شفاف نیوز

شفاف سازی مسایل سیاسی

شفاف نیوز

شفاف سازی مسایل سیاسی

سفرهای سؤال برانگیز خارجی خانواده هاشمی !

اعضای خانواده هاشمی طی هفته های اخیر سفرهای متعدد خارجی و سؤال برانگیزی داشته اند.
به گزارش رجانیوز، فاطمه هاشمی، محمد هاشمی، فرزندش حسن و فرشته هاشمی (همسر مهدی هاشمی) صبح چهارشنبه گذشته عازم ترکیه شدند.
بنابراین گزارش، با توجه به برخی ارتباطات خاص مهدی هاشمی با وساطت برخی نزدیکان، فرشته هاشمی راضی شده است که پس از ماهها دوری و قهر به ملاقات همسر خود (مهدی) برود.این سفر با عنوان بنیاد بیماری های خاص و تحت پوشش سرکشی از مناطق درمانی ترکیه! انجام شده است.
مهدی هاشمی که به تازگی از لندن به امارات رفته بود، در ترکیه به خانواده خود ملحق شده است.
قرار بود در این سفر عفت مرعشی (همسر آقای اکبر هاشمی رفسنجانی) نیز آنان را همراهی کند اما بنا به برخی دلایل به این سفر نرفته است.
گزارش دیگر حاکی است محمد لاهوتی (داماد فاطمه هاشمی) نیز به فرانسه عزیمت کرده است.
همچنین سارا لاهوتی (دختر فاطمه هاشمی) چند روز قبل همراه فرزندش به امارات رفت. وی چند هفته قبل نیز برای خرید منزل مسکونی به امارات رفته بود.
گزارش دیگری حاکی است محسن هاشمی که همراه خانواده، فرزندان و عروس خود در استرالیا به سر می برد، روز سه شنبه گذشته به تهران بازگشته است.
یاسر هاشمی نیز در همین روز (سه شنبه 23/6/89) به همراه خانواده اش، تهران را به مقصد امارات ترک کرد.
همچنین فواد هاشمی (فرزند مهدی هاشمی) که اوایل شهریور ماه به امارات رفته بود، روز یکشنبه هفته گذشته (21/6/89) به ایران بازگشت.

انبار علوفه سازمان CIA پس از 5 ماه رسما ناامن اعلام شد !!!

نرم افزار طراحی شده توسط سازمان سیا و وزارت خارجه آمریکا برای تسهیل ارتباط رمزدار ضدانقلاب خارج با محافل همسوی داخلی پس از یک سال تبلیغات پردامنه و قربانی کردن برخی عناصر ساده دل، ناامن اعلام شد.
نرم افزار موسوم به هی استک (انبار کاه) از فروردین امسال رسما توسط سیا و وزارت خارجه رونمایی شده بود. شعار طراحان فرصت طلب این نرم افزار این بود که ردگیری امنیتی ارتباطات اینترنتی از طریق این نرم افزار مانند پیدا کردن سوزن در انبار کاه و محال است! اما روزنامه واشنگتن پست پس از 5 ماه اعلام کرد آزمایش نرم افزار هی استک به خاطر ضعف امنیتی و تهدید جان کاربران آن متوقف شده است. تولیدکنندگان هی استک ادعا کرده بودند نیروهای اپوزیسیون از این طریق می توانند ضمن کدگذاری و رمز کردن مبادلات اطلاعات، خارج از نظارت و کنترل عمل کنند.
اوستین هیپ موسس شرکت هی استک می گوید با توجه به نگرانی های امنیتی، آزمایش آن از سوی کاربران متوقف شده است.
نشریه آمریکایی فارین پالیسی اخیرا اعلام کرده بود که ضعف امنیتی این نرم افزار، کاربران این سیستم را در ایران با مشکل مواجه می کند و آنها را به چنگ مسئولان امنیتی می اندازد. ادعا شده بود کاربران این نرم افزار می توانند با استفاده از این نرم افزار، به جای ذکر نام و هویت واقعی خود، از نام و کاربری مستعار استفاده کنند. یک سال از تولید نرم افزار مذکور می گذرد.
روزنامه کیهان 31فروردین امسال همزمان با هیاهوی فراوان سیا و وزارت خارجه آمریکا، از قول روزنامه کریستین ساینس مانیتور نوشت: نرم افزار هی استک (انبارکاه) در خدمت شبکه اطلاعاتی ایران برای شناسایی اعضای اپوزیسیون قرار می گیرد.
روزنامه کریستین ساینس مانیتور به نقل از یک کارشناس اینترنتی عضو اپوزیسیون در ایران نسبت به سرانجام این پروژه و به دام افتادن شماری دیگر از عناصر ضدانقلاب هشدار داد و نوشته بود: ما به این نرم افزار احتیاج داریم که به کدسازی وسیع اطلاعات می پردازد و سپس به مجموعه ای از اطلاعات معمولی تبدیل می کند تا در ترافیک معمول اینترنت جلب توجه نکند. این فناوری شاید حیات جدیدی به شبکه ارتباطی نیمه جان ما بدهد اما باید اطمینان داده شود که 5 ماه پس از گزارش کریستین ساینس مانیتور و در حالی که بنابر اعلام منابع آمریکایی، 35 میلیون دلار بودجه برای هی استک اختصاص یافته، اکنون خبر می رسد آستین هیپ 25 ساله به نوعی برای بودجه مذکور کیسه دوخته است. به همین دلیل منابع آمریکایی برخلاف چند ماه پیش که اعلام می کردند فناوری مذکور را در تیراژی وسیع در اختیار اپوزیسیون قرار داده اند اکنون مدعی اند تنها 20 نمونه از این نرم افزار توزیع شده و اکنون هم جمع آوری شده است! آنها آماری از مزدوران سیا که قربانی شده اند نداده اند.
سایت ضدانقلابی خودنویس در گزارشی نوشت: آستین هیپ و هی استک او خیلی زود مورد توجه رسانه ها قرار گرفت و گروهی از کارشناسان سیاسی آمریکایی و ایرانی- آمریکایی حامی کار او شدند تا بتواند سریع تر در واشنگتن به نتیجه برسد. حامیان او از جمله عباس میلانی، کریم سجادپور و گری سیک اکنون از پشتیبانی طرح ناکامل «هی استک» دست کشیده اند. نگرانی در مورد امنیت کاربران اینترنتی در ایران یکی از مهم ترین موضوع های مورد بحث در واشنگتن است. آستین هیپ، نابغه و سوپرمن معرفی می شد. عباس میلانی می گوید هیپ به سراغ او آمده و گفته که هی استک تنها برنامه ای است که دولت آمریکا اجازه صدور آن را به ایران می دهد. اما سؤال زمانی ایجاد شد که معلوم شد این نرم افزار به درستی امتحان نشده است. کسانی که متوجه خلأ امنیتی «هی استک» شدند، از جمله یک هکر معروف به نام جیکوب اپلبام، متوجه شدند که آستین هیپ هیچ اطلاعی از مشکلات فنی ماجرا ندارد چون خودش طراح نرم افزار نبوده است، چیزی که بسیاری نمی دانستند. جیکوب اپلبام، که به دیدار آستین هیپ در سن فرانسیسکو رفته بود تا این نرم افزار را امتحان کند اعلام کرد که «کد» هی استک ناامن است و هرکسی در ایران از این نرم افزار استفاده کرده در خطر است. در این مرحله بود که بابک سیاوشی، از مدیران پروژه اعلام کرد که عرضه عمومی واقعیت نداشته و تنها دوجین کاربر نرم افزار را در اختیار دارند. سیاوشی ادعا کرد که به همه کاربران هشدار داده شده که این نرم افزار هنوز ریسک بالایی دارد.
خودنویس با تاکید بر اینکه معلوم نیست آسیب پیش آمده به این زودی جبران شود، اضافه می کند: وقتی عکس آستین هیپ همه جا منتشر می شود و وزارت خارجه از «هی استک» به عنوان یک طرح قابل اتکا نام می برد و وزارت خزانه داری مجوز صدور این برنامه به ایران را می دهد، بسیاری گمان می برند که دیگر کار تمام است و همه مشکلات حل شده. اما عجله و اتکای بیش از حد به روابط به جای بررسی کارشناسانه این نرم افزار و به چالش کشیدن آن باعث شد که پروژه ای که می توانست پس از رفع اشکال های جدی تبدیل به ابزاری کمکی برای کاربران اینترنت در ایران شود، تبدیل به مانعی بزرگ برسر پروژه های مشابه در آینده شود.
یادآور می شود پیش از این برخی محافل رسانه ای و امنیتی مکررا هشدار داده اند که ارتش سایبری سیستم اطلاعاتی ایران یکی از قدرتمندترین و مسلط ترین نیروهای جنگ اطلاعاتی در فضای مجازی است و از این طریق توانسته به درون محافل ضدانقلاب حتی در خارج کشور نفوذ کند.

حالا همه آن ناله را می شنوند.....

درست می گفت فرانسیس فوکویاما که از پایان تاریخ می گفت. اما او بد فهمیده بود. آنچه حقیقت داشت پایان تاریخ «لیبرال- دموکراسی» با تابلوی تولرانس (تحمل)، پلورالیسم (پذیرش و احترام به تنوع فکری و فرهنگی) و سکولاریسم بود. اجل لیبرال- دموکراسی سرآمده بود که 60 روشنفکر بنام آمریکایی پای جنایت های «صهیونیسم مسیحی» در افغانستان مهر تایید زدند و پس از آن بود که در افغانستان و عراق و پاکستان و لبنان و فلسطین، یکی پس از دیگری حمام خون برپا شد. آیا طنزی تلخ نبود جمع شدن عبارت «لیبرال- دموکراسی» با صهیونیسم مسیحی؟! لیبرال دموکراسی از درون پوک و پوسیده شده بود که مقامات سازمان سیا و پنتاگون جرئت کردند بگویند جنگ جهانی چهارم با 25 کشور اسلامی آغاز شده یا اراذل بی سر و پایی چون بوش با تمدن دیرپای ایران گلاویز شدند و آن را وحشی خطاب کردند.

لیبرال دموکراسی سکولار که ادعای احترام به تنوع و تکثر داشت، اکنون نقاب انداخته و بزک فرو گذاشته و چهره عریان کرده است. اینها که در دهمین سال از هزاره سوم و «قرن جدید آمریکایی»، پنجه و ناخن خشم بر سیمای تابناک قرآن می کشند و خاک بر چهره آفتاب می پاشند، همان ها هستند که با آب و تاب و طمطراق فراوان از «دیپلماسی عمومی» و لزوم بازسازی چهره منفور آمریکا در جهان به ویژه خاورمیانه اسلامی سخن می گفتند. پنجه کینه بر اوراق نورانی قرآن کریم کشیدند تا این حقیقت را گواه باشند که اکنون روزگار زوال عقل و استراتژی و استراتژیست های دوراندیش در غرب است.
جسارت علنی به ساحت کتاب آسمانی مسلمانان در مقابل کاخ سفید و با تدابیر امنیتی پلیس، واجد معانی فراوانی است. یعنی اینکه جنگ نرم شکست خورده است. یعنی اینکه کاری از دست پیاده نظام ناتوی فرهنگی (از سلمان رشدی و حامد ابوزید و تسلیمه نسرین و ایان هرسی علی و مرنیسی بگیرید تا سروش و عبادی و کدیور و...) برنیامده است. یعنی اینکه جسارت مداوم به ساحت پیامبر اکرم(ص) و اخلاف صالح او، آتش کینه را در دل صهیونیست های مسیحی شیطان پرست فرو ننشانده است و اساسا یعنی اینکه 30 سال هزینه گزاف برای سازمان عریض و طویل ناتوی فرهنگی و هجمه از درون و بیرون به اسلام و انقلاب اسلامی برآمده از آن، جز خسران و حسرت برای فراعنه معاصر به ارمغان نیاورده است. اگر 1444 سال پیش، فقط علی ابن ابیطالب(ع) بود که ناله شیطان از نزول وحی را می شنید و می فرمود: «ناله شیطان را هنگام نزول وحی بر پیامبر می شنیدم... و پیامبر فرمود این ناله شیطان است که از پرستش شدن ناامید گشته است» (خطبه 234 نهج البلاغه)، اکنون تمام امت اسلام بلکه همه وجدان های بیدار و ذهن های کنجکاو در دنیا، جزع و فزع شیطان بزرگ را می شنوند و می بینند که چگونه ناله احتضار سر می دهد.
آیا می توان برای کینه و حقد شیاطین روزگار از قرآن حکیم پایانی جست؟ چرا از معجزه ای اعظم و خاتم پیامبران الهی(ص)، خشم بر تن و جان و دهانشان زبانه نکشد حال آن که قرآن را از ید بیضا و عصای موسی که دریا را شکافت و فراعنه را به کام هلاک فرستاد، کاراتر و بالاتر می دانند و از نفس مسیحا، حیات بخش تر می یابند. اگر بیداری خاورمیانه اسلامی و مقاومت پیروز در برابر ابرقدرت های وحشی روزگار، معجزه ای کوچک از معجزات بزرگ و بی شمار قرآن باشد، پس شیاطین با بشارت های بزرگ تر این کتاب و گنجینه های هنوز کشف ناشده آن چه کنند؟ اگر قرار باشد در روزگار شعبده و اغوا و چشم بندی رسانه ای، قرآن کتاب هدایت و استقامت و دشمن شناسی و منبع الهام بخش قدرت باشد و از رازها و فرمول های روانشناسی دشمن در پستوها و اتاق فکرها و خلوت او- خانه عنکبوت- خبر دهد و خمینی و خامنه ای و نصرالله و میلیون ها مجاهد بصیر تربیت کند که مستضعفان ناامید و منزوی جهان را به جنبش آورده اند، آیا فهم واقعیت علت عقده گشایی علیه کلام خدا در برابر کاخ سفید معمای غامضی خواهد بود؟ «قرآن» تمامیت پاسخ به این پرسش است که چرا فاتحان سرمست افغانستان و عراق در کمتر از 2سال و اشغالگران فلسطین و لبنان و سوریه و مصر در طول 60سال گذشته، اکنون خود را در یک باتلاق تمام عیار می یابند؟ قرآن، کانون جوشان امید و صبر و استقامت و جهاد و مودت و اعتماد و حسن ظن و توکل به قدرت لایزال الهی است.
کار از دست فراعنه در رفته و خداوند مدام بر پس کله آنها می زند. حماقت در رفتار آنها موج می زند وگرنه می فهمیدند که با همین عقده گشایی ها، «قرآن حکیم» را بیشتر در دل و جان امت اسلام عجین می کنند. نمی فهمند که قرآن در کاغذ و پوستین خلاصه نمی شود و اکنون جان آگاه ده ها و صدها میلیون مسلمان، هر کدام آیتی از آیات تابناک قرآن شده است. نمی فهمند که موسی در «جزیره ثبات» آمریکا متولد شد و بالید و مشغول بر باد دادن دودمان فرعون در جای جای خاورمیانه است و مگر نه اینکه پیامبر اعظم(ص) فرمود «علمای امت من برتر از پیامبران بنی اسرائیل هستند». قرآن تا چندی پیش کتاب طاقچه نشین مسلمین بود و اکنون با همین عداوت های کور، «هویت» و «شخصیت» و «هستی» اهل ایمان شده است.
تازه، از این به بعد ماجرایی که اردوگاه صهیونیسم مسیحی آغاز کرده دیدنی است که گفته اند «اگر خانه ات شیشه ای است، پس به مردم سنگ نینداز». هجمه و تهتکی که مستکبران در قبال مقدسات جهان اسلام انجام می دهند، حکایت پتکی است که بر آهن ملتهب بکوبند و آن را سخت و روئین تن و نفوذ ناپذیر کنند. هنوز روزگار «عزت» و «صلابت» مسلمانان در راه است. این کلمات که در قید و بند کاغذ آمد، غلوّ و اغراق و هیجان نیست، سخنان خاویر سولانا دبیرکل اسبق ناتو و مسئول پیشین سیاست خارجی و امنیتی اتحادیه اروپاست. او از شمار آخرین استراتژیست هایی است که در روزگار «زوال استراتژی» و «امتناع عقل و تدبیر» در غرب بازنشسته شدند. 4 سال پیش (اوایل خرداد 1385) بود که خاویرسولانا در جمع صاحبان صنایع و شرکت های اسپانیایی حاضر شد و 2 هشدار مهم را مطرح کرد: «1-ایران برای نخستین بار در تاریخ، رهبری منطقه خاورمیانه را به دست گرفته است و به همین دلیل، تنش بر سر برنامه غنی سازی اورانیوم در ایران، نه با بمباران بلکه با عقل و از مسیر سیاسی و گفت وگو حل می شود. ایران نخستین قدرت خاورمیانه شده و آن قدر برگ برنده مانند برگ هسته ای، برگ عراق، برگ حماس و برگ افغانستان در دست دارد که به یک قدرت درجه اول تبدیل شود. باید به گشودن باب گفت وگو و به کارگیری عقل سلیم بازگشت..2.-در آینده باید با جنبش های تندروی اسلامی همانند آنچه اکنون با حماس در فلسطین داریم، همزیستی داشته باشیم. این احتمال زیاد است که همه ما در یک دنیای اسلامی که در آن اخوان المسلمین و جناح تندروتر اسلامی حکومت کنند، زندگی کنیم. در شرایط کنونی رأی کافی برای آن که اسلامگراهای میانه رو در انتخابات به پیروزی برسند، وجود ندارد. به همین دلیل باید از فراخوان برخورد تمدن ها پرهیز نموده و این اندیشه همزیستی را با 13 میلیون مسلمانی که در اروپا زندگی می کنند، شروع کنیم، از خانه خویش. وگرنه با مشکلات بسیار جدی روبرو خواهیم شد.»
اینها، تعابیر هشدارآمیز کسی بود که درباره وی گفته می شد «او بیشتر آمریکایی است تا اروپایی». زمامداران غرب بر دامنه آتشفشان خانه ساخته اند. گسل زلزله بزرگ زیرپای غرب در حال سرباز کردن است. زمین زیر پای اردوگاه لیبرال- دموکراسی سکولار می لرزد. چرایی ماجرا، همان آیت نورانی قرآن است. «ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس...». زمین زیرپای طغیانگران ستیزه جو می لرزد. این را خیلی ها فهمیده اند، حتی کسی با مختصات عبدالکریم سروش که خود با دلارها و تر و خشک کردن های سازمان ناتوی فرهنگی بالید و شناعت و دنائت را به هجمه علیه قدسی بودن قرآن و امانتداری پیامبر اعظم(ص) کشاند. او که نگران سرنوشت خود در ستیزه جویی آشکار غرب- سکولاریسم میلیتانت- است 4 اسفند 1388 در دانشگاه دلفت هلند می گوید «براساس تز سکولارها، جهان به سمت جدایی حکومت از دین و خصوصی شدن دین پیش می رود و دین فقط در دل انسان ها خواهد بود و بیش از آن مجال تصرف ندارد در حالی که این تز در این دوران واژگونه شده است، به این دلیل که وجود دین را در عمق زندگی ایرانیان و بازگشت دین را در مغرب زمین می توانیم ببینیم. آنچه گمان می رفت رو به احتضار می رود یا مرده است یا در راه مردن است، خوب یا بد، ظاهرا تجدید حیات کرده، برخاسته و برگشته و دیگران را به نگرانی افکنده است. سکولاریسم که قرار بود نسبت به ادیان بی طرف باشد اکنون تبدیل به یک سکولاریسم ستیزه گر شده یعنی با پاره ای از ادیان، رسما درمی آویزد و می ستیزد و وجود اجتماعی آنان را تحمل نمی کند. از این قرار چیزی اتفاق افتاده که در پیش بینی سکولارها نبوده است. تصور سکولارها این بود که جهان به طرفی می رود که دین در آن ضعیف و ضعیف تر خواهد شد. این جزو یکی از فرضیه های قطعی آنان بود. لذا غم دین را نباید خورد ... این بود، آن چه پشتوانه آزادی ادیان بود. زمانی هست که شما معتقدید پشتوانه آزادی ادیان عبارت است از حقوق بشر اما یک وقت هست که شما معتقدید این اعتقادات را زیاد نباید مورد توجه قرار داد و با آن ها نباید درافتاد. چرا؟ چون چیزی نیستند. چون مردنی اند و از میان رفتنی اند. تز سکولاریسم این را می گفت. آزادی ادیان عمدتا از این اندیشه تغذیه می کرد؛ چیزهایی که رفتنی اند و محتوم به مردن اند، آن قدر بها ندارند که ما با آن ها درآویزیم اما جهان جدید ظاهرا نشان داد که نه؛ همین اندیشه های دینی که آنان خرافی می پنداشتند، همین اندیشه های دینی که آن ها تاریخ مصرف آن ها را گذشته می دانستند، به دلایل مختلف دوباره سربرآورده اند. لذا آزادی دینی آن چنان که تبلیغ می شد و به آن افتخار می شد، دیگر در دستور کار سکولارها نیست.»
این تروریست عضو ناتوی فرهنگی، 11 مرداد 1386 هم در جمع گروهی از عناصر ضدانقلاب در دانشگاه پاریس می گوید «رفته رفته سکولاریسم وارد دوره ستیزه گر و میلیتانت می شود، سکولاریسمی که مدارا و ظرفیت و هاضمه قوی پیشین خود را از دست داده است. امروز پیش بینی ضعیف شدن تدریجی ادیان باطل از آب درآمده و شما در این 20، 30 سال از جامعه شناسان بزرگ می شنوید که ادیان در حال قوت گرفتن هستند. چرایی اش بماند]![... سکولاریسم و لیبرالیسم هاضمه اش برای بلعیدن ادیان ضعیف، قوی بود اما دین قوی و فربه را نمی تواند ببلعد و از گلویش پایین نمی رود و لذا ستیزه گر می شود. اینکه چرا دین دوباره جان گرفته، جامعه شناسان آمریکایی می گویند برای اینکه بحران هویت و بحران معنویت پدید آمده است. آمریکا حمله کرد به افغانستان و عراق. هر دو کشور در قانون اساسی تازه خود نوشتند ما باید قوانین مان را از شرع بگیریم، چیزی که در مخیله آمریکایی ها نمی گنجید، یعنی سکولاریسم صدامی تبدیل شده به آنتی سکولاریسم موجود در عراق... متأسفانه سکولاریسم ستیزه گر جنبه هویتی دین را غلیظ تر می کند. ... در کشورهای اروپایی، حکومت ها در مواجهه با اقلیت های دینی نیرومند کم کم دارند مدارای خود را از دست می دهند و سکولاریسم مداراگرشان بدل به سکولاریسم ستیزه گر می شود... آینده سکولاریسم و لیبرالیسم به دلیل قوت ادیان با یک سلسله چالش های جدی روبروست و به شکل فعلی باقی نخواهد ماند».

مجازات هتاکان به ساحت قرآن و سازمان دهندگان این نمایش مشمئزکننده، کمترین کاری است که دولت اوباما و سیستم قضایی آمریکا باید برای فرو نشاندن خشم امت اسلام بکنند، هر چند که گفته اند چاقو دسته خود را نمی برد وگرنه ابتدا باید بوش و هایدن و وولسی و ولفویتز و گیتس و رایس و کلینتون و اوباما را دادگاهی کرد. آنها که گله ای از رشدی و ابوزید و تسلیمه نسرین و سروش و نظایر آنها را برای حرمت شکنی فربه کرده اند، راه به لجاجت و هلاکت می برند و تربیت شدگان و تحت الحمایه های آنها نیز-چندان که می بینید- حتی در مقام محکومیت لفظی نیز زبان نخواهند گشود.

از مهاجرانی و کدیور و عبادی و سروش و بازرگان ها و سحابی بگیرید تا موسوی و صانعی و بیات و کروبی و دستغیب، یعنی همان شجاعان نواندیش! که رسانه رسمی سازمان سیا می گوید. آنها چند فرسنگ از قرآن دور و مهجورند که هیچ نمی خروشند و مهر بر دهان زده و خاموشند؟! یعنی قرآن کریم اندازه تروریست ها و محاربین حرمت ندارد؟!

محمد ایمانی

تعجب محمود عباس از مواضع خاتمی درباره روز قدس !!!

رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین از موضع خاتمی درباره روز قدس ابراز تعجب کرد.
محمود عباس عنصر دست نشانده اسرائیل در سرزمین‌های اشغالی فلسطین در یک موضع‌گیری خفت بار که سایت وزارت امور خارجه رژیم صهیونیستی آن را منعکس کرده است گفته من از موضع خاتمی که مردم و جوانان را تشویق به حضور در مراسم روز قدس کرد شگفت‌زده شدم و ملول گشتم و از ته دل سخت گریستم!این عنصر خائن به مردم فلسطین همچنین خطاب به خاتمی گفته: ای برادر درست زمانی که گفتگوهای صلح فلسطین با اسرائیل آغاز شده در این شرایط تشویق مردم به شرکت در تظاهرات جز دشمن تراشی و خشونت گرایی چه معنایی دیگری دارد؟محمود عباس به خاتمی گفته شما با تشویق مردم به راهپیمایی روز قدس، جنبش سبز مردم را به خشونت و نفرت، آلوده کردید!
رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین که از شکست مذاکرات به اصطلاح صلح در آمریکا نگران است در این نوشته خود خطاب به خاتمی ضمن فحاشی به سپاه پاسداران و بسیج سئوال کرده آیا شرکت در راهپیمایی و شعار مرگ بر آمریکا و اسرائیل و خائن دانستن حکومت خودمختار فلسطین یک رسالت الهی و انسانی است؟

البته قابل ذکر است که ما که هموطن خاتمی هستیم هنوز نفهمیدیم ایشون بالاخره کدوم وریه !!!

کلیپی از فریبا داوودی مهاجر

تا الان فکر کرده اید چرا هر کسی که به خارج فرار میکنه و پای ثابت شبکه ها و محافل معاند نظام میشه از جمله ی اطلاح طلبانه ؟

قبلا در پاسخ یکی از کاربران وبلاگ قول داده بودم کلیپی از فریبا داوودی مهاجر ( وابسته به سازمان غیر قانونی ادوار تحکیم وحدت علامه ) منتشر کنم . خانم مهاجر در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی سمت مشاور داشت اما بعدا به خارج گریخت . کسی بود که به حجاب بسیار اهمیت میداد اما در این کلیپ خواهید دید که ضمن صحبت با مجری شبکه صدای آمریکا روسری خودشو بر میداره !!

جهت دانلود کلیک کنید :


رقیب آرای باطله تهدید به تحریم انتخابات مجلس کرد !

رقیب ناکام آرای باطله در انتخابات ریاست جمهوری 88 اعلام کرد کسی روی او در انتخابات مجلس (اواخر سال 90) حساب نکند چون او با وضعیت فعلی در انتخابات شرکت نمی کند! کروبی پس از اخذ 330هزار رای از مجموع 40 میلیون رای، ترجیح داد به آشوبگران بپیوندد و خود را سردسته آنها معرفی کند.

وی در گفت وگو با العربیه و درباره انتخابات مجلس اظهار داشت: باید ببینیم چه می شود. اگر وضع به همین منوال باشد و دبیر شورای نگهبان از این حرفها بزند و سخنگوی شورای نگهبان به روش خود ادامه دهد، طبیعتا شرکت در انتخابات منتفی است.
وی درباره کمک یک میلیارد دلاری رژیم سعودی به «سران فتنه» هم خود را طرف خطاب سخنان آیت الله جنتی قرار داد و دریافت پول مذکور را تکذیب کرد. هرچند که کروبی آلودگی های مالی متعددی دارد که یک قلم ناچیز آن دریافت چندصد میلیون تومان از شهرام جزایری است، اما این آلودگی ها دلیل بر این نمی شود که این عنصر آلت دست منافقین خود را جزو سران فتنه جا بزند.
کروبی درباره اینکه آیا قصد دارد تلویزیون راه بیندازد یا نه گفت: «من بنای چنین کاری را ندارم علتش هم این است که امکاناتش را نداریم آن وقت ما امکاناتی داشتیم یک کمک هایی هم می شد. ما یک کاری می خواستیم انجام بدهیم آنها مانع شدند من هم در کارهایم سعی می کنم برای دیگران گرفتاری انجام نشود.»
او درباره شبکه تلویزیونی «رسا» گفت: «اسامی که برای من ذکر کردند آنها همان نیروهایی هستند که در جمهوری اسلامی بودند و کار می کردند و حضور داشتند. با کاری که انجام می دهند موافقم انجام بشود مخصوصا اگر در چارچوب قانون اساسی باشد. الان اگر آزادی بدهند من دنبال همین کارها می روم. چون اگر آزادی بدهند امکانات هم می رسد. وقتی که آزادی نمی دهند امکانات هم داده نمی شود و افراد هم می ترسند.»
شبکه العربیه یکی از بدنام ترین تلویزیون های وابسته به رژیم سعودی است که همواره از گروهک تروریستی ریگی حمایت و با سرکرده معدوم این گروهک مصاحبه می کرد. العربیه در جریان جنایات رژیم صهیونیستی در جنگ 33روزه و 22روزه لبنان و غزه هم، به طور کامل از صهیونیست ها حمایت کرد.

مصیبتی که پت و مت بر سر اصلاح طلبان آوردند

منابع خبری از تلاش مجدد خاتمی برای دیدار با رهبر معظم انقلاب خبر می دهند. گفته می شود خاتمی این بار، دعایی مدیر مسئول را واسطه درخواست وقت ملاقات قرار داده است.
گزارش ها حاکی است خاتمی تلاش دارد نسبت به حوادث سال گذشته و تندروی برخی دوستان خود اعلام برائت کند و این تحرک احتمالا در راستای نامه سال گذشته وی به محضر رهبر انقلاب صورت می گیرد که طی آن تلاش شده بود نوعی فاصله گذاری و انتقاد نسبت به عملکرد کروبی و موسوی انجام شود. خاتمی بارها و از جمله چند روز پیش متذکر شده که جریان اصلاحات به خاطر حوادث سال گذشته هزینه زیادی پرداخت کرده و باید ضمن خط کشی با برخی تندروها، جریان اصلاحات را زنده کنیم.
این در حالی است که سایت ضدانقلابی روزنت با اشاره به بن بست جریان اصلاحات نوشت: جریان اصلاحات پیش از حوادث سال گذشته، نگران غربال شورای نگهبان بود و پس از آن نوبت به چانه زنی نمایندگان این جریان با حاکمیت می رسید اما اکنون مهم ترین چالش، اساسا فاز اول ماجرا یا همان شورای نگهبان است. معما اکنون این است که چگونه می توان وارد ساختار شد؟ شکی نیست که اتفاقات سال گذشته به اندازه کافی دست شورای نگهبان را برای رد صلاحیت اصلاح طلبان باز می کند.
این سایت مدیریت شده از خارج کشور اضافه می کند: یکی از ضعف های اساسی جریان اصلاحات این بود که چانه زنی در بالا بدون فشار از پایین صورت می گرفت و نیرویی نبود که از پایین فشار بیاورد. اکنون معادله برعکس شده و این بار دیگر کسی نیست که از بالا چانه زنی کند.
روزنت البته فراموش کرده این نکته را یادآور شود که مردم دیگر پای فتنه گران نمی ایستند همچنان که از روز قدس سال گذشته تا 22 بهمن و پس از آن در روز قدس امسال نشان دادند و از طرف دیگر چانه زن های خاکستری سالیان گذشته اکنون خود در مظان خیانت و اتهام قرار دارند.