یکی از نقاط ابهام در ماجرای 17 شهریور، میزان دخالت کشورهای خارجی در این فاجعه است. شاید بتوان مبنای این دخالت را در خاطرات ژنرال قره باغی یافت، آنجا که مینویسد: « ... به طوری که میدانیم علاوه بر اینکه دولت ایران عضو پیمان مرکزی (سنتو) بود [قرارداد نظامی بین ایران، پاکستان، ترکیه و انگلستان با شرکت آمریکا] یک قراداد دو جانبه جداگانه نیز با دولت آمریکا داشت که به موجب آن دولت آمریکا متعهد شده بود در مقابل هر نوع خطر و تهدید کمونیسم در منطقه به کشور ایران کمک و از استقلال و تمامیت ایران دفاع نماید، اعم از اینکه این خطر خارجی باشد یا داخلی. برابر مدارک اطلاعاتی و برآوردهای اداره دوم ستاد بزرگ ارتشتاران که برحسب معمول با هم آهنگی مستشاران مربوطه [آمریکایی] بررسی و تهیه شده بود و همچنین بیانات رسمی اعلیحضرت، نخست وزیر و سایر مقامات مسئول، آشوبگران و اغتشاش کنندگان اصلی را کمونیست و مارکسیستهای اسلامی تشخیص داده بودند و همگان معتقد بودند که اغتشاش کنندگان در کشور در ظاهر به صورت مسلمان و به نام اسلام عمل میکنند، ولی در باطن کمونیست هستند و منظورشان اضمحلال کشور است... در نتیجه طبق برآوردهای اطلاعاتی ستاد، تهدیدی که علیه کشور و دولت صورت میگرفت، تهدید مشترک علیه ایران و آمریکا و تهدید کمونیسم تلقی میگردید. بنابراین در بحث و بررسی هایی که در مذاکرات اولیه با ژنرال هایزر و ژنرال گس [رئیس اداره مستشاری آمریکاییان در ایران] به عمل میآمد، ابتدا عقیده و نظر آنها این بود که باید با قدرت در مقابل این خطر کمونیسم مقاومت و از آن جلوگیری کرد و ضمن اعلام پشتیبانی دولت آمریکا از دولت بختیار اظهار میکردند راه حل برقراری آرامش در کشور این است که ارتش از دولت قانونی پشتیبانی نماید.»
این دیدگاه در میان اسناد سفارت آمریکا و اداره مستشاری آمریکاییان در ایران (که در ساختمان ستاد بزرگ ارتشتاران مستقر بود) تکرار شده است که آنها کمونیستها را عامل اصلی انقلاب اعلام میکردند و از این رهگذر برای آمریکا مجوز دخالت در مقابله با اعتراضات مردمی را قائل میشدند. این دخالت تا شب پیروزی انقلاب ادامه پیدا میکند و مستشاران امریکایی مشغول هدایت ارتش علیه مردم بودهاند، اما پس از اعلان تسلیم ارتش، آنها توسط دکتر ابراهیم یزدی به سفارت امریکا انتقال پیدا میکنند. این اقدام وی سبب ایجاد اولین جرقه در اذهان جویندگان حقیقت شد که چه رابطهای میان آمریکا و برخی از نیروهای به ظاهر انقلابی برقرار است.
این حضور ابراهیم یزدی در کنار آیتالله مهدوی کرمانی که منزل وی در نزدیکی ستاد ارتش بوده، انجام گرفته است. پیشتر در سالروز کودتای نوژه در روزنامه ایران به خاطرات ابراهیم یزدی از آن شب و برخی حوادث آن روز و چگونگی نفوذ برخی به ساختمان "ستاد بزرگ ارتشتاران" به تفصیل پرداخته شد. به طور اجمال میتوان گفت در شب 22 بهمن 1357، جمال میرشکرایی که اسلحه ای از پادگان عشرت آباد به دست آورده بود، به همراه دو نفر دیگر به منزل آیتالله مهدوی کرمانی که مقابل ستاد ارتش قرار داشته، رفته و به همراه دختر وی که همسر علیرضا تدین و خود از اعضای سازمان منافقین بوده است ، از پشت بام به سمت ستاد ارتش تیراندازی میکند. با توجه به فضای عمومی شهر و خبر سقوط رژیم شاه، به زودی ستاد ارتش نیز سقوط کرده و آنها بلافاصله وارد اداره دوم (مرکز اطلاعات طبقه بندی شده پرسنلی، نظامی، سیاسی، جاسوسی کل ارتش) میشوند. به فاصله اندکی شرایط برای حضور افرادی که به اعضای کمیته اداره دوم شهرت یافتند، فراهم میگردد. افرادی همچون محمد کاظم پیرو رضوی (مسئول کمیته اداره دوم ) ، مسعود کشمیری (عامل انفجار نخست وزیری)، جواد قدیری (عامل انتقال دهنده بمبهای ساخته شده از قسمت فنی سازمان به عوامل اجرایی در انفجارهای 6 و 7 تیر و 8 شهریور)، علی اکبر تهرانی (متهم ردیف دوم پرونده انفجار نخست وزیری)، باقر ذاکر، تقی محمدی (از متهمان اصلی انفجار نخست وزیری که در زندان خودکشی کرد) ، حبیب الله داداشی، بیژن تاجیک، سعید حجاریان، تقی امانپور و ...
عملکرد این جمع اغلب در پرونده انفجار نخستوزیری مورد بررسی قرار گرفته است، اما دیگر پرونده مطرح شده در این میان، مختومه نمودن پرونده رسیدگی به متهمان جنایت 17 شهریور است که بسیار قابل توجه است.
یکی از پروندههای کمتر بررسی شده درباره آخرین اقدامات سیستم اطلاعاتی نظام شاه برای حفظ قدرت، طرحی موسوم به "طرح جوش" بوده است. این طرح شامل دو بخش بوده است، نخست خبر رسانی و دوم عملیات. بررسی این طرح پژوهشی جداگانه میطلبد اما به صورت مختصر میتوان گفت که کشتار 17 شهریور توسط بخش عملیات این طرح به اجرا در آمده است.این طرح با شرکت افراد تیم تعقیب و مراقبت اداره دوم ارتش و افراد ضد اطلاعات نیروی هوایی انجام و عمل شده است که تحت مدیریت مستقیم عوامل آمریکا مشغول بودهاند.
آنچنان که در مقاله "نفوذی رکن 2 چه کسی بود؟" پیشتر شرح داده شد، پس از انقلاب در کمیته اداره دوم تقسیم کار میگردد، رضوی و امانپور رابطین جمع با نخست وزیری بودند و با دکتر یزدی و دیگران تماس داشتند. یکی از اقدامات انجام شده توسط آنها این بود که با معرفی چهار نفر به دفتر امور انقلاب در نخست وزیری، چهار حکم با امضای ابـــراهیم حکیمی رئیس دفتر نخست وزیر دولت موقت در تاریخ 9/4/1358 صادر میشود و به هر یک مجوز دسترسی به احکام تا رده به کلی سری در یکی از نیروهای ارتش داده میشود. مسعود کشمیری نیز به نیروی هوایی مامور میگردد. آنها از اختیارات ویژه ای در رفت و آمد آزادانه به محل بایگانی اسناد طبقه بندی شده برخوردار بوده و به پروندههای به کلی سری آزادانه دسترسی داشتند.
با ورود کشمیری و هم دوستانش - که برخی از آنها خود در طرح جوش مشارکت داشتهاند- به مرکز ضد اطلاعات نیروی هوایی ، اوراق و اسناد مربوط به طرح جوش توسط زلفی و کشمیری از دسترس خارج میشوند. اما با همکاری ستوانیار شهید عبدالباقی فلاحیان، مخفیانه اسناد از دسترس آنها خراج و به دادگاه انقلاب ارتش تحویل میگردد. پس از آشکار شدن موضوع، یکی از همکاران کشمیری در کمیته رکن 2 به نام "استوار داوود افتخارپور" به شدت به کشمیری معترض میگردد. او که عضو طرح جوش بوده و ضمن عضویت در ساواک، محافظ پسر محمدرضا پهلوی در هنگام تمرینهای پروازی بوده است، از افشای چهره خود برآشفته شده و با تظاهر به قهر قطع همکاری مینماید، اما کشمیری به او قول میدهد به هر ترتیب نخواهد گذاشت پرونده به جریان بیفتد. دادگاه بلافاصله 262 نفر ضد اطلاعاتی نیروی هوایی شرکت کننده در طرح جوش را اخراج، حقوق آنها را قطع و محاکمه آنها را آغاز مینماید. اما با فعالیت اعضای کمیته رکن 2 به ویژه کشمیری، موفق به بازپس گیری پرونده با ادعای عدم صلاحیت دادگاه در رسیدگی به موضوع ضداطلاعات و ارجاع آن به کمیسیون تسویه و بررسی میشوند که کشمیری در کنار افرادی همچون زلفی، سرگرد فرخزاد، سرگرد طلوعی و ... در آن حضور داشتند. اولین اقدام کمیسیون نقض حکم قطع حقوق بوده است. سپس به تحقیق به کمتر از ده نفر از این جمع پرداخته و اعلام میکند که طرح از اعتبار ساقط است و پیگیری نتیجهای ندارد و ادامه تحقیق را منتفی مینماید و کلیه 262 نفر به وضع عادی در میآیند.
نحوه تحقیق چنین بوده است که در یک پرسش و پاسخ ساده، یکنفر اظهار داشته بود در روز 17 شهریور ما در حوالی میدان شهدا، روبروی اداره برق بودهایم اما مسلح نبودیم. دو نفر اعلام کرده بودند که در خیابانهای اطراف میدان شهدا بودهاند، عباس تاجیک اعلام کرده بود که آن روز مرخصی بوده است و جهانی و افتخارپور اعلام کرده بودند که شرکت نداشتهاند. حال آنکه نفی جرم توسط مجرم در مرحله اول و بدون ارائه اسناد و مدارک، از طبیعیترین وقایع جاری در سیستم قضایی است و عجیبتر آنکه تاجیک، جهانی و افتخارپور خود از ایادی کشمیری در کمیته اداره دوم بودهاند.
همین کمیسیون، پس از دستور صریح فرمانده وقت نیروی هوایی، شهید فکوری، مبنی بر اخراج کلیه پرسنل ضداطلاعات آن نیرو، با فعالیت کشمیری، افتخارپور، جهانی، تاجیک، البرز، زلفی و ... تعداد 27 نفر از بدترین عناصر ضداطلاعات که کاملا مورد اطمینان رژیم شاه بودهاند و اکثرا اعضای طرح جوش بودهاند را ابقا مینمایند و آنها را به مراکز حساسی همچون مرکز اطلاعات و ارشاد نیروی هوایی، تیم تعقیب و مراقبت، ستاد خنثی سازی کودتا، نخست وزیری، شورای امنیت و حفاظت نیروی هوایی مامور مینمایند.
هنگام بررسی حادثه انفجار نخست وزیری تعدادی از اوراق طرح جوشف از طریق نیروی هوایی به دادیار پرونده میرسد و در بهمن 1360 اوراق تکمیلی از طریق دادستانی کل، با اعزام نمایندهای به اداره دوم خواسته میشود. اما پس از پیگیریهای مکرر و طی مسیر رسمی و نامهنگاری ارشد ترین مسئولان قضایی، کمیته اداره دوم از تحویل اسناد به بهانههای گوناگون استنکاف مینماید. و در نهایت بخش ناقص دیگری را تحویل میدهند.
سرانجام شهید آیت الله ربانی املشی سرهنگ کتیبه را احضار کرده و از او جواب میخواهد. سرهنگ کتیبه توضیح میدهد که کمیته اداره دوم از این اداره دستور نمیپذیرد و با یادآوری مراحل تشکیل این کمیته و نفوذیهایی همچون کشمیری و قدیری در میان آنها، خبر از استنکاف این کمیته از تحویل مدارک میدهد. وی همچنین در نامهای رسمی در تاریخ 26/2/61 نیز پاسخ داد که «کمیته سماجا2 که تابعیتی از اداره دوم ندارد، از واگذاری مدارک خودداری کرده است.»
در تاریخ 27/2/61 نامهای به رکن دوم کمیته ستاد مشترک ارتش نوشته شده و دستور داده میشود ظرف 24 ساعت کلیه ملحقات و مکاتبات طرح جوش، در اختیار دادستانی قرار گیرد. مهندس رضوی در تماس تلفنی اعلام میدارد که اوراق سه چهار هزار برگه و پخش در پروندههای مختلف است و ممکن نیست. در نهایت ناگزیر به تمکین میشود اما اعلام میکند نماینده دادستانی باید در محل بررسی نمایند. از او خواسته میشود تا کپی پرونده را به دادستانی دهند، او ادعا میکند که این حجم کپی خلاف شرع است. آیت الله املشی مسئولیت شرعی آن را برعهده میگیرند و آنها میگویند کاغذ نداریم. کاغذ فرستاده میشود و میگویند دستگاه کپی خراب است. مکاتبه میشود تا ریاست رکن 2 در اختیارشان قرار دهد، اما باز امروز و فردا مینمایند تا سرانجام انجاری در دادگستری، زیر اطاق دادستان کل کشور و دفتر دادستانی رخ میدهد. به نظر میرسد این انفجار قصد حذف فیزیکی پیگیری کنندههای این پرونده را داشته است، که به لطف الهی با ناکام ماندن این ترور پیگیریهای مکرر ادامه مییابد. سرانجام بخش ناقص دیگری از پرونده تحویل میگردد که مربوط به بخش اطلاع رسانی بوده و از بخش عملیات سندی در اختیار گذاشته نمیشود.
این موضوع با حوادثی که در خصوص آیت الله ربانی املشی و آیت الله قدوسی پدید آمد و منجر به شهادت آن دو بزرگوار گردید و برخی حواشی دیگر امکان پیشرفت نیافت و تنها ردپایی از آن در میان دیگر پرونده مفتوح مانده شهریورماه -پرونده انفجار نخست وزیری- باقی مانده است.
این موضوع اما یادآور ضرورتی است که بر اثر گذر زمان بر آن خاک غفلت نشسته است؛ اگرچه شرایط بحرانی و نفوذیهای متعدد در سیستم قضایی و اطلاعاتی کشور در دهه شصت حوادث متعددی پدید آورد و پیگیری چنین پروندههایی را ناتمام گذاشت، اما با گذر آن دوره و آشکار شدن خیانت بسیاری از چهرههای حاضر در این پرونده، آیا زمان رفع مظلومیت از شهدای 17 شهریور نرسیده است؟
به راستی چرا از میان شهدایی که حتی عوامل آمریکایی در کمترین تخمینها آنرا بالغ بر دویست شهید دانستهاند، پس از سی و دو سال تنها اسامی محدودی بر دیوارههای میدان شهدا نقش بسته است و چرا همچنان پرونده حقوقی برای عوامل آن شکل نگرفته است؟ آیا زمان زدودن این غبارها نرسیده است؟
محمد مهدی اسلامی
مسلمانان برای کمک به سیلزدگان پاکستان بپا خیزند + صوت
حضرت آیت الله خامنه ای در خطبه دوم نماز عید سعید فطر با اشاره به جنایات
رژیم صهیونیستی ، خاطر نشان کردند: آمریکا و غرب نشسته اند و سرکوب ملت
فلسطین را تماشا می کنند و آن وقت برای صلح جلسه می گذارند؛ کدام صلح ؛ چه
صلحی؟ بین چه کسانی؟
رهبر معظم انقلاب، ملت فلسطین را ملتی مقاوم در
مقابل فشارها توصیف و تاکید کردند: فشارها نمی تواند این ملت مقاوم را به
عقب بنشاند.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به اینکه ملت فلسطین از
20 - 30 سال پیش قوی تر و تواناتر شده است ، تصریح کردند: فلسطینی ها می
توانند دست متجاوز را قطع و بساط رژیم صهیونیستی را از این سرزمین جمع
کنند.
رهبر معظم انقلاب اظهار داشتند: سلطه گران می خواهند مسئله
فلسطین را به انزوا بکشانند ، ولی برگزاری باشکوه مراسم روز قدس نشان داد
که امید و انگیزه در میان مسلمانان موج می زند .
حضرت آیت الله خامنه
ای افزودند: موج امید و انگیزه را در رفتار مردم در روز قدس شاهد بودیم و
من بازتاب این انگیزه را در ملاقات با دانشجویان ، دانشگاهیان ،کارگزاران
، مسئولان ، مدیران و کارآفرینان و در گفتار و منش آنها مشاهده کردم .
ایشان
خاطرنشان کردند: ملتی که یک چنین امیدی در او است و چنین نگاه خوشبیانه ای
به آینده دارد ، مسلما به قله ها دست پیدا خواهد کرد.
حضرت آیت الله
خامنه ای ضمن تشکر از ملت بزرگ ایران به خاطر حرکت پر شکوه روز قدس
فرمودند: ملت ایران ، نشاط ، روحیه ، عزم و اراده و موقع شناسی خود را در
این اجتماع عظیم نشان دادند .
ایشان یادآور شدند: 31 سال از روزی که
امام بزرگوار ، روز قدس را اعلام کرده اند می گذرد ، توقع دشمنان این بود
که روز به روز ، قدس کمرنگ تر بشود و به فراموشی سپرده شود ، خدا را شکر که
روز به روز این انگیزه و شعله فروزان، برجسته تر شده است.
رهبر معظم
انقلاب خاطرنشان کردند: امسال در کشورهای گوناگون در آسیا ، آفریقا ،
اروپا ، آمریکا و خاورمیانه این روز را گرامی داشتند و ملت ایران که محور
اصلی این حرکت اسلامی است این روز را باشکوه تمام برگزار کرد و نشان داد که
ملت ایران در شرایطی که اقتضائات بین المللی وجود دارد وظایف خود را پر
شور تر انجام می دهد .
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: رژیم صهیونیستی
قساوت را به حد اعلا رساند و هر چه صدای حمایت از ملت فلسطین بلند شد ، بی
اعتنایی کرد ولی ملت ایران روز قدس را از همه سال ها گرمتر گرامی داشت و
تلاش های مغرضانه آمریکا و غرب ملت ایران را پر انگیزه تر کرد .
حضرت
آیت الله خامنه ای همچنین سیل پاکستان را یک موضوع فوری و مصیبتی بزرگ
توصیف کردند و جهان اسلام را به کمک به سیلزدگان پاکستان فراخواندند.
به
گزارش ایرنا، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در خطبه
نخست نماز عید سعید فطر با بیان اینکه نعمت درک ماه ضیافت الهی ، نعمت
بزرگی است، تاکید کردند: روح معنویت و دلدادگی به ذات مقدس احدیت در مردم
ما نهادینه شده و ریشه دار و عمیق است.
حضرت آیت الله خامنه ای تصریح
کردند: ملت ما از این ماه استفاده شایانی بردند و قدر آن را دانستند.
ایشان
ضمن تبریک این روز به همه امت اسلامی و ملت عزیز ایران فرمودند: این عید
را به شما نمازگزاران مکرم و معزم تبریک عرض می کنم، همه و خودم را به
رعایت تقوای الهی، پرهیزگاری و امر و نهی پروردگار در هر گفتار، کردار و
پندار توصیه می کنم.
ایشان اظهار داشتند: خدای متعال را سپاسگزاریم که
فرصت عطا کرد یک ماه رمضان و عیدفطر دیگر را شاهد هستیم.
ایشان درک
ضیافت الهی را نعمت بزرگی دانستند و ادامه دادند: ملت ما از این ماه
استفاده شایانی بردند و این ماه شریف و عزیز را قدر دانستند.
رهبر معظم
انقلاب اسلامی با بیان اینکه این مجالس، محافل، تلاوتها، ذکرها، دعاها و
برنامه هایی که دل های بیشتر جوانان و روح های پاک و صاف آنان در آن شرکت
داشتند، دریچه های رحمت الهی را به روی ملت باز می کند، اظهار داشتند: روح
معنویت و دلدادگی به ارتباط با ذات مقدس احدیت در مردم ما را که نهادینه،
عمیق و ریشه دار است، باید قدر دانست.
حضرت آیت الله خامنه ای با تاکید
بر اینکه در همه انسان ها روح ارتباط با معنویت وجود دارد، اظهار داشتند:
برخی ممکن است دچار اشتباهاتی شده و در زندگی فردی خود خطاهایی کنند اما
ماه رمضان این فرصت را به آنان می دهد که به سوی خدای متعال بازگشته، توجه
کرده و انابه کنند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی این عشق را مادی و هوس
آلود ندانستند و فرمودند: این عشق به خدا، ذات احدیت و اصل وجود است که در
همه انسانها نهادینه است.
به فرموده ایشان، عوامل، انگیزه ها و جاذبه
های مادی مانند خاروخاشاک و زباله ای بر روی این گوهر اندوده می شود و وقتی
ماه رمضان می آید همچون نسیمی است که این زواید را برطرف می کند و آن گوهر
خود را نشان می دهد.
ایشان با اشاره به اینکه توجه به خدای متعال در
این ماه جان می گیرد، افزودند: در این ماه رمضان مانند اغلب ماه رمضان های
گذشته شاهد بودیم که همه مردم، انواع و اقسام سلایق و نوع رفتارهای گوناگون
و لباس های گوناگون در این مجالس به خصوص در شبهای مبارک قدر شرکت کرده،
بهره بردند و اشک ریختند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی تصریح کردند: مردم
عزیز ما باید اشک هایی را که از دل بیدار و پاک بیرون می آید و می جوشد قدر
بدانند.
ایشان خطاب به مردم فرمودند: ذخیره ای به دست آوردید و محصولی
در این ماه مبارک اندوختید، با قرآن انس پیدا کردید، آن را حفظ کنید، نماز
جماعت اول وقت با حال و حضور و در مسجد را برای خود در طول سال نگاه دارید
و اجازه ندهید تا آنجایی که ممکن است این عوامل مادی، خاروخاشاک و
خاکسترهای مادی روی این گوهر بنشیند.
حضرت آیت الله خامنه ای اظهار
داشتند: ملتی که این خصوییات، عروج و تکامل معنوی را در خود حفظ کند در همه
میدان ها، همچون مادی، معنوی، عزت و اقتدار و ایجاد سرمایه های ملی موفق
خواهد شد و ان شاءالله این برای ملت ما پیش خواهد آمد.
حضرت آیت الله
خامنه ای (مدظلّه العالی) با بیان اینکه امروز در سراسر دنیای اسلام مردم
مسلمان عید می گیرند، اضافه کردند: این متوجه شدن دلها به یک نقطه در یک
زمان فرصت بزرگی برای امت اسلامی است. روزی است که انسان به خدا تضرع می
کند، عید توجه و معنا است و امیدواریم که خدای متعال توفیق دهد تا بتوانیم
از فیوضات الهی بهره ببریم.
دوستان عزیز قابل ذکر است دلم نیومد با کیفیت پایینشو بذارم ، عذر میخوام اما حجمش 4.8 مگ میشه . حتی با دایل آپ فکر کنم 15 دقیقه بیشتر نشه !
به دنبال تداوم رفتارهای
دشمن پسند و فتنه انگیز علی محمد دستغیب در شیراز، یک شهروند شیرازی
گزارشی از گذشته جریان فتنه در این شهر منتشر کرد.
سایت الف (وابسته به احمد توکلی) به قلم مهدی
کازرونی ضمن تأکید بر اینکه «نویسنده به هیچ روی در پی انکار سوابق
انقلابی علی محمد دستغیب و مسجد وی در پیش و پس از انقلاب نیست و همچنین
برنامه های اخلاقی و مذهبی و فرهنگی مسجد آتشیها و کانون های وابسته نیز،
قرار نیست زیر سؤال برود» نوشت: ما در پی آنیم، تا با تحلیلی موشکافانه به
بررسی تاریخچه انحراف و زاویه گرفتن این مجموعه از خط اصیل امام خمینی(ره) و
ولایت فقیه در لوای دفاع از خط امام بپردازیم. خاندان دستغیب از خانواده
های اصیل و متدین و عالم پرور شیراز بوده است و علما و بزرگانی را در میان
خود پرورش داده است، که از جمله می توان به مرحوم آیت الله سیدهدایت الله
دستغیب، شهید محراب آیت الله سیدعبدالحسین دستغیب و اکنون نیز می توان به
اخوی گرامی جناب آقای سیدعلی محمد دستغیب یعنی حضرت آیت الله سیدعلی اصغر
دستغیب اشاره نمود، که ایشان بحمدالله پیوسته از شخصیتی معتدل و مواضعی
متین در پشتیبانی از امام(ره) و ولایت فقیه و نمایندگان ایشان در استان
فارس برخوردار بوده اند، به نحوی که در انتخابات دوره های اخیر مجلس خبرگان
رهبری نیز بیشترین آراء را در استان فارس به خود اختصاص داده اند، گفتنی
است که ایشان و برادرشان خواهرزاده های شهید محراب آیت الله دستغیب می
باشند.
نویسنده با اشاره به برخی رفتارهای انحرافی مرید و مرادی در مسجد
آتشی ها و نیز هشدار درباره عجب و غروری که یکی از دام های شیطان است،
ادامه می دهد: پس از شهادت حضرت آیت الله دستغیب در دهه 60،حضرت آیت الله
حائری شیرازی ( از علمای شناخته شده و چهره های مبارز استان فارس) با حکم
امام خمینی ابتدا به عنوان امام جمعه و سپس نمایندگی امام عازم شیراز شد
چرا که ایشان پیش از آن به عنوان نماینده دور اول مجلس ساکن تهران بودند.
در همین اثنا کم کم زاویه های انحراف و خودمحوری ها و اعلام مواضع در مقابل
نماینده مستقیم امام خمینی، در لوای دفاع از خط امام خود را نشان می داد،
به نحوی که در مدت زمان کوتاهی جناب آقای دستغیب و مسجد ایشان محور
اختلافات و خط بازی های شیراز و استان فارس قرارگرفتند، این جریان در سال
1364به اوج خود رسید به نحوی که در این سال در یکی از نمازجمعه های نزدیک
به روز قدس تعداد زیادی از افراد منسوب به مسجد ایشان با سر دادن شعارهای
توهین آمیز و هتاکانه که جای ذکر ندارد و پرتاب مهر، کفش و...، تحت عنوان
دفاع از خط امام و حمایت از قائم مقام رهبری آقای منتظری و... نمازجمعه
امام جمعه منصوب امام خمینی(ره) را برهم زدند و جالب اینکه در آن روز
تاریخی، وقتی حضرت آیت الله جنتی حکم منصوب امام برای بررسی مسائل شیراز
اندکی برآشفته و اعتراض نمود، با شعار «مرگ بر سازشکار» مورد لطف مریدان
جناب آقای سیدعلی محمد دستغیب قرار گرفت، و این چنین است که «خودمحوری» این
دوستان، بخوبی روشن می شود چرا که همان طور که در نوار سخنان آن روز موجود
است، همین افراد چند دقیقه قبل از اعلام مواضع آقای جنتی با شعار «صل علی
محمد یار امام خوش آمد» از ایشان استقبال می کنند. جالب اینکه پس از حدود
52سال از آن جریان، جناب آقای دستغیب، اخلال در سخنرانی حجت الاسلام
والمسلمین سیدحسن خمینی در مرقد امام را به شدت محکوم نموده و این جریان را
نشانه انحراف جدی از خط امام قلمداد می نماید در ادامه این تحلیل آمده
است: علاوه بر موارد مذکور رخنه افراد مسئله دار و ناباب در اطراف ایشان
مثل برخی از نزدیکان سیدمهدی هاشمی معدوم (برادر داماد آقای منتظری) و
همچنین رفت و آمد فراوان مصطفی کاظمی (موسوی) از متهمان اصلی قتل های
زنجیره ای در مسجد ایشان و نقش محوری او در اختلافات شیراز، به عنوان
مدیرکل وقت اطلاعات استان فارس، تحلیل و واکاوی جریان خط بازی ها و
انحرافات جریان منسوب به آقای دستغیب را مشکل تر می نماید. گفتنی است ایشان
سال ها به عنوان نماینده آقای منتظری در دانشگاههای شیراز بوده اند، و از
باب «السنخیه اساس الانضمام» انسان، مسائل مشابهی مثل نوعی ساده اندیشی در
تحلیل ها و نفوذ افراد مشکوک در اطرافیان را در ایشان هم مشاهده می نماید.
جالب اینکه در همان سالها نماینده امام و بعداً مقام معظم رهبری در استان
فارس جناب آقای حائری شیرازی با مشکوک شدن به رفتار آقای کاظمی، خطرناک و
نفوذی بودن ایشان را به مسئولان وقت وزارت اطلاعات خبر می دهد اما متأسفانه
ایشان پس از مدتی به تهران منتقل شده و پست بالاتری را دریافت می نماید،
اما در نهایت پس از جریان قتل های زنجیره ای در دوران اصلاحات دستگیر می
شود.
نویسنده در پایان تأکید می کند: ضمن دعا و آرزوی عاقبت به خیری
برای خود و جناب دستغیب و دوستان ایشان، از این دوستان می خواهم که در حین
گوش دادن به مواضع اخلاقی و درسهای استاد دستغیب، با نظر عبرت نیم نگاهی هم
به همنشینان و حامیان دوآتشه خود مثل رادیو فردا، صدای آمریکا، بی بی سی،
تلویزیون های فاسد لس آنجلسی و سایت های ضدانقلاب داشته باشند، چرا که
قطعاً این میهمانان ناخوانده برای رضای خدا به انتشار و حمایت از سخنان
ایشان نمی پردازند.
در پی به بن بست خوردن پروژه
توالت فرنگی! برای تبرئه مهدی هاشمی از جرایم و خیانت های انجام گرفته در
فتنه سال 88، برخی خبرها از تقلا به شیوه های دیگر در این راستا حکایت می
کند.
برخی عوامل مرتبط با مهدی هاشمی در تهران حمزه کرمی (دستیار مهدی
هاشمی در برخی اقدامات خیانت آلود سال گذشته) را وادار کرده بودند ضمن
انکار اعترافات قبلی خود ادعا کند که آن اظهارات را به خاطر شکنجه و فرو
برده شدن سر وی در توالت فرنگی ادا کرده است اما تحقیقات کامل قضایی نشان
داد این ادعا از اساس دروغ است ضمن اینکه برخی اسناد متقن دلالت قطعی بر
پولشویی های میلیاردی در برخی مراکز نظیر بهینه سازی مصرف سوخت و پشت صحنه
ضدانقلابی سایت جمهوریت می کند.
به گزارش رجانیوز، پس از بن بست در
پروژه توالت فرنگی و حمزه کرمی، تحرکات تازه ای با استفاده از تحریک یکی
دیگر از زندانیان آغاز شده تا مهدی هاشمی را که یک سال پیش از کشور فرار
کرده، تبرئه نماید.
براساس این گزارش، متعاقب ادعای حمزه کرمی، یکی از
مقامات عالی نظام خواستار رسیدگی به این نامه شده و کمیته ای مستقل و با
رضایت چهره سیاسی حامی مهدی هاشمی برای بررسی این موضوع تشکیل شد. این
کمیته پس از چند هفته بررسی دقیق پرونده کرمی، سیر بازجویی ها و تحقیقات از
عوامل پرونده و بازداشتگاه گزارش خود را آماده کرده و محتوای این گزارش به
تایید نیز می رسد.
گفته می شود در این گزارش تمامی موارد ادعایی حمزه
کرمی بررسی و موارد ادعایی او با استناد به شواهد و قرائن تکذیب و تصریح
شده است که وی در دوران بازداشت، بازجویی و تحمل زندان خود تحت هیچگونه
فشاری برای بیان اعترافات آنچنان که در نامه اش ادعا کرده، نبوده است.
براساس
این گزارش، مهدی هاشمی پس از ناکامی پروژه حمزه کرمی در نظر دارد یکی دیگر
از زندانیان امنیتی به نام «محمدرضا -ر» را جهت اجرای سناریویی مشابه و
مجاب کردن خانواده اش به حمایت از او با این سناریو فعال کند.
آقای «ر»
از همکاران مهدی هاشمی در دفتر هیئت امنای دانشگاه آزاد است که در
انتخابات سال 84 نقش مستقیمی در هزینه بودجه سازمان بهینه سازی مصرف سوخت
در فعالیت های انتخاباتی داشته است.
شایان ذکر است سایت جرس و حلقه
لندن (مهاجرانی و...) که ارتباط وسیعی با مهدی هاشمی دارند تلاش گسترده ای
را برای جا انداختن سناریوی «توالت فرنگی» و پولشویی دست کم 2 میلیارد
تومانی به کار بسته بودند.
فرمانده نیروهای اشغالگر
افغانستان نسبت به قرآن سوزی در یک کلیسای آمریکایی در آستانه 11 سپتامبر
(20 شهریور) هشدار داد.
ژنرال پترائوس فرمانده جدید نیروهای اشغالگر
هشدار داد تدارک یک کلیسا برای آتش زدن کتاب مقدس مسلمانان ممکن است جان
نیروهای آمریکایی حاضر در افغانستان و تمام تلاش های واشنگتن در این کشور و
دیگر کشورهای اسلامی را در معرض خطر قرار دهد و تمام موفقیت های کسب شده
را نابود کند.
وی افزود: این اقدام می تواند مشکلات زیادی به بار آورد.
نه فقط اینجا در افغانستان بلکه در سراسر جهان که ما با جوامع اسلامی سر و
کار داریم.
کلیسایی در شهر گینزویل ایالت فلوریدا قصد دارد در نهمین
سالگرد حملات 11 سپتامبر نسخه هایی از قرآن را آتش بزند. همزمان با هشدار
پترائوس روز دوشنبه تظاهراتی اعتراض آمیز در کابل برگزار شد و تظاهرکنندگان
مسلمان این اقدام را محکوم کردند.
همچنین در برخی دیگر از کشورهای
اسلامی نیز تظاهراتی علیه این اقدام صورت گرفته و احتمال می رود که در
صورتی که این کلیسا دست به چنین اقدامی بزند انتشار تصاویر و فیلم های آن
موجی از خشم را در کشورهای اسلامی سبب شود.
در همین حال ژنرال ویلیام
کالدویل فرمانده کمیته آموزشی نیروهای ناتو در افغانستان در مصاحبه با شبکه
سی.ان.ان گفت انتشار خبر تصمیم کلیسای فلوریدا در سوزاندن قرآن باعث خشم
شدید مردم افغانستان شده است.
وی افزود: «قرآن کتاب مقدس آنها است و
طبیعی است هنگامی که کسی از نابود کردن و توهین به آن صحبت کند، نگرانی های
شدیدی در میان مردم ایجاد شود.»
کالدویل گفت: «ما به شدت نگران این
موضوع هستیم که سوزاندن قرآن باعث شود جان مردان و زنان آمریکایی که در
افغانستان خدمت می کنند جداً به خطر بیافتد.»
یادآور می شود جرج بوش
حمله به افغانستان را آغاز دور تازه جنگ های صلیبی علیه اسلام خوانده بود.
بهاءالله مهاجرانی و کدیور
افندی گردانندگان سایت جرس پس از چند ماه تظاهر به مخالفت با رژیم
صهیونیستی و ادعای شعار «هم غزه هم لبنان»، مجدداً ماهیت صهیونیستی و
ضدفلسطینی خود را آشکار کردند.
سایت جرس طی چند روز گذشته در اقدامی بی
سابقه در میان رسانه های ضدانقلاب تلاش کرد حضور کم سابقه ملت ایران در
راهپیمایی روزقدس را، کمرنگ نشان دهد. این سایت ضمن توهین به شعور مخاطبان
خاص خود مدعی شد تمام خیابان های اطراف دانشگاه تهران، روزجمعه خالی از
جمعیت بود و تمام پارکینگ ها هم خالی و محل پارک ماشین ها به آسانی در
دسترس بود. این ادعای گزاف در حالی است که انبوه جمعیت روزه دار- با وجود
سپری کردن شب مبارک قدر- از یک سو به بلوار کشاورز امتداد یافته بود و در
سمت شرق نیز تا نزدیکی های تقاطع خیابان آیت الله طالقانی- حافظ رسیده بود.
تصاویر هوایی نیز که جناب بهاءالله علاقه ویژه ای به آن دارد! همین شکوه و
گستردگی حضور ملت ایران را نشان می داد. مهاجرانی 22بهمن سال گذشته نیز پس
از آن که زیربار پروژه مضحک درازگوش تروا ماند و برای دومین بار از
درازگوش ضربه خورد، مدعی شد جمعیت آن قدر کم بود که تصویربرداری هوایی صورت
نگرفت!
البته گویا این ویژگی اغلب عناصر فراری است که پس از چند مدت که
از خروجشان از کشور می گذرد دچار توهم حاد می شوند. سایت جرس ادعا کرده
2هزار اتوبوس برای انتقال جمعیت به دانشگاه تهران هماهنگ شده بود که 1200
دستگاه آن خالی مانده است!
یاران حلقه درازگوش به این میزان از بلاهت
هم بسنده نکرده و با جانبداری از مذاکرات یکطرفه سازش، به جمهوری اسلامی
حمله کرده اند که چرا از مقاومت اسلامی فلسطین و دولت منتخب و مردمی حماس
حمایت می کند. لحن این مقاله منتشره در جرس نیز مطلقاً اسرائیلی است گویا
که منوشه امیر آن را نوشته و با اسم مستعار در جرس منتشر کرده است.
مهاجرانی
چندماه پیش به موسسه صهیونیستی واشنگتن رفت و در جمع شماری از عناصر
صهیونیست سخنرانی کرد. این اقدام وی حتی با اعتراض برخی محافل آبرودار تر!
ضدانقلاب مواجه شد که معتقد بودند مهاجرانی برای حضور در این نشست پول
کلانی گرفته است.
مهاجرانی البته تا همین اواخر هر جا افتضاحی به بار می
آورد ادعا می کرد به خاطر شیر درازگوشی است که در کودکی خورده است اما با
زنجیره رسوایی های اخیر باید به او و جناب افندی کدیور یادآور شد که نه خیر
آقا، این قدر بلاهت و... یت دیگر از شیر درازگوش برنمی آید.