عباس جعفری دولت آبادی با
تأکید بر اینکه برای مجازات عوامل فتنه یک مطالبه عمومی وجود دارد تصریح
کرد که این مطالبه در زمان خود انجام خواهد شد.
دادستان تهران روز
چهارشنبه در حاشیه مراسم تودیع و معارفه سرپرست دادسرای ناحیه 10 (هاشمی)
در پاسخ به سؤال خبرنگاری مبنی بر اینکه با توجه به محاکمه عوامل فتنه و
رسیدگی به پرونده عوامل کوی دانشگاه آیا برخوردی با عوامل فتنه صورت نمی
گیرد؟ گفت: در رابطه با کوی دانشگاه پرونده در دادسرای نظامی مطرح است و در
این خصوص باید از دادسرای نظامی سؤال شود. از سوی دیگر اکثر افرادی که در
جریان اغتشاشات بعد از انتخابات نقش داشتند محاکمه شدند و تعداد کمی مانده
که در آستانه محاکمه هستند.
به گزارش ایسنا، وی افزود: در خصوص عوامل
فتنه نیز قبلا اشاره کردیم که یک مطالبه عمومی وجود دارد و در زمان خود
انجام می شود.
جعفری دولت آبادی در پاسخ به بخش دیگری از سؤال این
خبرنگار مبنی بر اینکه اقدام عملی در این مورد را کی مشاهده می کنیم؟ گفت:
اقدام عملی وقتی است که مردم محسوس ببینند اما انجام خواهد شد. اجازه دهید
وقتی عمل کردیم اعلام کنیم.
جعفری دولت آبادی در خصوص شناسایی چند جاسوس
هسته ای که خبر آنرا وزیر اطلاعات اعلام کرده بود نیز گفت: از خود وزیر
اطلاعات توضیح بیشتر را بخواهید.
دولت آبادی همچنین با اشاره به ترورهای
اخیر در تهران اظهار کرد: در خصوص دو، سه تروری که در تهران و نسبت به
پزشکان رخ داد برخی از سایت های خبری وانمود کردند که این ترورها سیاسی است
در حالی که قاتل دکتری که در نارمک کشته شده بود را شناسایی کردیم و قاتل
امروز دستگیر شده است.
وی افزود: در رابطه با پدر وی نیز که در گیلانغرب
خودکشی کرده پیشنهاد کردیم که این پرونده به تهران احاله شود. برخی سایت
ها سعی می کنند همه چیز را در ایران سیاسی جلوه دهند درحالی که این موضوع
بسیار روشن است. یک دکتری کشته شده؛ گفته می شود بیمارستان ها و دکترها را
مسلح کنید. قتل در همه جوامع وجود دارد و ایران نیز یکی از آن جوامع است.
دادستان
تهران افزود: در خصوص قتلی که در بلوار کشاورز رخ داد هنوز سرنخی پیدا
نشده و امیدواریم که در این رابطه سرنخی پیدا شود. اما بعضی از سایت ها این
موارد را با ترور علی محمدی و حمله به دکتر معتمدی کنار هم چیدند. این امر
کم لطفی است و رسانه های خبری باید به این موضوع توجه کنند که دادستانی
حتماً به این نوع شبهات در وقت خود پاسخ می دهد و دلیلی وجود ندارد که مرتب
بخواهیم توضیح دهیم.
جعفری دولت آبادی یادآور شد: قاتل پرونده قتلی که
در نارمک رخ داده دستگیر شده و پرونده نزد پلیس امنیت تهران بزرگ است و
پرونده در دادسرای امور جنایی مطرح است.
همچنین دادستان تهران با اشاره
به دستگیری هایی که در اصفهان صورت گرفته خطاب به جریانات سیاسی گفت:
جریانات سیاسی توجه داشته باشند که وقتی به افرادی مرخصی داده می شود که به
درمان یا زندگی شخصی بپردازند دنبال کردن کارهای سیاسی برخلاف عهد آنان
است و کسانی که به مرخصی می آیند قرار نیست که فعالیت علیه نظام انجام
دهند.
وی افزود: این افراد که در جریان مرخصی قرار داشتند و به اصفهان
رفته و اقداماتی انجام داده بودند توسط پلیس و نهادهای امنیتی دستگیر شدند.
دادستان
تهران با تأکید بر این که سازمان و نهادهایی که پروانه ندارند نباید
فعالیت کنند، تصریح کرد: همچنین سازمان ها و نهادهایی که پروانه دارند اما
پروانه هایشان توقیف است نمی توانند فعالیت کنند و صرفاً نهادها و سازمان
هایی می توانند به فعالیت بپردازند که طبق قانون مجوز و پروانه فعالیت
داشته باشند.
دولت آبادی ادامه داد: افرادی که از مزایای مرخصی استفاده
می کنند حتماً باید پایبند به این مرخصی ها باشند و وقتی نظام نسبت به
آنها رأفت می کند توقع دارد که پاسدار تعهداتشان باشند کما اینکه تعدادی از
این گروه در سال 80 محکومیت های 6، 10، 15 و... ساله داشتند و نظام این
احکام را اجرا نکرده و اگر می خواستیم احکام را اجرا کنیم طبیعتاً اجرای
احکام ساده است.
جعفری دولت آبادی در بخش دیگری از سخنانش با تأکید بر
این که مبانی ما در حوزه نظم عمومی بسیار قوی است، گفت: بر هم زدن نظم
عمومی و تعدی به نظم عمومی در هر حوزه ای جرم است. حال ممکن است ضمانت
اجراهایش نیز متفاوت باشد. اگر امروز عده ای تصمیم بگیرند با احتکار، بستن
بازار یا کم و زیاد کردن کالایی نظم جامعه را بر هم بزنند به طور طبیعی
حاکمیت و مجاری مربوطه ورود پیدا می کنند.

رئیس دولت اصلاحات گفت: امروز
زیاد از فتنه دم می زنند و واقعاً هم در دوران فتنه به سر می بریم.
خاتمی
در دیدار برخی آشوبگران «محکوم شده» و بستگان برخی از عناصر فتنه گر
بازداشتی گفت: زیر پا گذاشتن معیارهای اخلاقی و شرعی و انسانی و قانونی به
نام دفاع از ارزشها و انقلاب مصداق فتنه است. در نتیجه این کار، علاوه بر
ظلم و ستمی که می شود و هزینه هایی که جامعه می پردازد، چهره نظام نیز زشت
جلوه داده می شود.
وی افزود: «اگر خدای ناخواسته در این مسیر شوم موفق
شوند، ضربه زدن نهایی به نظام و کشور برایشان آسان تر و کم هزینه تر خواهد
بود و اگر کسانی با هر نیتی در این مسیر حرکت کنند آیا در دام فتنه و توطئه
نیفتاده اند؟ اینها از جمله اموری است که خیرخواهان و دلسوزان واقعی
انقلاب و کشور باید به آن توجه و برای آن چاره جویی کنند. خواست ما پاس
داشتن قانون اساسی و حقانیت در چارچوب آن و اجراء و جاری شدن این پیمان
جمعی برای همه به صورت همه جانبه و جامع است.»
اظهارات خاتمی در این
ملاقات که توأم با تحریک به ادامه مخالف خوانی و مخالفت بوده، یادآور تذبذب
مداوم وی در طول دهه گذشته است. او در حالی که می گفت «از اردوگاه اصلاحات
صدای دشمن به گوش می رسد» تن به ائتلاف و همکاری با معاندترین عناصر رخنه
کرده در این اردوگاه داد و میدان شبیخون را برای آنها فراهم کرد. اکنون هم
در حالی که خود یکی از اضلاع فتنه انگیزی، تحریک به آشوب خیابانی و قانون
شکنی، و مقابله با جمهوریت بوده، ادعا می کند نگران زیر پا گذاشته شدن
معیارهای اخلاقی و شرعی و قانونی است و «واقعاً در دوران فتنه به سر می
بریم»!
اظهار نگرانی وی از فتنه در حالی که وسط فتنه دست و پا می زند هم
یادآور رویه منافقان است- که به پیامبر(ص) می گفتند ما را در فتنه نینداز
و آیه 49 سوره توبه نازل شد که «الا فی الفتنه سقطوا، آگاه باش که در فتنه
سقوط کرده اند- و هم تداعی کننده رویه ابوموسی اشعری است دم از دامن چیدن
از فتنه می زد اما خود سلسله جنبان فتنه حکمیت شد و مورد سرزنش و عتاب تند
امیرمومنان علی علیه السلام واقع شد که اگر در نگرانی از فتنه صادقی، وسط
فتنه چه می کنی؟!
خاتمی در تداوم روند تذبذب و نفاق خود نیز چند سال پیش
تصریح کرده بود «شعار تغییر قانون اساسی خیانت است» اما تا به امروز در
جبهه خیانتی ایستاده که یکی از شعارهایش تغییر در قانون اساسی و اصول و
مبانی اسلامی آن است.
درباره ظلم و هزینه ای که خاتمی به آن اذعان
دارد، شخص وی از متهمان اصلی ماجراست که خون قربانیان بی گناه حوادث سال
گذشته و تمام پیامدها و هزینه های آن خیانت بزرگ به ملت و کشور، بر دوش وی
سنگینی می کند.
درباره «توطئه» و «دام» دشمن نیز که خاتمی به آن اذعان
کرده باید پرسید چه کسانی با جرج سوروس، ملک عبدالله سعودی، راسموسن
«دبیرکل خبیث و ضد اسلام ناتو» و ده ها طراح یا حامی کودتای مخملی و جنگ
نرم ملاقات های پنهان پیدا داشته و کلمه به کلمه دیکته های آنها را به
اجرا گذاشته اند. القای تقلب پیش از انتخابات، هجمه به اعتبار و مشروعیت
حاکمیت و سیاه نمایی برای کاستن از اعتماد مردم، به هم زدن قواعد دموکراسی،
ایجاد هرج و مرج و آشوب و شورش خیابانی به قیمت تعطیلی قانون و جمهوریت،
تبادل اطلاعات و حمایت با بیگانگان و... ده ها خیانت و جنایت از این دست،
کدام یک، خارج از سناریوی دیکته شده سازمان های جاسوسی سیا، موساد و MI6
برای کودتای مخملی و براندازی خاموش نبوده و خاتمی چگونه می تواند شرکت خود
در جزء به جزء این خیانت ها را انکار کند یا با فرار به جلو، این عملکرد
خیانت آلود -برخاسته از توهم فرصت طلبی- را بپوشاند؟! آیا خاتمی می تواند
نقش هماهنگ شده و از سر اطلاع خود در زمینه «زشت جلوه دادن چهره نظام» را
انکار کند؟


نشریه آمریکایی فارین پالیسی
با اشاره به سیاست دوگانه آمریکا در زمینه حقوق بشر از اقدام اخیر کاخ
سفید در تحریم 8 مقام ایرانی انتقاد کرد.
فارین پالیسی در این مقاله به
جنایات و شکنجه های زندانیان دربند آمریکا اشاره کرد و نوشت: ظاهراً تاریخ
معاصر خود آمریکا در زمینه تجاوز و اشغال دو کشور خارجی، آدم ربایی،
بازداشت نامحدود و بدون اتهام و شکنجه جسمی و روحی هزاران نفر از جمله در
مکان هایی مانند گوانتانامو، بگرام و ابوغریب با ادعاهای آمریکا و جنگ
روانی و تبلیغاتی جاری واشنگتن بر ضد ایران بی ارتباط است. زندانیانی که
آمریکا در افغانستان و گوانتانامو نگهداری می کند افزون بر آنکه با زنجیر
از سقف آویزان می شوند و به دست و پایشان غل و زنجیر زده می شود چنانچه خون
دست و پایشان بند می آید لخت و با پاکتی روی سرشان چند روز بی خواب
نگهداری می شوند و با کتک زدن آنها را از خوابیدن محروم می کنند و در
بازجویی هایشان گاهی آنها را آنقدر شکنجه می کنند که می میرند. از پانزده
سرباز آمریکایی که به شکنجه زندانیان متهم شدند همگی به جز سه نفر تبرئه
شدند. آن سه نفر نیز توبیخ کتبی و حداکثر 75 روز به سبب جرائمشان زندانی
شدند.
فارین پالیسی سپس به اقدام مسئولان جمهوری اسلامی ایران برای
برخورد با متخلفان در بازداشت گاهها اشاره کرد و نوشت: در ایران برعکس
آمریکا پس از انتشار گزارش هایی درباره شکنجه در زندان کهریزک دولت به سرعت
این بازداشتگاه را به سبب غیراستاندارد بودن و برای حفظ حقوق افراد
بازداشت شده تعطیل و تحقیقات را درباره ادعاهای مطرح شده آغاز کرد. در همان
زمان 140 نفر از زندانیان به درخواست رئیس قوه قضائیه از زندان آزاد شدند.
افزون
بر آن به نوشته فایننشال تایمز در 25 ژوئن 2009 چندین دانشجو که در جریان
تظاهرات راهپیمایی ها و شورش های پس از انتخابات بازداشت شده بودند آزاد
شدند تا بتوانند همراه با 3 میلیون نفر از جوانان دیگر ایران در آزمون
ورودی دانشگاه ها شرکت کنند.
فارین پالیسی در ادامه این مقاله بازهم به
جنایات دیگر آمریکا و سکوت مسئولان کاخ سفید در قبال جنایات خودشان اشاره
کرد و نوشت: رئیس جمهوری آمریکا در سخنرانی اخیر خود هیچ اشاره ای به کشتار
مستمر غیرنظامیان فلسطینی به دست اسرائیلی ها با سلاح های آمریکایی نکرد و
این در حالی است که فقط در دهه گذشته نیروهای امنیتی اسرائیلی 6371
فلسطینی را به قتل رسانده اند که 1317نفر از آنها کودکان و نوجوانان 250
نفر از افسران پلیس بودند که در بمباران های 2008 تا 2009 در غزه کشته شدند
و 240 نفر نیز در چارچوب ترورهای هدفمند به قتل رسیدند. ظاهراً از دید
رئیس جمهور آمریکا این قتل ها بی عدالتی محسوب نمی شود و این یکی از عوارض
جانبی ضروری صهیونیسم است که نیازی به اشاره به آن نیست.
این نشریه
شآمریکایی در ادامه با اشاره به معیارهای دوگانه در سیاست آمریکا نوشت: یک
بام و دو هوای دولت آمریکا همچنان نیات و انگیزه های واقعی واشنگتن را در
خصوص خاورمیانه بویژه برای حفظ برتری نظامی اسرائیل و اهریمن جلوه دادن هر
کشوری که جرات کند برتری اخلاقی آمریکا را زیر سؤال ببرد یا با امپریالیسم
آمریکایی و اسرائیلی در منطقه مخالفت کند لو می دهد.
در حالی که اوباما
همچنان ادعا می کند مایل است دستش را به سوی دولت ایران دراز کند به نظر می
رسد که او فراموش کرده است ابتدا خون روی دستش را بشوید».

مصاحبه باراک اوباما با شبکه
بی بی سی انگلیس (در واکنش به موج آفرینی موفق احمدی نژاد در سازمان ملل)
هرچند که از سوی محافل سیاسی و رسانه ای دنیا «منفعلانه، از سر دستپاچگی،
بازی خوردن از حریف، و بی تاثیر» ارزیابی شد اما واجد یک «پیام» بود و آن
اعلام رسمی تخته شدن در صدای آمریکا (VOA) بود.
پایگاه اینترنتی
سکولاریسم نو با بررسی این موضوع نوشت: وزارت خارجه آمریکا هیچ تمایلی به
مصاحبه اوباما با VOA نداشت. گفته می شود پس از مصاحبه اوباما با بی بی سی،
تهیه کنندگان و خبرنگاران صدای آمریکا در راهروهای VOA به طنز به هم می
گفته اند که صدای آمریکا دیگر صدای آمریکا نیست. این در حالی است که صدای
آمریکا تنها چند صد متر با کاخ سفید فاصله دارد. این اتفاق باز هم صحه بر
ضعف های پنهان و پیدای مدیریتی در بخش فارسی صدای آمریکا است. چرا که این
رسانه بخشی از ابزارهای اجرایی سیاست های رسانه ای دولت آمریکا به حساب می
آید که در یکی از مهم ترین رخدادهای سیاسی در قبال ایران به بازی گرفته
نشده است.
این رسانه ضد انقلابی نوشت:«از چندی پیش و پس از طرح موضوع
بحران های مدیریتی در بخش فارسی صدای آمریکا که منجر به برداشته شدن مدیر
این رادیو یعنی «آلکس بلیدا» شد، بسیاری بر این باورند که رسانه ای با
بودجه بالای اختصاص یافته نتوانسته است جایگاه خود را به عنوان یک مرجع
تثبیت کند. این در حالی است که پس از رایزنی های بسیار گفته می شود تلاش
هایی برای تثبیت علی سجادی به عنوان مدیر از سوی برخی انجام گرفته اما بر
خلاف زمان اعلام شده در ماه سپتامبر هنوز مدیری در صدای آمریکا برای بخش
فارسی تعیین نشده است. اینک برخی از نیروهای حرفه ای در صدای آمریکا این
اتفاق را یک بخش فراموش نشدنی در کارنامه خود می دانند.»
در عین حال
آنچه سکولاریسم نو فراموش کرده مورد اشاره قرار دهد انتقادهای جدی رسانه
های حرفه ای از شبکه بی بی سی است هم از آن جهت که مصاحبه با اوباما به شکل
یک رپرتاژ آگهی ضعیف و بدون چالش مورد نیاز گفت وگوهای جدی رسانه ای به
اجرا درآمد و هم به این دلیل که نشان داد بی بی سی نه تنها مستقل از وزارت
خارجه انگلیس نیست و رسانه ای کاملاً رسمی و دولتی است، بلکه مهم تر از آن
در خدمت وزارت خارجه آمریکا قرار دارد و به عنوان زایده رسانه ای بین
دولتی عمل می کند.


یک عضو بنیاد آمریکایی
کارنگی ضمن بررسی گزینه های پیش روی کاخ سفید مقابل ایران، تصویری ناکارآمد
از این گزینه ها ترسیم کرد.
روزنامه فیگارو از قول کریم سجاد پور
نوشت: حرکت اپوزیسیون مخالف جمهوری اسلامی اکنون خاموش شده است. تظاهرات
خیابانی تمام شده و جنبش سبز به انتهای بن بست نزدیک شده است. برخلاف
حامیان جمهوری اسلامی، اپوزیسیون حاضر نیست جانش را سر مبارزه بگذارد.
عضو
بنیاد کارنگی در بررسی گزینه ها و سناریوهای پیش روی آمریکا علیه ایران
یادآور می شود: سناریوی اول سناریوی مشابه چین است. در آمریکا برخی معتقدند
که مانند چین چهل سال پیش، یک ایران هسته ای نیز می تواند به سران این
کشور، احساس مسئولیت دهد و چه بخواهیم چه نخواهیم باید راه همزیستی با بمب
ایرانی را فرابگیریم. پس از شکستی که در تلاش اوباما برای مذاکره با ایران
پیش آمد، به نظرم این سناریو دیگر در واشنگتن در دستور کار نیست. پس از
آن، مساله حمله نظامی برای رفع مشکل مطرح می شود. این سناریوی بنیامین
نتانیاهو و برخی از محافل نومحافظه کار در ایالات متحده است. ولی سناریوی
اوباما نیست که برعکس از زمان انتخابش به دنبال ایجاد پل ارتباطی و رفع
مشکلات به طرق دیپلماتیک بوده است. سناریوی سوم به نظرم قدری منطقی تر می
رسد و آن خودداری از بیان برخی مباحث است؛ در واقع تهدید ایران به خوبی
احساس می شود، ولی نباید آن را آشکارا نشان داد، زیرا در این صورت حکومت
تهران آن را به مثابه چراغ سبز جامعه بین المللی نسبت به سیاست های فعلی اش
تفسیر می کند. این بدان معنی است که تحریم ها باید تشدید شوند و تدابیر
جدیدی باید برای کاهش سرعت برنامه هسته ای ایران، با حفظ گزینه های مذاکره،
اتخاذ گردد ولی به موازات تحریم ها، اوباما همچنان گزینه مذاکره را مدنظر
خواهد داشت.
سجادپور همچنین می گوید: هر نوع تهدید نظامی علیه ایران
موجب ملی گرایی می شود. حتی مخالفانی چون موسوی و کروبی هم نمی توانند در
آن صورت از این حملات دفاع کنند. ایران کشوری است که ملی گرایی در آن به
شدت به چشم می خورد. حمله فقط ممکن است برنامه هسته ای ایران را به تأخیر
بیندازد اما برعکس حمایت ها از برنامه هسته ای را افزایش می دهد و پروژه
سرنگونی را تا 15 سال به عقب می اندازد.
این همکار ایرانی بنیاد کارنگی
توضیح نداده است که ملی گراها نه فقط هیچگاه حاضر به فداکاری برای وطن
خویش نبوده اند، بلکه به گواهی اسناد تاریخی، در تمامی درگیری های ایران با
بیگانگان، علیه مردم وطن خود دست به خیانت زده اند که همکاری جبهه ملی و
نهضت آزادی با استخبارات ارتش عراق در جریان جنگ تحمیلی از جمله این نمونه
های رسوایی برانگیز در کارنامه ملی گراهاست. و در مقابل، همواره مردم
معتقد به اسلام برای دفاع از میهن اسلامی خویش در برابر تجاوز بیگانگان
مردانه و جانانه ایستاده اند که باز هم جنگ تحمیلی 8 ساله بارزترین نمونه
آن است.