شفاف نیوز

شفاف سازی مسایل سیاسی

شفاف نیوز

شفاف سازی مسایل سیاسی

پروژه فرانکلین از آرشیو پنتاگون سربرآورد !!!

طراحی فتنه 88 در سال 2003

یک مقام ارشد سابق پنتاگون در نوشته ای، از جزئیات طرح مخفی خود برای براندازی جمهوری اسلامی ایران پرده برداشت.
لری فرانکلین که به عنوان رئیس میز ایران در پنتاگون و در همکاری با افرادی همچون مایکل لدین بر موضوع جنگ عراق و زمینه های آن متمرکز بوده است، در نوشته ای با عنوان «برنامه سری من برای سرنگونی جمهوری اسلامی»، سندی را بر جای گذاشته که به روشنی نشان می دهد پروژه فتنه 88 از سال 2003 جزء به جزء توسط آمریکایی ها طراحی و برنامه ریزی شده بود.
فرانکلین از جمله مخالفین آغاز جنگ عراق به شمار می رفت چرا که وی به قدرت منطقه ای ایران کاملا آگاه بوده و آن را مانع تحقق اهداف آمریکا در اقدام به این جنگ می دانست. فرانکلین در این طرح، راه حل خود برای برطرف ساختن مانع ایران را براندازی جمهوری اسلامی معرفی کرده و اجرای این طرح را مقدمه ای برای آغاز جنگ عراق می داند.
این مقام ارشد پنتاگون البته به دنبال ابراز مخالفت خود با جنگ عراق به جرم جاسوسی برای اسرائیل از طریق لابی صهیونیستی آیپک از منصب خود برکنار و دادگاهی گردید. با این حال وی را می توان جزء سرسخت ترین و معاندترین عناصر ضدجمهوری اسلامی ایران در آمریکا برشمرد که به همراه دیگر نومحافظه کاران این کشور، همواره نظریات و پیشنهادات افراطی خود را به دولت های مختلف آمریکا علیه نظام اسلامی ارائه نموده اند.
مقاله یاد شده که در فارین پالیسی منتشر شده البته پس از ناکامی آمریکا در جنگ عراق و همچنین در روزهای پس از انتخابات سال 88 در ایران نوشته شده و فرانکلین در این نوشته به ارزیابی طراحی ها و پیش بینی های خود پرداخته است.
در این مقاله این مقام ارشد سابق پنتاگون که از زندان آن را ارسال کرده آمده است: فوریه 2003 و چند هفته قبل از اشغال عراق بود و دولت بوش هنوز استراتژی واقع گرایانه ای در مورد هژمون آینده منطقه که در عراق قرار دارد، نداشت. من به عنوان رئیس میز ایران در وزارت دفاع، ناامید بودم. قرار بود که ما به عراق حمله کنیم ولی سیاست مشخصی در مورد دشمن سرسخت عراق نداشتیم. حس من این بود عراق به ویتنامی دیگر تبدیل شود و در ایران «هوشی مینه» جدید پدیدار شود. در حقیقت من از منابعم آگاه شده بودم که تهران پیش از شروع جنگ شبکه ای از عوامل، گروه های وابسته و سلاح در عراق ایجاد کرده است و آماده است تا زمانی که ایالات متحده، صدام را از عراق ساقط کرد آمریکا را به چالش بکشد. من همچنین می دانستم تصور اعتماد و همکاری با رهبران عراقی طرفدار ایران ایده ای احمقانه است. اما من به اندازه کافی شجاعت بیان این موضوع را نداشتم و نمی توانستم با رئیس در اداره نقشه های ویژه «داگلاس فیث» و یا رئیس او «پل وولفوویتز» روبرو شوم.
وی ادامه داد: در جو تب دار آن زمان تصور نمی کردم که کسی مرا جدی بگیرد و می دانستم که فیث آنقدر مشغول اشغال عراق است که حاضر نیست به حرفهایم گوش دهد. بنابراین من با توجه به شرایط حاکم، به «استیون ووزن» رئیس سیاست خارجی ایپک (کمیته امور عمومی اسرائیل و آمریکا) نزدیک شدم و از او خواستم تا نگرانی های من را با «اولیوت آبرامز» در شورای امنیت ملی در میان بگذارد. این اقدام من باعث شد تا من به جرم جاسوسی برای اسرائیل محاکمه شوم.
فرانکلین اضافه کرد: اما هدف من هرگز انتقال اطلاعات به اسرائیل نبود و من تنها تلاش داشتم تا از حمله عراق قبل از اتخاذ استراتژی مشخصی در قبال ایران جلوگیری کنم.
وی در این مقاله همچنین برای تاکید بر صحت پیش بینی هایش تصریح کرد: پس از حمله آمریکا به عراق، مدیر کیهان نوشت: «اشغالگران آمریکایی، گروگان ما در عراق هستند.»
من می دانستم این گونه خواهد شد. الان پیش بینی هایم تحقق پیدا کرده و ایران نقشه آمریکا در عراق را نقش بر آب کرده است.
مسئول میز ایران در پنتاگون در ادامه به طرح خود برای مقابله با ایران اشاره کرد و نوشت: من همیشه در پنتاگون گفته بودم که تغییر رژیم و نه کنار آمدن با ایران و جنگ با این کشور، باید سیاست ما باشد. اما عناصری در سازمان سیا و وزارت خارجه با این موضوع مخالف بودند. نقشه من طرحی بود تا بنیادهای رژیم را بدون توسل به نیروی نظامی بلرزاند.
وی در تشریح جزئیات این طرح عنوان کرد: من از ایالات متحده درخواست کردم تا یک دولت در تبعید را مثلا در جایی مثل آسیای مرکزی که سابقه ایرانی دارد به رسمیت بشناسد. من پیشنهاد برنامه پیچیده تبلیغاتی دادم تا داستان های درست و نادرست را در رسانه پخش کند و به این وسیله اطمینان مردم ایران به رهبرانشان کم شود.
فرانکلین اضافه کرد: من درخواست کردم تا سابقه حقوق بشری ایران برجسته شود و هر روز بر یکی از قربانیان رژیم تمرکز شود. زندان های رژیم برملا شود. همچنین پیشنهاد کردم برخی از اسناد از حالت سری خارج شود تا آبروی رژیم ایران در صحنه بین المللی از بین برود. به علاوه از متخصصین مالی درخواست کردم تا فهرستی از حساب های بانکی، اموال و بنگاه های تجاری که رهبران کلیدی رژیم مالک آنها هستند تهیه کنند و پیشنهاد کردم که نقل و انتقال های مالی بلوکه شود.
وی با توصیه به دولت آمریکا برای آموزش برخی فعالین سیاسی در ایران، ادامه داد: سرانجام درخواست کردم که تعهدی نسبت به مردم ایران، مانند جنبش مردمی لهستان، داده شود و نسلی از فعالان سیاسی آموزش دیده شوند تا به طور مخفیانه وارد کشور شوند و از آن خارج شوند. مردم باید بدانند که مهار روسیه به معنای کنار آمدن با آن کشور نبود، در حقیقت ایالات متحده میلیون ها دلار برای سرنگون کردن آن رژیم منحوس صرف کرد.
فرانکلین در این مقاله که پس از انتخابات سال 88 نوشته شده در ادامه به ارزیابی طرح های پیشنهادی خود پرداخته و البته توصیه های تکمیلی را نیز به آن می افزاید: انتخابات تابستان سال 2009 نشان داد که مخالفانی در ایران وجود دارد. این شرایط نشان داد که تلاش کافی برای افزایش این نارضایتی فراتر از طبقات میانی و بالایی انجام نشده است. اما بسیاری در ایالات متحده تنها دو گزینه را برای ایران می بینند. حمله نظامی و یا نوعی همزیستی با ایران، اما گزینه سومی نیز وجود دارد. ایالات متحده می تواند حمایت کامل خود از معترضین ایران را اعلام کند و این جنبش جدید را با تجهیز آن به تلفن های ماهواره ای، دوربین های دیجیتال و جی پی اس تقویت کند.
این مقام ارشد پنتاگون اضافه کرد: آمریکا همچنین می تواند برخی از تیراندازان ماهر را تربیت کند تا با تیراندازان رژیم که به تظاهرات کنندگان شلیک می کنند مقابله کند. همچنین می توان داده هایی به کانالهای اطلاعاتی وارد کرد تا ارگان های اطلاعاتی ایران سردرگم شوند و با عناصر مختلف سازمان های خودشان مقابله کنند و با یکدیگر بجنگند.
همچنین می توان رادیوهای باند کوتاه در اختیار مناطق روستایی قرار داد. ایالات متحده می تواند اقتدار رژیم را با نشان دادن فساد و دورویی آن کم کند. ممکن است که این اقدامات ایالات متحده باعث دستگیری گسترده شود اما این اقدام رژیم می تواند باعث به وجود آمدن مقاومت شدید در ایران شود. سرانجام ممکن است بخش عظیمی از مردم ایران دست به شورش بزنند. در صورت بروز چنین سناریویی، رژیم متوسل به خون ریزی، هرج و مرج و اقدامات انتقامی می شود. اما اگر مردم ایران بسیج شوند و دست به اعتصابات گسترده بزنند، رژیم ایران فلج خواهد شد.

عوارض تورمی از فردای هدفمندسازی یارانه ها خود را نشان می دهد !!!

به گزارش جهان، الیاس نادران، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در جلسه هفتگی انصار حزب‌الله که شب یکشنبه، برگزار شد، اظهار داشت:نسبت به ضرورت اجرای هدفمندسازی یارانه ها   به اعتقاد بنده اجماع کافی وجود دارد و باتوجه به اینکه همه مسئولان درگذشته بر اجرای آن تاکید داشتند اما اینکه چرا جسارت انجام این کار را نداشتند، نکته مهمی است که باید به آن توجه کرد.
  الیاس نادران

نادران در ادامه سخنان خود به عوارض اجتماعی، اقتصادی و مالی بحث هدفمند کردن یارانه‌ها اشاره کرد و افزود: عوارض به فوریت و در یک زمان فوق‌العاده کوتاه‌مدت عارض می‌شود، یعنی اگر دولت تصمیم بگیرد قسمت حامل‌های انرژی را گران کند، عوارض و پیامدهای خود را روی خانوارها و اجتماع خواهد گذاشت، یعنی مردم از فردای روزی که افزایش قیمت صورت بگیرد، به صورت ملموس در زندگی خودشان آن را می‌بینند. 


*پیامدهای مثبت طرح هدفمندی یارانه ها به تدریج ظاهر می‌شود

این استاد دانشگاه افزود: ممکن است در سه سال آینده این پیامد مثبت مشخص بشود یا اینکه تا ده - پانزده سال، ظاهر شدن پیامد مثبت آن طول بکشد؛ مثلاً بهره‌وری در رفتار تولیدکننده‌ها باید اصلاح شود.
نادران اضافه کرد: بکارگیری تکنولوژی‌های بهتر، مصرف بهینه حامل‌های انرژی مثل برق و گاز و سوخت تا مصارف خانگی، ممکن است سال‌ها به طول انجامد تا به جواب برسد.
نماینده تهران در مجلس گفت: وقفه زمانی بین بروز عوارض منفی و پیامدهای مثبت، فاصله‌ای است که همیشه برای سیاستگذاران اقتصادی کشور موجبات نگرانی و دغدغه بوده است؛ چراکه در این فاصله ممکن است اتفاقاتی بیفتد که قابل کنترل نباشد.
وی با تاکید بر اینکه این بار پیش‌بینی‌های لازم برای جلوگیری از اتفاقات احتمالی انجام شده است، گفت: دولت جوامع هدف آسیب پذیر را که قادر به انتقال عوارض آن به دیگر اقشار جامعه نیستند را مورد حمایت قرار می‌دهد.

*حمایت ویژه از دهک های پایین جامعه در دستور کار است
عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران اظهارداشت: دهک‌های پایین درآمدی که از کمیته امداد و سازمان بهزیستی کمک می‌گیرند، از بودجه عمومی دولت برای آنها مبالغی در نظر گرفته می‌شود تا بتوانند امرار معاش کنند.
وی دلیل اینکار را اینگونه تشریح کرد: دهک‌های پایین درآمدی از این وضعیت آسیب می‌بینند، چون نه کالایی تولید می‌کنند تا بتوانند قیمت آن را افزایش دهند نه دستمزدی می‌گیرند که دستمزد بالاتری را تقاضا کنند و نه امکاناتی مالی دارند که از قِبَل افزایش قیمت‌ آنها، وضعیتشان بهتر شود و نه سرمایه‌ای دارند که با افزایش قیمت آنها وضعیتشان بهبود پیدا کند؛ بنابراین این اقشار باید مورد حمایت مالی قرار گیرند.
نادران با تشریح دلیل دوم گفت: می‌خواهیم سهم دهک‌های پایین که از منابع ملی و ثروت ملی و امکانات دولتی کمتر است، برعکس کنیم؛ امروز افراد برخوردارتر از این منابع بیشتر استفاده می‌کنند.
این استاد دانشگاه اظهارداشت: لازمه مطلوب این است که با توجه به گستردگی کار و حجم فعالیت‌ها و فعل و انفعالات مادی که در کشور اتفاق خواهد افتاد و با توجه به ناشناخته بودن عوارض مختلفی که ممکن است در جامعه بروز کند، حتماً لازم است که گام اول با احتیاط برداشته شود؛ چرا که این حداقل شرط عقل در مدیریت کشور است.

* تنظیم بازار در روند اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها فوق‌العاده مهم و اساسی است
نادران بحث تنظیم بازار را فوق‌العاده مهم و اساسی دانست و افزود: تنظیم بازار از وظایف ذاتی وزارت بازرگانی است، البته پیداست که این وظیفه ذاتی به تنهایی توسط وزارت بازرگانی عملیاتی نیست بلکه همه، دستگاه‌های دولتی و نهادهای غیردولتی مثل بازار، باید هماهنگ با یکدیگر عمل کنند، تا این کار به نتیجه برسد.
وی اضافه کرد: یعنی به دلیل وجود انتظارات تورمی و شیطنت‌هایی که ممکن است برای جوسازی‌های روانی در جامعه صورت پذیرد و به دلایل مختلف، اگر این کار با تدبیر صورت نگیرد لذا منجر به انفجار قیمت‌ها می‌شود.

* «وفاق ملی و آرامش درمحیط سیاسی» لازمه اجرای صحیح طرح هدفمندی است
این استاد دانشگاه تصریح کرد: شرط سوم ضرورت این کار وفاق ملی و آرامش درمحیط سیاسی کشور است و مصداق آن اینکه در برنامه‌های اول تا چهارم همه دولت‌ها و همه مجلس‌ها با همین تعبیر مصوب کردند که باید یارانه‌های کشور هدفمند شود و در همان جا تعریفشان این بود که باید قیمت حامل‌های انرژی افزایش پیدا کند و از محل درآمدی که کسب می‌شود، مجموعه‌ای از اقدامات صورت پذیرد و بخشی از آن را به جامعه هدف و بخشی را به تأمین اجتماعی برای استمرار خدمت‌رسانی و بخشی را برای بهبود سیستم حمل و نقل کشور و موارد متعدد دیگر اختصاص یابد و امروز این موارد را عملیاتی کردند و به صورت مشخص برای آن قانون تنظیم شده و در اختیار دولت گذاشته‌ شده است.
این نماینده مجلس تصریح کرد: اگر وفاق ملی در حوزه سیاسی و اجتماعی به وجود نیاید، طبیعی است که این کار از دست یک دولت بر نمی‌آید.
این نماینده اصولگرا گفت: اگر خدای ناکرده ضعفی عارض شد و این طرح با شکست مواجه شود، همه آنهایی که کوتاهی کردند چه در خیرخواهی و چه با سوءنیت در مسیر شکست آن عمل کنند، برای همه ناگوار خواهد بود و کسی منفعتی نخواهد برد.

پیام ولی امر مسلمین در پی هتک حرمت قران کریم

مطالبه همه مسلمانان مجازات توهین کنندگان به قرآن از سوی آمریکاست

در پی اهانت نفرت‌انگیز به قرآن شریف در آمریکا، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام مهمی به ملت ایران و امت بزرگ اسلام، حلقه‌های صهیونیستی درون دولت آمریکا را طراحان اصلی این توطئه مشمئزکننده خواندند و با تشریح اهداف پشت پرده کینه‌توزیهای صهیونیست‌ها نسبت به اسلام و قرآن تأکید کردند: دولت آمریکا برای اثبات ادعای خود درباره دخالت نداشتن در این توطئه، باید عوامل اصلی این جنایت بزرگ و بازیگران میدانی آن را به گونه‌ای شایسته به مجازات برساند.

متن پیام ولی امر مسلمین جهان به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
قال الله العزیز الحکیم: إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ1
ملت عزیز ایران ـ امت بزرگ اسلام!

اهانت جنون‌آمیز و نفرت‌انگیز و مُشمئزکننده به قرآن مجید در کشور آمریکا که در سایه‌ی امنیت پلیسی آن کشور اتفاق افتاد، حادثه‌ی تلخ و بزرگی است که نمی‌توان آن را تنها در حدّ یک حرکت ابلهانه از سوی چند عنصر بی‌ارزش و مزدور به حساب آورد. این یک اقدام محاسبه‌شده از سوی مراکزی است که از سال‌ها پیش به این طرف، سیاست اسلام‌هراسی و اسلام‌ستیزی را در دستور کار خود قرار داده و با صدها شیوه و هزاران ابزار تبلیغاتی و عملیاتی، به مبارزه با اسلام و قرآن پرداخته‌اند. این حلقه‌ی دیگری از زنجیره‌ی ننگینی است که با خیانت سلمان رشدی مرتد آغاز شد و با حرکت کاریکاتوریست خبیث دانمارکی و ده‌ها فیلم ضد اسلام ساخته‌شده در هالیوود ادامه یافت و اکنون به این نمایش نفرت‌انگیز رسیده است. پشت صحنه‌ی این حرکات شرارت‌بار چیست و کیست؟

مطالعه‌ی این روند شرارت که در این سال‌ها با عملیات جنایت‌بار در افغانستان و عراق و فلسطین و لبنان و پاکستان همراه بود، تردیدی باقی نمی‌گذارد که طرّاحی و اتاق فرمان آن در دستان سران نظام سلطه و اتاق فکرهای صهیونیستی است که از بیشترین نفوذ بر دولت آمریکا و سازمان‌های امنیتی و نظامی آن و نیز بر دولت انگلیس و برخی دولت‌های اروپائی برخوردارند. اینها همان کسانی‌اند که پژوهش‌های حقیقت‌یاب مستقل روز به روز بیشتر انگشت اتهام در ماجرای حمله به برج‌ها در 11 سپتامبر را به سوی آنان متوجه می‌کنند. آن ماجرا بهانه‌ی حمله به افغانستان و عراق را به رئیس‌جمهور جنایت‌کار وقت آمریکا داد و او اِعلان جنگ صلیبی کرد و همان شخص بنابر گزارش‌ها، دیروز اعلام کرده است که این جنگ صلیبی با ورود کلیسا به صحنه، کامل شد.

هدف از اقدام نفرت‌انگیز اخیر آن است که از سوئی مقابله با اسلام و مسلمانان در جامعه‌ی مسیحی به سطوح همگانی مردم کشیده شود و با دخالت کلیسا و کشیش، رنگ مذهبی گرفته و پشتوانه‌ئی از تعصبات و تعلقات دینی بیابد، و از سوی دیگر ملت‌های مسلمان را که از این جسارت بزرگ به خشم آمده و جریحه‌دار می‌شوند از مسائل و تحولات دنیای اسلام و خاورمیانه غافل سازد.

این اقدام کینه‌توزانه، نه آغاز یک جریان، بلکه یک مرحله از روند طولانی مدتِ اسلام‌ستیزی به سرکردگی صهیونیسم و رژیم آمریکا است. اینک همه‌ی سران استکبار و ائمة‌الکفر در برابر اسلام قرار گرفته‌اند. اسلام، دین آزادی و معنویت انسان، و قرآن کتاب رحمت و حِکمت و عدالت است؛ وظیفه‌ی همه‌ی آزادی‌خواهان جهان و همه‌ی ادیان ابراهیمی است که در کنار مسلمانان با سیاست پلید اسلام‌ستیزی با این شیوه‌های نفرت‌بار مقابله کنند. سران رژیم آمریکا نمی‌توانند با سخنان فریبنده و میان‌تهی، خود را از اتهام همراهی با این پدیده‌ی زشت تبرئه کنند. سال‌هاست که مقدسات و همه‌ی حقوق و حرمت میلیون‌ها مسلمان مظلوم در افغانستان و پاکستان، در عراق و لبنان و فلسطین زیر پا گذاشته شده است. صدها هزار کشته، ده‌ها هزار زن و مرد اسیر و زیر شکنجه، هزاران کودک و زن ربوده‌شده و میلیون‌ها معلول و آواره و بی‌خانمان، قربانی چه چیزی شده‌اند؟ و با همه‌ی این مظلومیت‌ها، چرا در رسانه‌های جهانی غرب، مسلمانان را مظهر خشونت و قرآن و اسلام را خطری برای بشریت وانمود می‌کنند؟ چه کسی باور می‌کند که این توطئه‌ی گسترده بدون کمک و دخالت حلقه‌های صهیونیستیِ درونِ دولت آمریکا ممکن و عملی است؟!

برادران و خواهران مسلمان در ایران و سراسر جهان!
لازم میدانم این چند نکته را به همه متذکر گردم:
اولاً: این حادثه و حوادث پیش از آن به روشنی نشان میدهد که آنچه امروز آماج حمله ی نظام استکبار جهانی است، اصل اسلام عزیز و قرآن مجید است؛ صراحتِ مستکبران در دشمنی با جمهوری اسلامی ناشی از صراحت ایران اسلامی در مقابله با استکبار است و تظاهر آنان به دشمن نبودن با اسلام و دیگر مسلمانان، دروغی بزرگ و فریبی شیطانی است. آنان با اسلام و هر آنکس که بدان پایبند است و هر آنچه نشانه ی مسلمانی است دشمن اند.
ثانیاً: این سلسله ی کینه توزیها با اسلام و مسلمین، ناشی از آن است که از چند دهه پیش تاکنون نور اسلام از همیشه تابنده تر و نفوذ آن در دلها در جهان اسلام و حتی در غرب از همیشه بیشتر شده است. ناشی از آن است که اُمت اسلام از همیشه بیدارتر شده و ملتهای مسلمان اراده کرده اند زنجیرهای دو قرن استعمار و تجاوز مستکبران را پاره کنند. حادثه ی اهانت به قرآن و پیامبر  عظیم الشأن صلی اله علیه و آله، با همه ی تلخی، در دل خود حامل بشارتی بزرگ است. خورشید پر فروغ قرآن روزبروز بلندتر و درخشنده تر خواهد شد.
ثالثاً: همه باید بدانیم که حادثه ی اخیر ربطی به کلیسا و مسیحیت ندارد و حرکات عروسکی چند کشیش ابله و مزدور را نباید به پای مسیحیان و مردان دینی آنان نوشت. ما مسلمانان هرگز به عمل مشابهی در مورد مقدسات ادیان دیگر دست نخواهیم زد. نزاع میان مسلمان و مسیحی در سطح عمومی،  خواسته ی دشمنان و طراحان این نمایش دیوانه وار است و درس قرآن به ما، در نقطه ی مقابل آن قرار دارد.
و رابعاً: طرف مطالبه ی  همه ی مسلمانان، امروز دولت آمریکا و سیاستمدارن آنند. آنها اگر در ادعای دخالت نداشتن خود صادقند باید عوامل اصلی این جنایت بزرگ و بازیگران میدانی آن را که دل یک و نیم میلیارد مسلمان را به درد آورده اند، به گونه ئی شایسته به مجازات برسانند.
و السلام علی عباد اله الصالحین
سیّدعلی خامنه‌ای
22/شهریور/1389

1. الحجر، آیه 9: بی‌تردید ما این قرآن را به تدریج نازل کرده‌ایم و قطعا نگهبان آن خواهیم بود.

تحریم ایران مانند آب آوردن با آبکش است !

آبکش شدن تحریم های ضد ایرانی، صدای محافل تندرو را در آمریکا و اروپا درآورده است.
یک روز پس از اعتراض گرتا وان ساسترن مجری فاکس نیوز مبنی بر اینکه «حتی کره جنوبی متحد 60 ساله نیز آمریکا را مسخره کرده و ادای تحریم را در می آورد»، روزنامه اتریشی پرسه تصریح کرد: مبادلات تجاری برخی کشورهای اروپایی با ایران به طرز وقاحت آمیزی رو به افزایش است و همین باعث می شود تا تحریم ها نتواند فشار قابل ملاحظه ای به ایران بیاورد.
این روزنامه در گزارش خود نوشت: پس از تحریم های تکمیلی اروپا و آمریکا این ذهنیت وجود داشت که تحریم های جدید، تجارت با ایران را محدود خواهند کرد اما برعکس، مبادلات کشورهایی مثل آلمان افزایش یافته است. تجارت آلمان با ایران در شش ماهه نخست سال 2010 به نسبت مدت مشابه در سال قبل از آن رشد داشته و به بیانی گویاتر، میزان صادرات آلمان به ایران به 14 درصد افزایش یافته است. در نقطه مقابل شاهد واردات کالاهای ایرانی به آلمان هستیم که با رشدی افسانه ای به 88 درصد رسیده اند. صنایع آلمان به ویژه ماشین آلات با کیفیت، محصولات شیمیایی و نیز فلزات مورد نیاز ایران را به طرف های ایرانی خود تحویل می دهند. در مورد اثرگذاری تحریم های جدید اتحادیه اروپا علیه تهران گمانه زنی های مشخص و دقیقی وجود ندارد اما آنچه در این میان آشکار است، آن است که در کشورهای عضو اتحادیه اروپا بسیاری هستند که تحریم مناسبات اقتصادی با ایران با هدف تکمیل انزوای سیاسی این رژیم را برنمی تابند.
روزنامه اتریشی با اشاره به معاملات اقتصادی مشابه میان ایران و سوئیس نوشت: سوئیس درصدد است از طریق شرکت EGL سالانه 5/5 میلیارد متر مکعب از ایران گاز بخرد و قراردادی 20 میلیارد فرانکی با آن کشور منعقد کرده است. اتریش هم سرنوشت مشابه سوئیس دارد و هر دو کشور مایلند از شرکای تجاری مهم ایران به حساب آیند. همه این وقایع نشان از آن دارند که قطعنامه های تحریمی تاکنون اعمال شده علیه ایران باید از سوی بازیگران اصلی اروپا مورد بازنگری قرار گیرند چرا که آن ها در متوقف کردن برنامه اتمی ایران و همچنین جلوگیری از بسیج داخلی علیه اپوزیسیون کشور به هیچ وجه کافی نبوده اند.

تذکر معنادار شهید دستغیب برای این روزها !

شبکه خبری دانشجو فایل صوتی اظهارات آیت الله شهید عبدالحسین دستغیب را خطاب به برخی روحانی نمایان زاویه گرفته نسبت به ولایت فقیه و رهبری منتشر کرد.
شهید دستغیب در این سخنرانی می فرماید: «کیست که این نامه مرا به گوش عمامه به سرهای ایران برساند، هر کسی می خواهی باش! خودت را مجتهد می دانی، مقدمات خوان می دانی، نمی دانم، هرچه خودتان می دانید. بر تو واجب است امروز تبعیت از یک نفر، تو حق نداری در مقابل رهبر حرفی بزنی، تماماً باید تبعیت کنند... هر عمامه سری که از رهبر مکرم فاصله بگیرد، لعنت خدا برش باد. تمام عمامه سرها همه باید مطیع، همه باید مطیع یک رهبر، امام یکی نائب امام هم یکی، دیگری هیچ تقدم ندارد. همه باید فرمان ببرند، همه باید اطاعت بکنند. یک نفر میزان است. تعدد غلط است. حتی مکرر گفته ام حسن و حسین یکی شان امام بود، حسن امام، حسین مأموم، هیچ وقت حسین تا حسن بود در عرض نبود، تابع تابع. هر چه بهش می گفتند، می گفت هرچه حسن بفرماید، دو تا امام نمی شود، دو تا نائب امام هم غلط است، دو تا رهبر غلط است. رهبری یکی و آن هم معین است. مواظب باشید گرگ ها شما را از رهبر الهی جدا نکنند، شما را گروه گروه نکنند، شما را طعمه خودشان قرار ندهند. وسیله پیشرفت دشمن نشوید. شما الان در جبهه جنگید، در جبهه جنگ دینی هستید. وای به امتی که از رهبر الهی خود فاصله بگیرد، هلاک است، هلاک است، طعمه دشمن است.»
انتشار این تذکر پرمعنا و هشدارآمیز در حالی است که علی محمد دستغیب خواهرزاده شهید دستغیب مدتی است بازیچه فتنه گران در تهران و شیراز قرار گرفته و اظهارات باب طبع صدای اسرائیل، صدای آمریکا و بی بی سی ادا می کند. پیش از این اعضای مجلس خبرگان درصدد اخراج وی بودند اما با کرامت رهبر انقلاب و دعوت نمایندگان به سعه صدر و صبوری مواجه شدند.
آیت الله قره باغی عضو مجلس خبرگان در این زمینه به فارس گفت: واقعیت این است که آقای علی محمد دستغیب از روی مواضع افراطی سخن می گوید و این در حالی است که حضور در مجلس خبرگان را مدیون لطف رهبری است. در گذشته نمایندگان تصمیم گرفته بودند آقای دستغیب را به خاطر حرف های بی مورد از این نهاد اخراج کنند اما با مخالفت مقام معظم رهبری مواجه شدند. من هم معتقدم بهتر است دستغیب را به حال خود رها کنیم.

کلینتون: تشدید تحریم ها برای حمایت از مخالفان نظام است !!!

  

وزیر خارجه آمریکا بار دیگر و به صراحت از جریان اپوزیسیون ضدانقلاب اعلام حمایت کرد.

نکته جالب در حمایت اخیر کلینتون ادعای وی درباره نگرانی نسبت به تحقق نیافتن شعارهای انقلاب است و روشن می کند که حمایت اخیر رژیم استکباری آمریکا به طور ویژه متوجه فتنه گران و نفاق جدیدی است که با نقاب تظاهر به انقلاب آشوب سال 88 را تدارک کرد.
هیلاری کلینتون طی سخنانی در شورای روابط خارجی آمریکا گفت ما از نیروهای دموکراتیک در ایران حمایت می کنیم اما به شیوه ای که حمایت ما این نیروها را تضعیف نکند یا آنها در معرض خطر قرار نگیرند.
وی با ادعای این که «ایران به دیکتاتوری نظامی با پوشش دینی و ایدئولوژیک و فریبنده تبدیل می شود» نسبت به سرنوشت انقلاب اسلامی ابراز نگرانی کرد و گفت: جمهوری اسلامی آن چیزی نبود که انقلاب قرار بود برای مردم به ارمغان آورد و می دانم که میزان زیادی از اعتراض و فعالیت ها در داخل ایران وجود دارد که ما شدیدا دنبال حمایت از آن هستیم. همزمان نمی خواهیم آنها را در معرض خطر قرار دهیم یا تضعیف کنیم تا آمریکا بار دیگر به کشوری تبدیل شود که به جای این که از تلاش های ملی داخلی حمایت کند، خود به اقدامی دست بزند.
کلینتون تاکید کرد: حکومت فعلی ایران در حال تبدیل این کشور به ایالت سپاه پاسداران به همراه جمعی از رهبران سیاسی و دینی است. حکومت ایران تلاش می کند ثبات کشورهای منطقه را به هم بزند. این همان نبود که انقلاب ایران به دنبال آن بود. من فکر نمی کنم هدف اولیه انقلاب ایران بدل شدن جمهوری اسلامی به چنین چیزی بوده باشد.
وی افزود: تحریم ها و فشارها وسایلی برای رسیدن راه حل گفت وگویی با ایران است. ایران در مسیر انزوای خود، حرکت می کند و آخرین اقدام در این زمینه منع تهران از سفر بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی از روسیه و چین به ایران بود.
وی تصریح کرد: واشنگتن فشارهای بین المللی را علیه ایران ادامه می دهد تا تهران به گفت وگوهای جدی درباره برنامه هسته ای اش رو آورد.
وزیر امور خارجه آمریکا افزود: سیاست ما حمایت از آزادی و حقوق بشر در داخل ایران است. در همین زمینه به اظهار نظر علنی پرداختیم. همچنین در این باره تلاش کردیم تا ایرانی ها را به وسایل ویژه، وسایل فناوری که برای ارتباط با یکدیگر و اعلام نظرات خود نیازمند آن هستند مجهز کنیم. ما همچنین دولت ایران را محکوم کرده ایم.
کلینتون همچنین ابراز امیدواری کرد سران ایران در مواضع خود، نه تنهادر زمینه سلاح هسته ای بلکه درباره صادرات تروریسم تجدیدنظر کند. صادرات تروریسم ایران نه فقط در مناطق شناخته شده ای با حزب الله لبنان و حماس صورت می گیرد بلکه در تلاش این کشور برای بی ثباتی بسیاری از کشورها نیز وجود دارد. ایران سعی می کند در این کشورها از فعالیت های تروریستی حمایت و پشتیبانی مالی کند. دامنه این فعالیت های ایران حتی به آرژانتین نیز رسیده است.

آیا بازسازی 11 سپتامبر امکان دارد؟

دیروز سالگرد «ماجرا»ی 11سپتامبر بود، در نهمین سالگرد ماجرا و در حالیکه بیش از 80درصد شهروندان ایالات متحده نیز، دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی آمریکا را طراح و مجری عملیات حمله به برج های دوقلو- در محله منهتن نیویورک- و چند نقطه دیگر از این شهر می دانند، دولت آمریکا به یک کلیسای آمریکایی ماموریت داد تا با حمله به حساسترین و مشترک ترین نقطه اعتقادی مسلمین، ماجرا را با همان تفسیر پنتاگون و سیا بازپروری کرده و به «خبر اول دنیا» تبدیل نماید.

نقش آفرینی دولت آمریکا در «ماجرا»ی یاد شده، بدیهی تر از آن است که نیاز به استدلال داشته باشد همانگونه که اشاره شد امروز شهروندان آمریکا که زیر بمباران تبلیغات دروغ پیرامون این موضوع قرار دارند، نقش آفرینی مسلمین و حتی گروه بدنام «القاعده» را رد می کنند و به این باور رسیده اند که 11سپتامبر یک پروژه داخلی بوده است. جالب این است که علیرغم اعمال ممنوعیت تحقیق در این مورد، در داخل آمریکا چندین جلد کتاب و میلیونها مقاله به چاپ رسیده و در همه آنها به «داخلی بودن» پروژه تاکید شده است. کتاب «دروغ بزرگ» اولین کتابی بود که توسط یک محقق صاحب نام فرانسوی- تیری میسان- در سال 2002 قبل از اولین سالگرد ماجرا به چاپ رسید و البته به قیمت اخراج این استاد از دانشگاه تمام شد! جالب تر اینکه 46 روز پیش از وقوع ماجرا، یک رادیوی محلی در شهر آستین- ایالت تگزاس- از ماجرایی که 6 هفته بعد اتفاق افتاد با ذکر جزئیات و اینکه قرار است به کجاها حمله شود و انگشت اتهام به سمت چه کسانی برود دقیقا پرده برداری کرد. در آن برنامه «الکس جونز» گفته بود این ماجرا منشأ حمله به خاورمیانه و بطور خاص افغانستان و عراق می شود.
شاید بتوان گفت که ماجرای 11سپتامبر مهمترین پروژه امنیتی غرب بعد از جنگ دوم جهانی است و تاثیرات میدانی آن از فروپاشی بلوک شرق مهمتر است. 11سپتامبر تاکنون چندین جنگ را در خاورمیانه درپی داشته است، حکومت هایی را تا لبه سقوط برده و ادبیات خاصی را بر جهان حاکم کرده است این نظریه که «امنیت آمریکا، امنیت جهان و هر نوع رخداد امنیتی علیه آمریکا، رخدادی امنیتی علیه جهان است» طی 9 سال گذشته فضای گفت وگوهای رسمی و دیپلماتیک را به «اشغال» درآورده است. ماجرای جسارت ابلهانه به قرآن کریم در سالگرد ماجرای 11سپتامبر برای حفظ این ادبیات در فضای رسمی و دیپلماتیک و یکپارچه سازی موضع غرب در مقابل مسلمین طراحی گردیده است. در خصوص این موضوع نکات زیر قابل تامل است:
1- کاملا واضح بود که آمریکایی ها توان به آتش کشیدن قرآن- به صورت رسمی- و پذیرش مسئولیت و عواقب ناشی از آن را نداشته و ندارند. پس واقعا قرار نبود قرآنی سوزانده شود- هرچند قلوب رهبران آمریکایی و سران جریانات پشت صحنه مدیریت آمریکا مملو از کینه و حقد نسبت به قرآن کریم است- سؤال این است که چرا از آن با جدیت حرف زده شد؟ در واقع دستگاه سیاسی آمریکا که با پا پس کشیدن افکار عمومی- حتی در درون ایالات متحده- مواجه گردیده است با صحنه سازی و بردن انگشت اشاره به سمت مقدس ترین کتاب آسمانی- که مورد احترام پیروان واقعی همه ادیان و سایر خردمندان که پیرو دین هم نیستند، می باشد- دنبال این بودند که مسلمانان را به واکنش هایی بکشانند و با براه انداختن جوی خون در بسیاری از کشورهای اسلامی، در نهایت نوعی جبهه بندی میان غرب و مسلمین به وجود آورند به گونه ای که کشورهای غربی به علاوه آن دسته از کشورهای شرقی که اکثریت جمعیت آنان پیرو آئین های کنفسیوس، بودا و... هستند خود را در جبهه ای ببینند که پرچم آن دست خود آمریکایی هاست. سؤال بعدی این است که پس چرا دو روز قبل از روز موعود مقامات رسمی آمریکا- از رئیس جمهور تا سخنگوی کاخ سفید- نسبت به موضع کلیسای فلوریدا موضع منفی گرفتند و آن کشیش فاسد، اعلام کرد که «به دلیل هشدارهایی که دریافت کردیم باید در تصمیم خود تجدیدنظر کنیم»؟ اگر به متن اظهارات اوباما، هیلاری کلینتون، سخنگوی کاخ سفید و نظامیانی نظیر پترائوس مراجعه کنید، در می یابید که هیچکدام از آنان از حرمت و حریم کتاب مقدس مسلمانان حرف نزدند و هیچکدام رأی کلیسای یاد شده را محکوم نکردند. همه به عواقب این حکم در خاورمیانه اشاره کردند و اینکه اجرای آن جان آمریکایی ها را در مناطق اسلامی به خطر می اندازد! راز مطلب این است که هنوز بسیاری از کشورهای غربی با جنگ افروزی آمریکا علیه مسلمانان موافق نیستند و لذا در اکثر موارد حاضر به همراهی با آمریکا نمی باشند همین عامل سبب فروپاشی ائتلاف های امنیتی غرب شده است و این نگرانی بزرگ آمریکاست. مقامات طراح آمریکا تلاش می کنند تا در یک برنامه پلکانی، جهان غرب را به مقابله با مسلمین سوق دهند و لذا ناچارند در شرایطی که هنوز این آمادگی در اروپا، روسیه، چین، ژاپن و... وجود ندارد از سیاست «دو گام به جلو یک گام به عقب» استفاده نمایند. اگر خاطرتان باشد در آغاز ماجرای 11سپتامبر، جرج بوش از «جنگ صلیبی» سخن گفت و چند روز بعد -ظاهرا- حرف خود را پس گرفت و گفت در مورد آنچه اظهار داشته سوءتفاهم صورت گرفته است.
2-آمریکایی ها با پیش کشیدن بحث جسارت به مقدس ترین کتاب آسمانی خواستند به مسلمین و رهبران کشورهای اسلامی- بخصوص رهبران بلوک مقاومت- بگویند عدم همکاری جهان اسلام با آمریکا کار را به بالاترین سطح برخورد می کشاند آن موقع دیگر بزرگترین مقدسات هم از هجوم غرب در امان نیستند چه رسد به دماء مسلمین. آمریکایی ها در این گام بحث را از متهم کردن گروهی از مسلمانان به متهم کردن خود اسلام و در نتیجه همه مسلمانان تسری داده اند- هر چند از اول هم معلوم بود که آنان با اساس اسلام و همه مسلمانان مسئله دارند- کندن پوسته قبلی و خارج کردن مسئله اصلی از غلاف فریبنده- این که ما با اسلام مشکل نداریم با تندروی اسلامی مشکل داریم- نشان دهنده آن است که ماجرا مطابق نقشه پیش نرفته و کار به بن بست رسیده است. حال آمریکایی ها با بالا بردن سطح مطلب می خواهند توجه طرف مقابل خود را به مهم بودن موضوعی که او آن را به چیزی نگرفته است، جلب نمایند. در واقع آمریکایی ها به همراه سه کشور آلمان، فرانسه و انگلیس از مسلمانان و دولت های آنان می خواهند که خود تکلیف جنبش های اسلام گرا و دولت های حامی این جنبش ها را مشخص کنند تا کار به هتک قرآن و وقوع جنگ صلیبی علیه جهان اسلام منجر نگردد. در واقع غرب دارد اعتراف می کند که تقسیم جهان اسلام به دو بخش محافظه کار و رادیکال نه تنها به انزوای جریان اسلام گرایی در خاورمیانه و حوزه های پیرامونی آن منجر نشده بلکه هر روز به گسترش حوزه نفوذ کشورهایی نظیر ایران و جنبش هایی نظیر حزب الله و حماس در این منطقه و فراتر از آن انجامیده است. آمریکایی ها با خیز به سوی قرآن می خواهند مسلمین را در مقابل جریان اسلام گرا قرار دهند یعنی در واقع اینجا قرآن به گروگان گرفته می شود تا مانع پیاده شدن پیام های تحول ساز آن گردند. اما آیا این شدنی است؟ پاسخ قرآن این است: «یریدون لیطفئوا نورالله بافواههم و الله متم نوره ولوکره الکافرون» (آیه 8 سوره صف)
3- ماجرای کلیسای فلوریدا یک تک حادثه نبود. همزمان با آن صدراعظم آلمان در یک برنامه رسمی و در جلو دوربین های تلویزیونی به شخص کاریکاتوریست دانمارکی که به پیامبر اسلام جسارت کرده بود، جایزه داد و اهانت های وی را مصداق استفاده از آزادی، بیان دانست! همزمان با این دو اقدام، «سازمان بازی های اینترنتی آمریکا» که مورد حمایت رسمی مالی، اطلاعاتی و سیاسی دولت آمریکاست یک بازی رسانه ای را روانه بازار کرد که شعار آن این بود: «مسجد را خراب کن، مسلمان را بکش»! در این بازی کاربر اینترنتی باید به هر شهری که وارد می شود مساجد، قرآن، افراد دارای محاسن، مشایخ و علمای دینی را از بین ببرد تا به دنیایی امن و دارای رفاه دست پیدا کند. در این بازی بطور سمبلیک به لبنان، سوریه، ایران و عربستان حمله می شود و با شکست این کشورها و کشته شدن مردم آن خاورمیانه امن می شود! دو سال پیش هم همین موسسه آمریکایی یک بازی رایانه ای ساخت که در آن سرباز آمریکایی - کاربر اینترنتی - بعد از شلیک موشک به مساجد، پاره کردن قرآن و کشتن پیروان همه مذاهب اسلامی به بن لادن دست می یابد و با کشتن او جهان امن می شود!
مجموعه این قضایا بیش از آنکه از وقوع جنگ هایی در آینده خبر دهند از شکست غرب در فضای واقعی و توسل به فضای مجازی برای جبران شکست در فضای واقعی، حکایت می کنند.
شما ببینید آمریکا برای آنکه 11 سپتامبر را به نقطه عزیمت برخورد با مسلمانان و مقدمه ای برای از میان برداشتن مقاومت اسلامی تبدیل کند تاکنون بیش از 40 میلیون مقاله، خبر، گزارش، تحلیل، تصویر، مصاحبه و ... را تولید کرده و به روی بستر اینترنت فرستاده است، حالا نتیجه همه این تقلاها این است که افکار عمومی غرب در تحلیل ماجرای 11 سپتامبر، مقامات آمریکا را به عنوان طراحان و مجریان نشان می دهند این یعنی شکست سنگین آمریکا در همراه سازی افکار عمومی و در معنای بزرگتر یعنی شکست این نظریه که: «هرکس رسانه های پرقدرت را در اختیار داشته باشد، قادر است به افکار عمومی شکل دهد و هرکس به افکار عمومی شکل دهد قادر است بر جهان حکومت کند». یک خبر که توسط رسانه های آمریکایی منتشر گردید، بیان گر آن است که بعد از چندین سال فعالیت شدید رسانه ای علیه ایران تنها 11 درصد از مردم در خاورمیانه، ایران را یک تهدید امنیتی ارزیابی کرده اند و حال آنکه رقم کسانی که آمریکا را تهدید امنیتی می دانند به مرز 80 درصد نزدیک شده است. نظرسنجی اخیر موسسه آمریکایی زاگبی در 6 کشور مصر، اردن، عربستان، امارات، لبنان و مراکش که فلینت لورت - مشاور پیشین امنیت ملی کاخ سفید - آن را فاش کرد بیانگر آن است که 88 و 77 درصد از شهروندان این شش کشور عرب به ترتیب رژیم صهیونیستی و آمریکا را «بزرگترین تهدید برای جهان» می دانند و تنها 10 درصد از آنان ایران را یک منبع تهدید ارزیابی کرده اند. جالب این است که 77 درصد از مردم این کشورها تلاش برای دست یافتن به بمب اتمی را حق ایران دانسته اند با این وصف می توان حدس زد که بالای 95 درصد شهروندان مسلمان در منازعه اتمی غرب با ایران، از حق ایران حمایت می نمایند این راز تبلیغات منفی غرب علیه قرآن و پیامبر اعظم است و از قضا طرح موضوع حمله قریب الوقوع نظامی به ایران یا سوزاندن قرآن بیش از آنکه از جرات آنان حکایت کند از هراس و یاس آنان خبر می دهد.

سعدالله زارعی