشکر دایان- می گوید: «توازن جمعیت تا چند سال دیگر در داخل فلسطین به نفع اعراب تغییر می کند و ما در خوشبینانه ترین حالت شاهد یک تغییر و تحولاتی همانند آفریقای جنوبی در فلسطین خواهیم بود». براساس همین ابراز نگرانی شدید، نتانیاهو در مذاکرات واشنگتن اصرار دارد که موضوع اسرائیلی کردن همه 78درصد سرزمین های 1948 را به ثبت برساند. اسرائیل حداقل دو دهه است که اخراج عرب های ساکن سرزمین های 48 را مد نظر دارد ولی هیچگاه نتوانسته است به آن دست یازد. امروز هم اسرائیلی کردن شمال و مرکز فلسطین یک درخواست است که اسرائیل از آن حرف می زند اما آیا اسرائیلی ها واقعا جرات دست زدن به آن را دارند؟ در واقع اسرائیل در شرایط ضعیفی قرار دارد و جرات ورود به یک بازی پرمناقشه را ندارد. اگر این رژیم بخواهد موج تازه ای از آوارگی فلسطینی ها را آغاز کند اولین سؤال این است که این یک فرایند مسالمت آمیز نخواهد بود. ثانیا نه در فلسطین و نه در کشورهای همجوار امکان انتقال نزدیک به یک میلیون و نیم جمعیت و حتی ثلث آنان وجود ندارد پس برای این جمعیت چاره ای جز «مقاومت به هرقیمت» وجود ندارد و این یعنی تن دادن رژیم صهیونیستی به یک انتفاضه بسیار بزرگ در شهرهای تل آویو، حیفا، نهاریا، صفه و دهها شهر دیگر! کاملا واضح است که رژیم صهیونیستی هرگز یارای چنین ریسکی را ندارد. این ریسکی است که به فلسطینی های ساکن در اراضی فلسطین- یعنی 5/5میلیون جمعیت- اجازه می دهد تا در یک اقدام هماهنگ، استراتژی محو اسرائیل را عملیاتی نمایند. پس می توان با قاطعیت گفت که استراتژی عاری سازی سرزمین های 48 از اعراب که مقامات مختلف اسرائیلی از آن حرف می زنند، به هیچ وجه عملی نیست.
3- راهپیمایی های بزرگ جهان اسلام- بخصوص تظاهرات عظیم روز قدس- که هر سال گسترش بیشتری پیدا می کند بخوبی نشان می دهد که سررشته فلسطین دیگر در دست چهار شخصیت وابسته عربی نیست. اینک این جهان اسلام است که برای آزادی کامل فلسطین و محو سازشکاران خیز برداشته است. جالب این است که اینک 31سال از نامگذاری جمعه آخر ماه مبارک رمضان به «روز قدس» می گذرد و جمعیت شرکت کننده هر سال بیشتر شده است و حال آنکه صهیونیست ها و آمریکایی ها گمان می کردند به زودی مسلمانان این گونه اقدامات را بی نتیجه دیده و کنار می کشند. حالا این حضور، اقداماتی نظیر راه اندازی کاروان های دریایی و زمینی برای شکستن محاصره غزه را در پی داشته است. این همه در حالی است که حامیان غربی رژیم صهیونیستی- و بطور خاص دولت های آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان- قادر نیستند به گرمی گذشته از این رژیم حمایت کنند. در واقع به میزان تردیدی که غربی ها پیدا کرده اند، امت اسلام برای رهایی فلسطین راسخ تر شده است.
4- هیچ چیزی به اندازه اقدامات 10سال اخیر رهبران تل آویو به اسرائیل ضربه نزده است، اسرائیل در سالهای 2000 و 2005 از لبنان و غزه گریخت بدون آنکه بتواند پیش بینی کند که چه پیش می آید، اسرائیل که رفته بود در سال 2006 هوس کرد که به لبنان بازگردد بدون آنکه آمادگی لازم را داشته باشد، اسرائیل پایان جنگ 33 روزه را پذیرفت بدون آنکه تکلیف بعدی خود را در مواجهه با حزب الله بداند، اسرائیل سال 2008 به غزه بازگشت بدون آنکه از میزان توانایی حماس و جهاد در مقاومت اطلاع داشته باشد، اسرائیل 22روز بعد توقف جنگ را پذیرفت و از غزه رفت، بدون آنکه برنامه جدیدی در مواجهه با حماس داشته باشد، تل آویو غزه را محاصره کرد و 4سال آن را ادامه داد بدون آنکه قادر به پیش بینی تاثیر این محاصره در افکار عمومی باشد. رژیم صهیونیستی با ابتکار بین المللی شکست محاصره غزه- کاروان آزادی- برخورد خونین نظامی کرد بدون آنکه بداند تیرهای او به سمت خود کمانه می کند. مقامات تل آویو از سال 2000 دچار اقدامات عجولانه، بی برنامه و غیراستراتژیک بوده اند و البته هر اقدام آنان تاثیری استراتژیک و درازمدت را در پی داشته است. «اسرائیل امروز» برخلاف «اسرائیل دهه های 50، 60 و 70میلادی» مملو از اشتباه است و از این رو می توان آن را به ورطه هایی کشاند و به آن ضربات پی درپی وارد کرد. نتانیاهو ثابت کرده است که از یک دهم عقل نصرالله و هنیه هم برخوردار نیست. در این 10سال هرچه این دو حکیمانه تصمیم گرفته اند، نتانیاهو و... احمقانه رفتار کرده اند.

سعدالله زارعی

گفته بودیم سبزها خل و چل هستند این هم سندش!

یکی از عناصر فعال در اپوزیسیون خارج نشین اعلام کرد سبزهایی که سال گذشته در روز قدس شعار «نه غزه نه لبنان» داده بودند، «سفیه»هستند.
داریوش سجادی در وبلاگ خود و در مطلبی با عنوان «سبزهای سفیه» نوشت: سال گذشته و بعد از تظاهرات روز قدس که در خلال آن سبزها شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» را سر دادند طی مصاحبه ای مفصل مدعی انحراف جنبش سبز بدلیل سر دادن چنین شعاری شدم. البته آن مصاحبه بازتاب های متفاوتی پیدا کرد و حجم بالائی از ترشروئی سبزها را متوجه من کرد. اما اکنون مشاهده کردم هم زمان حجت الاسلام منتجب نیا عضو ارشد حزب اعتماد ملی در کنار محمد خاتمی و علی اکبر محتشمی پور متفقاً شعار «نه غزه، نه لبنان» را انحرافی دانسته و بالاخره و بعد از یک سال سکوت سراینده های چنان شعاری را مورد شماتت قرار داده اند. ظاهراً این وسط فقط فحاشی های معوقه سبزها باید به حساب اینجانب واریز می شد تا با تاخیری یک ساله بالاخره رهبران جنبش سبز هم به چنین صرافتی بیفتند. تقبل الله. اما علی رغم چنین شماتتی باز هم عده ای از مدعیان سبزینگی می فرمایند: خیر! مرغ یک پا دارد و کماکان «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران». من با استدلال و بدون اغراق معتقدم این گروه از سبزها سفیه اند. مطابق منطق حاکم بر چنین شعاری، مظالم دولت صهیونیستی بر مردم لبنان و فلسطین برای ایشان (سبزهای مدافع چنان شعاری) عاری از اهمیت است.
وی تصریح کرد که با این منطق غربی ها نیز از جریان سبز حمایت نخواهند کرد چرا که 4 دیواری، اختیاری. آیا سفاهت شاخ و دم دارد؟
شایان ذکر است چند روز پیش موسوی و کروبی ضمن دیداری مدعی شدند:« حمایت از مسلمانان و ملت های مظلوم بویژه ملت فلسطین همواره مورد توجه ملت بزرگ ایران و امام خمینی بوده است. روز قدس تبلور حمایت مردم آزاده از ملتی مظلوم است که از سرزمین مادری خود رانده شدند و در خلال این مدت رنج ها و مشقت های بسیاری را متحمل گردیدند ملت مظلوم فلسطین علیرغم تصویب قطعنامه های متعدد از سوی سازمان ملل متحد و عدم تمکین رژیم اشغالگر هنوز نتوانسته حق طبیعی خود را کسب نماید» و این در حالی است که سران رژیم صهیونیستی بارها از شجاعت- بخوانید خیانت- آشوبگران و فتنه گران تجلیل کرده و آنها را سرمایه رژیم صهیونیستی کسانی که به نیابت از اسرائیل می جنگند، معرفی کرده بودند.
جمیله کدیور همسر بهاءاله مهاجرانی روز گذشته با اشاره به موضع اخیر موسوی و کروبی نوشت: این موضع گیری ضرورت دارد. شعارها و موضع گیری های سال گذشته موجب ایجاد شبهاتی در بین افکار عمومی جهان خصوصاً فلسطینان و جهان عرب شد گویی که جنبش سبز نسبت به رنج های ملت فلسطین و لبنان حساسیت ندارد.

پیغام غرب به یکی از سران فتنه پس از شکست تحریم ها:

نامه بنویسید که ما تحریم ها را تعدیل کنیم !!!

به دنبال ناکامی غرب در اعمال موثر تحریم ها علیه ایران، این کشورها با ارسال پیغامی به یکی از سران فتنه از وی درخواست کردند که نامه ای به سران غرب نوشته و خواهان تعدیل تحریم ها شود.
به گزارش باشگاه خبرنگاران یک روزنامه نگار لبنانی مرتبط با دیپلمات های غربی در دیدار با یک خبرنگار قدیمی ایرانی پرده از خبری برداشت که هم از استیصال غرب در برخورد با ایران حکایت دارد و هم سند دیگری بر خط گیری جریان فتنه از غرب است.
این روزنامه نگار لبنانی با اشاره به اقدامات موثر ایران در رویارویی با پروژه تحریم اقتصادی غرب به ویژه در مورد بنزین که در ابتدا تصور می شد پاشنه آشیل ایران است می گوید: غربی ها اخیرا توسط یکی از نزدیکان سران فتنه به او پیغام دادند که با توجه به مشکلاتی که بر سر اجرای تحریم های ضدایرانی وجود دارد آنها تمایل دارند که پیش از اعلام شکست قطعی، به نوعی ابتکار عمل را بدست بگیرند و خود به بهانه ای این پروژه را کنار بگذارند و به همین دلیل بهتر است که یکی از سران فتنه طی درخواستی از سران کشورهای غربی بخواهد که تحریم های ضدایرانی را تعدیل کنند تا با این اقدام هم اپوزیسیون تقویت شود و هم کاری کنند که آبرو و حیثیت غرب در این ماجرا از بین نرود.
دیپلمات های غربی به این روزنامه نگار لبنانی چنین گفتند: با توجه به اینکه جریان شکست خورده در انتخابات ریاست جمهوری در ایران به طور کامل جمعیت حامی و مردمی خود را از دست داده است واسطه شدن سران فتنه در مورد تعدیل تحریم های ضدایرانی باعث ایجاد وجهه برای این جریان و امید بخشیدن به اندک هواداران آن در ایران می شود و نشان می دهد سران فتنه از این سطح از قدرت برخوردارندکه تحریم ها را تعدیل کنند. این روزنامه نگار لبنانی تاکید کرد: عنصر مشاور و امین یکی از سران فتنه به وی فشار آورده است تا این نامه خطاب به مقامات غربی نوشته شود و با توجه به اینکه رئیس جمهوری ایران محمود احمدی نژاد راهی نیویورک است این خبر می تواند این سفر را همزمان با شکست پروژه ضدایرانی دیگر غرب تحت الشعاع قرار دهد.
این روزنامه نگار لبنانی همچنین اعلام کرده در صورت لزوم نام خود و دیپلمات های غربی را فاش خواهد کرد.

برخورد وحشیانه شاگردان آقای دستغیب با مردم+عکس ضاربان

به گزارش خبرنگار جهان از شیراز، پس از اظهارات توهین آمیز آقای دستغیب به ساحت ولایت فقیه جمع کثیری از مردم در مقابل مسجد ایشان درشهر شیراز تجمع و تحصن کردند و صرفا به شعار دادن و عزاداری به مناسبت شهادت مولای متقیان امیر مومنان، پرداختند.
در حین تجمع اعتراض امیز مردم شاگران آقای دستغیب برای مظلوم نمائی، شیشه های مسجد را شکستند و از پشت بام مسجد بر سر مردم سنگ و آجر و کپسول آتش نشانی انداختند و همزمان عده ای اوباش با چوب و چماق بر سر مردم ریختند که در این برخورد وحشیانه دهها تن زخمی شدند و  به بیمارستان منتقل شدند.
بر اساس آخرین اطلاعات 24 نفر در بیمارستان بستری شدند و تعدادی نیز به صورت سرپائی مداوا شدند.
عکس شاگردان آقای دستغیب در حال پرتاب آجر و سنگ به مردم:
لازم به ذکر است عکس رهبر انقلاب در پشت بام مسجد توسط مردم متدین شیراز نصب شده است.




تصاویر مردم مضروب: