شفاف نیوز

شفاف سازی مسایل سیاسی

شفاف نیوز

شفاف سازی مسایل سیاسی

رهبر معظم انقلاب : نهم دی بساط فتنه‌گران را جمع کرد

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار هزاران نفر از قشرهای مختلف مردم استان گیلان، همت، بصیرت، آگاهی و هوشیاری مستمر را عوامل اصلی پیشرفت ملت به سمت قله های تعالی دانستند و تأکید کردند: ملت ایران همانگونه که در هشت سال جنگ تحمیلی با ابتکار، فداکاری، شجاعت و حضور در صحنه، بر دشمن غلبه کرد، در هشت ماه جنگ نرم هم با عنایت خداوند متعال از خود مهارتی مثال زدنی نشان داد و در نهم دی سال گذشته به برکت یاد حضرت سیدالشهدا علیه السلام و با همت، بصیرت، آگاهی، و هوشیاری خود، بساط فتنه گران را جمع کرد.

*ملت ایران در سی سال گذشته نشان داده که توانایی پیشرفت و حرکت جهشی را دارد

حضرت آیت الله خامنه ای، جبران عقب ماندگی های تاریخی، و رسیدن ملت ایران به جایگاه شایسته علمی خود را نیازمند همت، عزم و امید به آینده دانستند و افزودند: تنها راه رسیدن به قله های سعادت و پیشرفت، حفظ مستمر همت، عزم و امید به آینده است، و ملت ایران در سی سال گذشته نشان داده است، توانایی پیشرفت و حرکت جهشی را دارد.

*علت اصلی عصبانیت مستکبران از ملت ایران شعارهای جهانی این ملت است

ایشان با تأکید بر اینکه شعارهای ملت ایران جهانی و هدف او قطع کامل دست مستکبران از کشور است، خاطرنشان کردند: علت اصلی عصبانیت مستکبران از این ملت و توطئه بر ضد آن، همین موضوع است و فتنه سال گذشته جلوه ای از توطئه دشمنان بود.

*هدف از فتنه 88 گمراه کردن مردم با طرح شعارهای حق ولی با محتوای باطل بود

رهبر انقلاب اسلامی هدف از فتنه سال گذشته را گمراه کردن مردم با طرح شعارهای حق ولی با محتوای باطل دانستند و تأکید کردند: ملت ایران در نهم دی سال گذشته، در حرکتی کاملاً خودجوش فتنه گران را ناکام کردند و مشت محکمی بر دهان آنان زدند.

*پیام 9 دی؛ تعلق نظام به خود مردم بود

حضرت آیت الله خامنه ای حماسه نهم دی سال 88 را نشانه ای از بیداری و هوشیاری مردم خواندند و افزودند: دشمنان ملت ایران و کسانی که تصور می کنند می توانند میان مردم و نظام اسلامی فاصله بیاندازند باید این پیام نهم دی را بفهمند و بدانند که نظام متعلق به خود مردم است و نگاهبان اصلی این نظام اسلامی، مردم هستند.

*شیوه‌های مستکبران در مقابله با نظام اسلامی نشاندهنده عدم شناخت صحیح آنها از ملت ایران است

ایشان افزودند: سردمداران دولتهای مستکبر و در رأس آنها امریکا در مقابله با نظام اسلامی شیوه های مختلفی همچون توطئه، اظهارات مزورانه، دشمنی صریح، و شعار برای ملت، بکار می برند که همه این موارد نشان می دهد، آنها هنوز تحلیل و شناخت صحیحی از ملت ایران ندارند.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر لزوم حفظ همت ملت، خاطرنشان کردند: امسال که سال همت مضاعف نامگذاری شده است، خوشبختانه نشانه های این همت مضاعف در کشور دیده می شود و مسئولان کارهای خوبی در بخشهای مختلف انجام می دهند اما این همت مضاعف باید بصورت مستمر و در سالهای آینده نیز وجود داشته باشد تا ملت ایران با دستیابی به قله های پیشرفت و کمال مادی و معنوی، دشمن را از خود مأیوس کند.

*گناه بزرگ برخی از دست اندرکاران فتنه سال گذشته، امیدوار کردن دشمن است

حضرت آیت الله خامنه ای تنها راه خلاص شدن از شرّ دشمنان را، مأیوس شدن آنها دانستند و افزودند: گناه بزرگ برخی از دست اندرکاران فتنه سال گذشته، امیدوار کردن دشمن است.
ایشان با یادآوری انتخابات با عظمت سال گذشته و حضور خیره کننده مردم در این انتخابات، خاطرنشان کردند: این حضور عظیم مردم، می توانست ملت ایران را در بسیاری از میدانهای سیاسی موفق کند اما فتنه گران با ایجاد فتنه و امیدوار کردن دشمن، به انقلاب اسلامی و ملت صدمه زدند.
رهبر انقلاب اسلامی فتنه سال 88 را چالشی بزرگ خواندند و افزودند: در این چالش بزرگ، از یک طرف دشمن از فتنه گران حمایت می کرد و حتی اسم آنها را بر زبان می آورد و از طرف دیگر ملت ایران با استحکام کامل در صحنه حضور پیدا کرد.

*ملت ایران همانند دفاع مقدس، در هشت ماه جنگ نرم نیز با همت، بصیرت، و هوشیاری در همه صحنه‌ها حاضر شد
حضرت ایت الله خامنه ای تأکید کردند: ملت ایران همانگونه که در طول 8 سال جنگ تحمیلی با ابتکار، شجاعت و فداکاری در میدان حاضر شد و دشمن را شکست داد، در هشت ماه جنگ نرم نیز با همت، بصیرت، و هوشیاری در همه صحنه ها حاضر شد و حقیقتاً از خود مهارت نشان داد.
ایشان افزودند: آنچه که اتفاق افتاد، دست قدرت الهی بود که دلهای مردم را به سمت خود جلب و به سوی راه صحیح هدایت کرد.

*نهم دی ماه سال گذشته یکی از موارد جلب رحمت الهی بود
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر حفظ و تقویت ارتباط با خدا در کنار افزایش همت، بصیرت و هوشیاری، خاطرنشان کردند: نهم دی ماه سال گذشته یکی از موارد جلب رحمت الهی بود و مردم به برکت یاد حضرت سیدالشهدا علیه السلام به صحنه آمدند و بساط فتنه گران را برچیدند.

حضرت آیت الله خامنه ای وظیفه مردم بویژه مسئولان و قشرهای آگاه و هوشیار و جوانان را سنگین خواندند و تأکید کردند: همواره باید به لطف و هدایت الهی تکیه و تلاش شود تا به آن سرنوشت خوبی که خداوند متعال برای ملت ایران مقدر کرده است برسیم.
ایشان در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به سابقه تاریخی، دینی و مبارزاتی مردم گیلان، همت مردم این خطه را نمونه بارزی از همت ملت ایران دانستند و افزودند: با وجود آنکه رژیم طاغوت، تلاش گسترده ای برای فاسد کردن عقیده مردم گیلان انجام داد، اما مردم این سامان با همت، ایمان و عقیده خود در مقابل تلاشهای آن رژیم ایستادند و مردم گیلان، از لحاظ دینداری، اخلاص، جهاد، و حضور در صحنه از استانهای برجسته کشور هستند.
رهبر انقلاب اسلامی ضمن تجلیل از شخصیت مبارز و مجاهد شهید میراز کوچک خان جنگلی، در بیان سابقه درخشان مردم گیلان خاطرنشان کردند: مقابله با عوامل گروههای ملحد و ضد دین، حضور تأثیرگذار در پیروزی انقلاب اسلامی، رشادت جوانان مؤمن و بسیجی این استان در دوران دفاع مقدس، و نقش آفرینی اندیشمندان، دانشگاهیان و علمای گیلان در مقاطع مختلف از جمله سوابق دینی، انقلابی و علمی مردم این استان است.
حضرت آیت الله خامنه ای با یادآوری نقش آفرینی مردم رشت در مقابله با فتنه سال گذشته، آن را نشانه دیگری از همت و بصیرت مردم گیلان دانستند و افزودند: رشت جزو معدود مناطقی بود که یک روز زودتر از حرکت خودجوش ملت، در هشتم دی سال 88 به صحنه حضور مردم در مقابل فتنه گران تبدیل شد.

در ابتدای این دیدار حجت الاسلام والمسلمین قربانی نماینده ولی فقیه در استان گیلان و امام جمعه رشت ضمن بیان بخشهایی از سوابق دلدادگی مردم گیلان به اهل بیت علیهم السلام و ترویج مکتب آن بزرگواران، و اشاره به مراجع و علمای بزرگی که از این منطقه برخاسته اند، گفت: مردم مؤمن گیلان همواره پرچمدار مبارزه با استعمار و استبداد بوده اند و میرزا کوچک خان جنگلی نمونه بارز آن است، ضمن آنکه استان گیلان در طول 8 سال دفاع مقدس، هشت هزار شهید تقدیم انقلاب اسلامی کرد.

واکنش فعالان سیاسی به فرصت طلبی خاتمی

 

در پی سخنان اخیر محمد خاتمی در دیدار با جمعی از همراهان و همفکران خود در فتنه 88، فعالان سیاسی با تأکید بر اینکه مواضع خاتمی از زمان راه اندازی فتنه تاکنون تغییری نکرده است، بازگشت وی را به صحنه سیاسی منوط به مرزبندی با دشمنان انقلاب دانستند.
در همین زمینه، علیرضا زاکانی نماینده تهران و عضو فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس در واکنش به تکاپوی خاتمی برای بازگشت به عرصه سیاسی کشور، اظهار داشت: آقای خاتمی ابتدا باید موضع خود را در خصوص اغتشاشات سال گذشته و سران فتنه به طور شفاف اعلام کند و بعد انتظار داشته باشد مردم صدای او را بشنوند.
وی بازگشت خاتمی به فضای سیاسی کشور را مشروط به مرزبندی وی با دشمنان انقلاب دانست و افزود: اگر خاتمی انتظار دارد مردم صدای او را بشنوند، باید قانون شکنی های سال گذشته را محکوم و به طور صریح و شفاف از سران فتنه اعلام برائت کند؛ در غیر این صورت مردم رفتار و تکاپوی وی را برای بازگشت به نظام فرصت طلبی تلقی خواهند کرد.
محمد نبی حبیبی دبیرکل حزب مؤتلفه اسلامی نیز درباره مواضع خاتمی در فتنه سال گذشته و دیدار اخیر فراکسیون اقلیت مجلس با وی اظهار داشت: من در مورد اقلیت های مجلس معتقدم که یک نقطه ضعف عمده دارند و آن اینکه در خصوص فتنه سال 88 یک مرزبندی روشن و رسمی میان خود و سران فتنه اعلام نکردند.
حبیبی در مورد خاتمی هم خاطرنشان کرد: با فرض اینکه همه کارهای قبل فردی نادرست بوده است، اگر مطمئن شدیم به مرحله برگشت و توبه رسیده است نباید درها را به روی او بست؛ که حربن یزید ریاحی بالاترین نمونه آن است که تا مرحله جهنم پیش برفت؛ اما در برگشت او باید صدق مبین و روشنی نمایان باشد؛ لذا آقای خاتمی باید بداند اگر واقعاً قصد دارد درون نظام اسلامی بوده و رقابت درون نظام را پی می گیرد و همراه اصل نظام ولایت فقیه است، باید خیلی صریح اعلام کند کسانی که ادعای تقلب در انتخابات کردند، ادعای آنها نادرست است.
وی همچنین سؤال کرد که خاتمی چرا در مورد برخی کارهای ساختارشکنانه و غیرقانونی دوستان خود موسوی و کروبی- که اگر ضدانقلاب می خواست این کارها را انجام دهد هرگز موفق نمی شد- موضع صریحی اتخاذ نکرد.
این کارشناس مسائل سیاسی با بیان اینکه خاتمی همیشه در موضع گیری ها دو پهلو سخن می گوید، ادامه داد: در سیاست و در جایی که به سرنوشت اسلام، نظام، قانون اساسی و ولایت فقیه مربوط است، نمی شود دوپهلو حرف زد و دوپهلو عمل کرد؛ لذا خاتمی می تواند بگوید مشی اصولگرایان را اصلاً قبول ندارد که به ما برنمی خورد و می تواند بگوید حتی دولت را به عنوان فعال اجرایی قبول ندارد، اما بالاخره در مورد ادعای شیطانی تقلب در انتخابات چرا او تا به حال ساکت بوده است.
همچنین به گزارش فارس، حمید رسایی عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس با اشاره به فتنه سال گذشته و نقش کروبی، موسوی و خاتمی در این جریان تأکید کرد: جهت گیری خاتمی همانند سال گذشته بوده و هیچ تغییری نکرده است، لذا چنانچه وی بخواهد صداقت خود را در خصوص حمایت یا عدم حمایت از نظام اسلامی نشان دهد باید نسبت به کارهایی که در دوره وی انجام شده و مقدمه کودتای سال گذشته بوده است، پاسخگو باشد.
رسایی با تأکید بر اینکه خاتمی با فراکسیون اقلیت از لحاظ روش و بینش تفاوت ندارد، یادآور شد: همه آنها در چند موضوع تردید دارند که در این خصوص می توان به موضوع ولایت فقیه، عدم اداره کشور با نگاه امام راحل و اعتقاد به اتمام دوره حضرت امام(ره) اشاره کرد، در حالی که آنها ادعا می کنند باید دم از خط امام (ره) زد و شیوه متفاوتی را در پیش گرفت.
غلامعلی حدادعادل نیز در پاسخ به این سؤال که نخبگان سیاسی، خاتمی را یکی از سران فتنه می دانند که برای بازگشت به عرصه سیاسی کشور تلاش می کند، شما تلاش های او برای بازگشت به صحنه سیاست را چگونه ارزیابی می کنید؟ پاسخ داد: باید صبر کنیم ببینیم که آینده چه پاسخی در این باره می دهد و ملت چه تصمیمی می گیرند.
گفتنی است؛ خاتمی در دیدار با شماری از اقلیت های مجلس بدون آنکه درباره اتهام فتنه گری خود و فتنه گرانی که در سال گذشته دست به آشوب و اغتشاش زدند توضیح دهد مدعی شد که کف خواست اصلاح طلبان برای حضور در انتخابات آتی، آزادی زندانیان و ایجاد فضای آزاد برای همه احزاب و گروه ها است.

9 دی روز خدا .....

1- امروز سالروز حماسه 9 دی است. روزی که مردم خداجو و آرمان خواه ایران با تکیه بر ولایتمداری و در پاسداشت ارزشهای اسلامی و انقلابی با حضوری بی نظیر در صحنه دفاع از نظام حاضر شدند و بساط فتنه 88 را برچیدند. 9 دی نقطه عطفی در تاریخ ملت ایران شد و به تمامی اجانب و جیره خواران آنان فهماند که با مقدسات و اعتقادات این مردم نمی توان بازی کرد. مردان و زنان ایران اسلامی با حضور آگاهانه و هوشیارانه خود، زیباترین تجلی بصیرت دینی را به نمایش گذاشتند و حماسه ای جاوید آفریدند.

9 دی روز مجاهدت بود. روز تهذیب روح ملت از زنگاره های شبهه و انگاره های فتنه گرانی که در سایه تلاش دشمنان و بداندیشان، سعی می کردند بین مردم و نظام فاصله انداخته و آنان را از آرمانهای امام و انقلاب دور سازند. 9 دی روز کشف و شهود ملت ایران بود؛ در مقابل کسانی که خود را متعلق به انقلاب و فرزند آن معرفی می کردند و صدالبته دانسته و عامدانه تیشه کین و حقد خود را به ریشه های استوار آن می کوبیدند و از سوی دیگر فریاد وا مظلوما در مقابل مردم سر می دادند. 9 دی روز تبلی السرائر انقلاب بود. روزی که پرده ها فرو افتاد، غبار فتنه خوابید و فتنه گران رسواتر از همیشه به کنج تنهایی و بی هویتی خویش خزیدند.
رهبر معظم انقلاب حضور عظیم و تعیین کننده ملت مومن، با بصیرت و غیرتمند ایران را در راهپیمایی سراسری 9دی، تجلی دست قدرت خدا و حرکتی ماندگار در تاریخ انقلاب خوانده و تاکید می کنند: «سلطه گران و جریانهای ضددین که امروز در شرایط غبارآلود فتنه در مقابل نظام و انقلاب شعار می دهند، همان کسانی هستند که سالها زیر پرچم مبارزه با امام و انقلاب صف آرایی کرده بودند و مردم نیز با درک همین شاخص و حقیقت، حضور تعیین کننده خود را در حفظ نظام و انقلاب بار دیگر ثابت کردند.»
بعد از آن که مردم به عمق توطئه دشمنان خارجی و فتنه گران داخلی و سران فتنه جوی آنان پی بردند، برای حفظ دین، کشور و ارزش های انقلاب، لازم دیدند که گسترده و پرتوان به صحنه بیایند. مردم بارها ثابت کرده اند که با درایت و بصیرت، در خط اسلام و انقلاب، امام(ره) و رهبرمعظم انقلاب حرکت کرده و در شرایط حساس و دشوار بهترین موضع را گرفته و دست به انتخابی صحیح می زنند. 9 دی 88 «احساس مسئولیت» حرف اول را می زد. مردم دیدند که حضور جانانه تنها راه اعلام وفاداری به انقلاب و رهبری و شکست کینه جویان و فتنه انگیزان است. آمدند و حماسه ای بزرگ خلق کردند.
حوادث تلخ 88 عبرت آموزی های زیادی برای همه داشت. هرچند در روزهای نخست، حوادث آنچنان پیچیده نمی نمود، اما خیلی طول نکشید که در سایه بصیرت نافذ رهبرحکیم و فرزانه انقلاب، پرده ها از توطئه ای هدفمند و برنامه ریزی شده کنار زده شد. فتنه گری ها چیزی فراتر از یک اعتراض بود. هدف اصلی نظام، ارزش های اسلامی و ثقل انقلاب یعنی ولایت فقیه بود.
قدری به روزهای حادثه برگردیم. اتفاقات بعد از انتخابات در حالی شکل می گرفت که عناصر خودفروخته و عده ای هم از سر بی خبری و بی بصیرتی، دشمن را در هدف شوم خود کمک می کردند. برخی مواضع عجولانه خواص و یا سکوت مهلکی که هیچ توجیهی برای آن نمی توان یافت، خواه ناخواه قطعات پازل و نقشه دشمن را به مرور کامل می کرد.
آنان که دشمن بودند با نقشه ای از پیش طراحی شده با تمام قوا توسط ایادی فتنه نقشه های خود را دنبال می کردند. عده ای نیز خواسته یا ناخواسته در دام دسیسه دشمن افتاده، برخی با شک و شبهه روزگار را سپری می کردند و گروهی نیز در میانه غبارآلودگی و مجهول بودن مرز حق و باطل، مات و مبهوت بودند. اگر هوشمندی و هوشیاری رهبری انقلاب نبود و بصیرت دلسوزان انقلاب 9 دی را رقم نمی زد، چه بسا بساط فتنه و فتنه گری ها به این زودی ها جمع نمی شد.
اما حوادث دردناک عاشورای 88 و اهانت به ساحت قدسی حضرت سیدالشهدا(ع) آخرین حلقه عملیات میدانی فتنه گران بود. مردم مسلمان و عاشورایی ایران که جسارت به عزیزترین مقدسات خود را شاهد بودند، به خشم آمده و به فاصله چند روز پس از این واقعه، با شور حسینی در دفاع از انقلاب و نظام و رهبری به پاخاستند.
2-انقلاب اسلامی، انقلابی عاشورایی و مبتنی بر ارزشهای اسلامی و دغدغه های اخلاقی است. انقلاب خمینی(ره) برگرفته از همان مطالبات و با پیروی از قیام حضرت اباعبدالله(ع) آغاز و به پیروزی رسید. حماسه حضور 50 میلیونی مردم در راهپیمایی 9 دی 88، بار دیگر خاستگاه عاشورایی و ماهیت معنوی انقلاب را یادآور شد. مردم با همان شور حسینی که در میدان جنگ علیه دشمن کافر می جنگیدند، به میدان دفاع از نظام و انقلاب آمدند و کید و فتنه دشمنان را به خودشان بازگرداندند.
رهبر معظم انقلاب 9 دی را حاصل هوشیاری مردم و درک آنان از شرایط برشمرده و تاکید می کنند: «اگر صدها بار برای نعمت هوشیاری این ملت، سجده شکر به جا آورده شود، باز هم کم است.»
مردم به درستی اطاعت از ولی امر خود را اطاعت از رسول خدا(ص) و ائمه(ع) و تضعیف این رکن رکین را تضعیف ولایت معصومین(ع) می دانند. نوک پیکان فتنه 88 بدون تردید بیش از هر چیز و هرکسی به سمت «ولی فقیه» نشانه رفته بود.
پاره کردن و آتش زدن تمثال حضرت امام(ره) و شعارهایی که با صراحت، تنفر آنان را از ولایت فقیه علنی می کرد، به خوبی نشان می داد که در پس فتنه گریها، دشمن دنبال زدن عمود خیمه انقلاب است. 9 دی نشان داد پندارها و اوهام باطل فتنه گران که تصور می کردند رهبری انقلاب از پشتوانه مردمی برخوردار نیست، خیال خامی بیش نبوده و سربازان ولایت در دفاع از «ولی» خود کوچکترین تردیدی را جایز نمی دانند.
3- غبار فتنه فرو نشست اما فتنه فتنه گران تمام نشده است. این روزها که دولت دست به جراحی بزرگ اقتصاد کشور زده و قانون هدفمندی یارانه ها را اجرا می کند، کار عمده سایت ها و روزنامه های وابسته به سران فتنه، سمپاشی علیه دولت، ناکارآمد جلوه دادن دستگاه اجرایی کشور و ایجاد هراس و شکاف بین مردم و حاکمیت است.
امروز هر کاری که بتواند به اجرای قانون هدفمندی یارانه ها لطمه بزند، مطلوب و مورد طمع دشمن است. آنان باجوسازی ها و ایجاد جنگ روانی طی ماههای گذشته تلاش کردند تا دولت را ضعیف جلوه داده و با القای نگرانی بی حد وحصر و تورم 60درصدی و...اجرای قانون هدفمندی را به محاق ببرند. هرچند از عزم دولت اصولگرا و اقتدار آن برای عملیاتی کردن این قانون خبر داشتند و تصور می کردند می توانند بار دیگر پروژه اعتراضات خیابانی را کلید بزنند، ولی همراهی و همدلی مردم با دولتمردان در اجرای قانون هدفمندی، همه تیرهای آنان را به سنگ جهالتشان برگرداند.
مردم نیز باید با هوشمندی و درایت مبالغ دریافتی یارانه ها و مصرف خود را مدیریت کنند تا بتوانند از نظام اقتصاد یارانه ای به سلامت عبور کرده و بستر لازم را برای تحقق عدالت اقتصادی فراهم نمایند.
4- از نامه نگاری ها، صدور بیانیه و سایر اظهارات برخی از سران فتنه برمی آید که قصد دارند با ظاهرفریبی، بازگشت خود را به آغوش نظام اعلام نمایند. مهمترین هدف پروژه جدید، علم کردن دوباره اردوگاه اصلاح طلبان و بازسازی مجدد آنان است. سال آینده انتخابات مجلس شورای اسلامی را در پیش داریم. به نظر می رسد که آقای خاتمی با ابراز برائت از دیگر سران فتنه و به عنوان کسی که روزگاری خود را رهبر اصلاح طلبان قلمداد می کرد، بار دیگر با نگاه به انتخابات آتی مجلس، سودای تجدید حیات سیاسی خود و دوستانش را در سر می پروراند.
آقای خاتمی باید قبل از هر چیز پاسخگوی نقش آفرینی خود در ماجرای فتنه 88 بوده و درباره نسبت خویش با سرخط های خارجی جریان فتنه در پیشگاه ملت توضیح بدهد.
مسئولیت خونهای بی گناهانی که به زمین ریخته شد و خسارتهای مادی و معنوی بی شماری که به کشور و نظام وارد آمد، بدون تردید بر گردن سران فتنه است. آقای خاتمی یا هر کدام دیگر از آنان، پیش از هر چیز باید درپیشگاه عدالت و مردم پاسخگوی این موارد باشند.
5- رهبر معظم انقلاب 9 دی را یوم الله خواندند. راه انقلاب، راه خدایی و برگرفته از عاشورا و نهضت معصومین(ع) است. راهی است که- انشاءالله- به ظهور حضرت حجت(عج) ختم خواهد شد. این راه با دسیسه و سنگ پرانی کسی مسدود نمی شود. چراغ پرفروغ انقلاب اسلامی با این باد های مسموم خاموش نخواهد شد. انقلاب باقی خواهد ماند تا به انقلاب جهانی منجی عالم(عج) پیوند بخورد، تا روزی که مظلومان و مستضعفان جهان بر تارک رفیع شرف و کرامت انسانی بنشینند.

حمید امیدی

عسگری در زندان موساد به شهادت رسید

به گزارش گروه بین الملل مشرق، روزنامه های صهیونیستی "یدیعوت آحارونوت" و "هاآرتص"، ساعاتی پیش با انتشار خبری بر روی خروجی خود به نقل از یک منبع امنیتی نزدیک به ایهود باراک، وزیر جنگ این رژیم، خبری را مبنی بر خودکشی "علیرضا عسگری" معاون وزیر دفاع اسبق جمهوری اسلامی ایران منتشر کردند اما از آنجا که موساد، مسؤول حفظ جان وی بوده، بررسی ها در خصوص شیوه و زمان انتشار این خبر آن هم در شرایطی که صهیونیست ها تحت شدیدترین فشارها به سر می برند، نشان می دهد موضوع به قتل عمد در زیر شکنجه های شدید روحی و جسمی شباهت بیشتری دارد.
این خبر بسرعت از روی خروجی این دو روزنامه حذف شد اما خبرنگار مشرق موفق شد نسخه ای از خبر حذف شده این دو روزنامه را ذخیره کند.
وبگاه انگلیسی یدیعوت آحارونوت که صبح امروز این خبر را منتشر کرد بلافاصله صفحه خبر را حذف کرد اما نسخه منتشرشده روی وبگاه این روزنامه در اختیار مشرق قرار دارد. به نوشته این روزنامه، عسکری، هفته گذشته در سلول خود، اقدام به خودکشی کرده است.
عسگری، معاون وزیر دفاع اسبق کشورمان که در آذر ماه سال 1385 وارد شهر استانبول ترکیه شد طی یک عملیات مشترک توسط سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی (موساد) و سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) ربوده و به پایگاه "اینجرلیک" در ترکیه انتقال یافته بود.
سؤالی که اکنون مطرح است این است که آیا قتل یک متهم به نفع رژیم صهیونیستی است و اگر چنین است آیا شهادت عسگری که صهیونیست ها از آن با عنوان "خودکشی" یاد کرده اند، نوعی "اعدام" بوده است و آیا نگهبانان زندانی که تحت تدابیر شدید امنیتی 24 ساعته قرار دارد قادر به ممانعت از خودکشی زندانی نیستند؟
طبق گزارش اولیه روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونت، علیرضا عسگری در زندان انفرادی به سر می برده و با هیچ یک از نگهبانان زندان و یا سایر مسؤولان هیچ گونه تماسی نداشته است اما آیا زندانی تحت این شرایط سخت می تواند به خواست خود کشته شود؟
این در حالی است که برای رژیم صهیونیستی بسیار دشوار خواهد بود که چگونگی و نیز علت بازداشت یک مقام ارشد سابق ایرانی در زندان های خود را توضیح دهد در حالی که پیشتر مدعی شده است عسگری، فراری است و در ایالت ویرجینیا در آمریکا به سر می برد.
انتظار می رود افشای این خبر، روابط تل آویو با ترکیه به عنوان کشوری که عسگری از آن ربوده شده را نیز پیچیده تر کند زیرا در نهایت، موساد به عنوان سازمانی که عسگری را ربوده، مقصر اصلی این حادثه است.
سؤال بعدی اینجاست که رژیم صهیونیستی با پیکر شهید عسکری چه خواهد کرد و آیا آن را از ترس پاسخ سنگین ایران، مانند جزئیات ربایش وی از ترکیه پنهان نگه می دارد؟
موساد پیشتر مدعی شده بود که عسگری را نربوده و وی در اسرائیل به سر نمی برد که با انتشار خبر قتل وی در زندان های این رژیم، هر دو این داستان پردازی ها کذب از آب در آمد.
نکته ای که نباید در این میان فراموش کرد این است که وقوع این قتل، میزان توانمندی سرویس های جاسوسی غرب را برای فریب و تشویق مسؤولان ایرانی به فرار از کشور و جاسوسی به نفع دشمنان مخدوش می کند زیرا نشان می دهد عاقبت افرادی که با این رژیم همکاری کنند چیزی جز حبس و مرگ نیست و علاوه بر این، با توجه به این رسوایی، دیگر سازمان های جاسوسی جهان نیز دیگر با موساد در زمینه های مشابه همکاری نخواهند کرد.
از سوی دیگر دادستانی تهران، صبح امروز اعلام کرد 'علی اکبر سیادت' جاسوس سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی را که دو سال پیش دستگیر شده بود اعدام کرده که ناظران بر این باورند که این اقدام، توازن امنیتی را برقرار نخواهد کرد زیرا عسگری از مقامات ارشد دفاعی کشور بوده اما سیادت یک جاسوس خرده پا به شمار می آمده است و لذا رژیم صهیونیستی از پاسخ اصلی ایران به این اقدام، بشدت واهمه دارد و وحشت از چگونگی واکنش تهران به این اقدام، از اکنون در بدنه این رژیم محسوس است.
بنا بر گزارش هایی که صبح امروز انتشار یافت، سیادت حاضر شده بود در مقابل دریافت 60 هزار دلار، اطلاعات طبقه بندی شده کشور را به رژیم صهیونیستی منتقل کند.
وی در مهر ماه سال 1387، زمانی که قصد داشت به همراه همسرش از کشور فرار کند دستگیر و مشخص می شود که وی از طریق تلفن اعتباری با سرویس اطلاعاتی اسرائیل تماس مستمر دارد.
نامبرده که با صدور قرار بازداشت موقت به زندان اعزام می شود در تحقیقات بعدی اقرار می کند با سفارت اسرائیل در ارتباط بوده و کم کم اطلاعاتی درباره یکی از واحدهای نظامی را به دشمنان ارائه می دهد و در بازجویی های بعدی، به ارائه اطلاعات به افسر اطلاعاتی رژیم صهیونیستی اقرار می کند.
وی اعتراف کرده است که ملاقات های خود با عناصر سرویس اطلاعاتی رژیم صهیونیستی در کشورهای ترکیه، تایلند و هلند و در اماکن عمومی مانند هتل ها انجام می داده است.
سیادت اقرار نموده که در هر ملاقات، سه تا هفت هزار دلار حق الزحمه می گرفته و اطلاعاتی درخصوص تعداد هواپیماهای عملیاتی ایران، پروازهای عملیاتی و آموزشی روزانه درهرپایگاه، سوانح هوایی و علت آن،سیستم های هواپیماهای مختلف و موشک های سپاه را در اختیار سرویس اطلاعاتی اسرائیل گذاشته است.
ناظران آگاه معتقدند باید منتظر بازتاب افشای این خبر ماند تا سطح واکنش جامعه جهانی و میزان مطالبه و فشار نهادهای بین المللی برای پاسخگویی این رژیم در مقابل این اقدام سنجیده شود.

چرا تروریست سابقه دار را برای چهارمین بار آزاد نکردید؟!

اعدام یک عضو گروهک تروریستی منافقین و یک جاسوس موساد در ایران با واکنش قابل تامل رسانه های ضدانقلاب مواجه شد.
روز گذشته علی صارمی عضو سابقه دار گروهک منافقین، که تاکنون 4 بار دستگیر شده و به دلایل مختلف از مجازات گریخته بود، اعدام شد. علی اکبر سیادت هم که از سال 83 در ازای دریافت دلار برای سرویس امنیتی موساد اسرائیل جاسوسی می کرد، به مجازات اعدام سپرده شد.
به دنبال اعدام این دو محارب و جاسوس، رسانه های ضدانقلاب نظیر بی بی سی مدعی شدند جمهوری اسلامی ایران دو «زندانی سیاسی»! را اعدام کرده است. این در حالی است که منظور از زندانی سیاسی، کسی است که صرفا به دلیل عمل مجرمانه در چارچوب نقد و اعتراض سیاسی بازداشت شده بود. به همین دلیل عضویت در گروهک های تروریست و محاربه و فسادفی الارض یا جاسوسی برای بیگانگان جرم سنگینی است که اساسا هیچ انطباقی با «جرم سیاسی» ندارد و در هیچ جای دنیا- از جمله آمریکا و اروپا هم- تروریست و جاسوس را به عنوان مجرم سیاسی به شمار نمی آورند.
یادآور می شود گروهک منافقین ضمن انتشار بیانیه ای به وابستگی دیرینه منافق اعدام شده اذعان کرد.
بنابر اطلاعات پرونده علی صارمی، وی در سال 61 به خاطر ارتباط و فعالیت در گروهک منافقین بازداشت و به 3 سال حبس محکوم می شود که همین مجازات به مدت 5 سال تعلیق می گردد. نامبرده مجددا در سال 68 به خاطر ادامه ارتباط با این گروهک تروریستی دستگیر و این بار به اعدام محکوم می شود اما مجازات وی نهایتا به 10سال حبس تقلیل می یابد. وی سال 81 به مقر منافقین در عراق عزیمت کرده و پس از دیدن آموزش های مختلف در پادگان نظامی اشرف به کشور مراجعت می کند و ضمن فعالیت تبلیغی در خدمت منافقین، اقدام به تشکیل جلسات تیمی و توزیع نشریه با مبالغ واریزی از سوی سران گروهک می کند. وی همچنین در محل کار مشغول عضوگیری برای این گروهک تروریستی بوده و همزمان فیلم ها و تصاویری را تهیه و برای پخش از سوی سیمای نفاق به خارج ارسال می کرده است. وی در سال 84 برای سومین بار بازداشت و به 6 سال حبس محکوم شد اما نهایتا به یک سال حبس تقلیل یافت! او نوبت بعدی در سال 86 به خاطر ارتکاب جرائم متعدد در ارتباط با منافقین بازداشت شد.
جاسوس اعدام شده (علی اکبر سیادت) نیز که سال 87 و پس از 4 سال جاسوسی به هنگام فرار از کشور دستگیر شد، حاضر شده بود در ازای دریافت 60 هزار دلار، اطلاعات طبقه بندی شده را به رژیم صهیونیستی منتقل کند. او همچنین در هر ملاقات با طرف اسرائیلی 3 تا 7 هزار دلار دریافت می کرد.

دست نوشته گنجی: ضدانقلاب را اعدام کنید+عکس

به گزارش  مشرق، اکبر گنجی که سال گذشته اهانت های گستاخانه ای علیه مقدسات اسلامی داشت، طی شب های گذشته در میزگرد شبکه بی بی سی فارسی با تحریف اندیشه های حضرت امام خمینی(ره) آن امام عزیز را مورد اهانت قرار داد.

از جمله سخنان وی در این میزگرد تجلیل از رویکردهای دولت بازرگان و متهم کردن نظام اسلامی به اعدام های ضدحقوق بشری بود؛ وی در این میزگرد با ژست یک روشنفکر تمام این مواضع را اتخاذ کرد اما این در حالی است که نگاهی به مواضع این شخص در دهه 60 واقعیات جالبی را پیش روی مخاطبان قرار خواهد داد.

بر اساس دست نوشته هایی که یکی از دوستان قدیمی اکبر گنجی در اختیار مشرق قرار داده، وی در حالی اکنون با ژست روشنفکری نظام جمهوری اسلامی را متهم به اقدامات ضدحقوق بشری می کند که در اوایل دهه 60 در پاسخ به سوالی درباره اقدامات دادگاه انقلاب و اینکه کدام کارهای دادگاه انقلاب مورد تایید شما بوده و کدامیک مورد تایید شما نیست، اینچنین نوشته بود:


"آن که مورد تایید ماست، اعدام مفسدین است و آنکه نیست، برخورد مکتبی نکردن با ضدانقلاب است که هزاران ساواکی و گروه های ضدانقلاب در کمال مطلق آزادی، هر کاری دلشان می خواهد می کنند".
وی همچنین درباره استعفای بازرگان گفته است:


"ببینید، دولت بازرگان دولتی نبود که انقلابی باشد و برخوردش به جای اینکه برخورد مکتبی باشد، یک برخورد سیاسی بود و در آن جو که احتیاج به یک دولت انقلابی با برخورد مکتبی بوده، این دولت ازش کاری ساخته نبود و فشار مردم از یک طرف و پیام های امام که دولت، انقلابی نیست از طرف دیگر، و ملاقات امریکایی ها از طرف دیگر و بالاخره اشغال سفارت آمریکا باعث استعفای دولتش شد".

همچنین اکبر گنجی درباره تفاوت انقلاب اسلامی با قیام مصدق اینچنین گفته بود که:


"قیام مصدق یک قیام ملی بود و اصلا مکتبی نبود و اختلاف مصدق و آیت الله کاشانی نیز از همینجا بود ولی انقلاب فعلی یک انقلاب مکتبی است که فقط به خاطر خدا صورت گرفت و رهبرش که تجلی امت است، کاملا مکتبی است و فقط به خاطر خدا کار میکند".


همانگونه که به وضوح مشخص است، اکبر گنجی که اکنون گستاخانه امام عزیز را در بی بی سی مورد اهانت قرار داده، دچار تناقض های رفتاری شدیدی بوده است و آنچه که به قلم خود در سالهای گذشته مکتوب کرده، 100 درصد با آنچه که اکنون در آغوش دشمنان قسم خورده انقلاب بر زبان می راند، در تناقض است.

صبح به خیر آقایان !

مقام ها و رسانه های خارجی و کپی های داخلی آنها، بوضوح از روز یکشنبه که اجرای هدفمندی یارانه ها در ایران آغاز شده، گرفتار فشار روانی خرد کننده ای هستند. همه پیش بینی های آنها در این باره که ایران با اجرای این طرح به هم خواهد ریخت و آشوبی به اندازه حوادث پس از انتخابات -یا بزرگتر از آن- کشور را فراخواهد گرفت، نادرست از آب درآمده است. طرح هدفمندی یارانه ها همانطور که قانون مقرر کرده، یک جا و نه به طور تدریجی، در ایران اجرا شده و هیچ به هم ریختگی سیاسی یا اجتماعی هم بوجود نیاورده است. نه فقط ناآرامی در کار نیست، بلکه سیاسیون، حتی آنها که در موارد دیگر هیچ فرصتی را برای انتقاد به جا یا نابجا از دولت از دست نمی دهند، همه در این مورد اتفاق کرده اند که باید به دولت کمک کرد. مردم هم فراتر از همراهی، با دولت همدلی نشان می دهند. هیچ کس در این تردید ندارد در مراحل اولیه اجرای این طرح فشارهایی بر گرده مردم وارد خواهد شد ولی مهم این است که ببینیم چرا این طرح آنچنان که تحلیلگران اطلاعاتی غربی محاسبه کرده بودند، نه تنها منجر به یک حادثه بزرگ امنیتی در ایران نشده بلکه عاملی شده برای تقویت همبستگی های سیاسی و اجتماعی و پوشاندن اختلاف هایی که در یک سال و نیم گذشته گاه به شدت روان جامعه را آزار داده است.
اجازه بدهید به عقب برگردیم. امید طراحان خارجی و مجریان داخلی فتنه به اینکه هدفمندی یارانه ها موج جدیدی از ناآرامی خیابانی و به هم ریختگی سیاسی در ایران ایجاد کند، بسیار جدی بوده است. این موضوعی نیست که کسی بتواند آن را انکار کند. در 9 دی 88 تتمه طبقه متوسط شهری به عنوان منبع تغذیه کننده ناآرامی های خیابانی در تهران، به طور کامل خود را از معرکه کنار کشید. تا پیش از آن تاریخ هم عملا منحنی حضور این طبقه در خیابان با شیبی تند در حال نزول بود اما این شیب در 9 دی صفر شد و پس از آن برای همیشه صفر باقی ماند. نظام توانست با یک حرکت مردمی بی سابقه، بساط فتنه ای را که سعی می کرد خود را دارای پایگاه اجتماعی وسیع جلوه بدهد در یک روز جمع کند و این برای همه کسانی که در داخل یا خارج از ایران به تداوم این فتنه امیدها بسته بودند، بدترین خبر ممکن بود. فتنه بدون پایگاه اجتماعی، تبدیل می شد به یک حرکت هیستریک رقت برانگیز که پس از مدتی همه کارکردهای آن به دور خود چرخیدن و بر توهم خویش افزودن چند پیرمرد حوصله سربر تقلیل می یافت. این را سرویس های اطلاعاتی غربی خوب می دانستند و لذا تلاش کردند به هر شکل ممکن از مرگ جنبه اجتماعی فتنه جلوگیری کنند. برای این منظور دو پروژه اجرا شد. پروژه اول چیزی بود که خود آن را «حرکت به سمت طبقه محروم» نامیدند. در این پروژه فرض بر این بود که اگر سران فتنه بتوانند خود را سخنگوی طبقه محروم و منتقد کاستی ها و گرفتاری های معیشتی آنها جا بزنند، آن وقت قادر خواهند بود فقدان طبقه متوسط را با به میدان کشاندن طبقه به اصلاح محروم جبران کنند. اوج این پروژه بنا بود روزهای 11و 12 اردیبهشت یعنی روزهای کارگر و روز معلم جلوه کند. این پروژه به دلایلی که اینجا مجال بحث درباره آن نیست، به طرز مفتضحانه ای شکست خورد. با وجود بیانیه های عریض و طویل آقایان و ریختن مقادیر معتنابهی اشک تمساح برای زندگی محرومان، روز کارگر وقتی از کارگران چند کارخانه بزرگ تهران پرسیده شد که آیا قصد تجمع دارند گفتند آری، به شرط آنکه به آنها اجازه داده شود جلوی در خانه موسوی و کروبی تجمع و تکلیف این «فرصت طلب ها» را یکسره کنند!
پس از شکست خوردن این پروژه بود که غربی ها تصمیم گرفتند آخرین برگ را رو کنند. در این تردیدی نیست که سرویس های غربی از طریق برخی منابع داخلی خود از آماده شدن نظام برای اجرای طرح هدفمندی یارانه ها که بی گمان بزرگترین جراحی اقتصادی در طول تاریخ کشور است آگاه بودند. از اوایل سال 89 روشن بود که دولت در حال حرکت به سمت اجرای این طرح است و بنا ندارد آن را به هیچ قیمتی عقب بیندازد. این را هم از آغاز اجرای مقدمات طرح مانند جمع آوری اطلاعات اقتصادی خانوارها می شد فهمید و هم از این اعتقاد بیان شده مقام های دولتی که به دلیل ثبات موجود در کشور اکنون فرصتی بی نظیر برای اجرای این طرح فراهم شده که نباید آن را از دست داد.
بر این مبنا، غربی ها پروژه ای را طراحی کردند که فرض بنیادین آن این بود که اگر بتوانند هدفمندی یارانه ها در ایران را با اعمال یک دور جدید از تحریم های ویژه، همراه کنند، این بار دیگر، بی بروبرگرد یک تنش داخلی بسیار بزرگ در ایران ظهور خواهد کرد که هم سیاسیون را مقابل نظام قرار می دهد و هم مردم را به دنبال آنها بسیج می کند.
قطعنامه 1929 دقیقا در این حال و هوا صادر شد. وقتی به محتوای قطعنامه 1929 نگاه می کنیم روشن است که این قطعنامه در کنار یکی دو هدف دیگر (مانند مجازات سپاه و نشان دادن اجماع جهانی علیه ایران) به طور عمده روی این موضوع متمرکز است که آسیب های احتمالی ناشی از اجرای طرح هدفمندی را تکمیل کند. این نکته ای است که برخی از کارشناسان باریک اندیش یکی دو روز پس از صدور قطعنامه و با مطالعه محتوای آن، به سرعت دریافتند. بهترین دلیل بر این مدعا هم این است که محتوای قطعنامه 1929 نشان می دهد اصلی ترین هدف آن؛ 1- کم کردن درآمدهای پولی ایران و 2- مختل کردن مجاری و کانال های وصول این درآمدهاست یعنی وارد کردن ضربه دقیقا به همان جایی که دولت برای اجرای موفق طرح هدفمندی به آن نیاز دارد. پس از برداشته شدن این گام، نوبت به قدم بعدی رسید. مطابق تقسیم کار انجام شده، قدم دوم این بود که سران فتنه در داخل بلافاصله پس از صدور قطعنامه وارد عمل شوند و با سلب همه تقصیرها از غرب، نظام را مقصر قطعنامه جلوه بدهند. دو بیانیه صادر شده توسط موسوی و کروبی در فاصله کمتر از یک هفته پس از قطعنامه 1929 نشان می دهد آنها در اجرای ماموریتی که به عهده گرفته بودند هیچ کم نگذاشتند. در آن بیانیه ها همه چیز هست به جز کوچکترین تعریض و طعنه به آمریکا و دوستانش و نتیجه ای هم که پس از یک دور سیاه نمایی کامل می گیرند این است که از ناحیه غربی ها نیت سوئی در کار نیست و مردم اگر دنبال مقصر فشارهای خارجی می گردند باید آن را در داخل کشور جست وجو کنند.
آمریکایی ها عقیده داشتند پس از برداشته شدن این دو گام و گذشتن زمانی حدود 6 ماه، نظام گرفتار یک انتخاب بسیار دشوار خواهد شد و اساسا چند سناریو بیشتر محتمل نخواهد بود: 1- یک دیدگاه این بود که ایران پس از مواجه شدن با تحریم ها، اجرای هدفمندی را به تعویق خواهد انداخت و آن وقت پس از چند ماه وقتی از برخی از بزرگترین منابع درآمدی خود محروم شد از پرداختن یارانه ها ناتوان می شود و بحران داخلی کم کم آغاز خواهد شد. 2- دیدگاه دیگر این بود که ایران به ناچار و برای تلطیف تاثیر تحریم ها هم که شده هدفمندی را اجرا خواهد کرد که در این صورت یک شوک تورمی بسیار جدی به مردم وارد می شود و باز هم ناآرامی ها احیا خواهد شد؛ این دیدگاه طرفداران بیشتر داشت. 3- و نهایتا دیدگاه غالب این بود که اگر هدفمندی اجرا و با نتایج حاصل از اجرای تحریم ها تلفیق شود، سران فتنه در ایران اولا توان سیاه نمایی بیشتر و وارد آوردن انتقادهای قدرتمندتر به نظام را پیدا خواهند کرد و ثانیا مردم در اثر فشارهایی که به آنها وارد می شود مجددا به این افراد رجوع خواهند کرد و بدنه اجتماعی آشوب دوباره احیا می شود.
از یکشنبه گذشته به این سو، مجالی فراهم شده تا همه این طراحی ها یک جا به آزمون گذاشته شود و نتیجه اکنون پیش چشم همگان است. همه آنچه اتفاق افتاده این است که یک مورد به فهرست طویل اشتباه های محاسباتی غرب علیه ایران اضافه شده است. از روز یکشنبه که اجرای طرح شروع شده هیچ پدیده امنیتی قابل ذکری از هیچ کجای ایران گزارش نشده است و مردم کاملا منطقی و سنجیده با موضوع برخورد کرده اند. غربی ها خود اذعان کرده اند که چنین طرحی با این ابعاد برای اولین بار است که در جهان اجرا می شود و مردم ایران هم نسبت به سایر ملت ها کاملا منحصربفرد رفتار کرده اند. موضوع آنقدر گیج کننده بوده که برای یکی دو سایت مفلوک وابسته به جریان فتنه چاره ای جز قصه بافی های مفرح درباره «وقوع آشوب های بزرگ» در تهران باقی نمانده است!
اگر بخواهیم درباره علل این آرامش حیرت انگیز بحث کنیم، کار به درازا خواهد کشید. فقط از باب ایجاد یک نقطه شروع برای بحثی مبسوط در این باره می توان به 2 عامل عمده اشاره کرد:
اول- نکته ای که ظاهرا تحلیلگران اطلاعاتی غربی قادر به درک آن نیستند این است که ناآرامی های سال 88 ظرفیت هرگونه آشوب و ناآرامی جدید در تهران را کاملا از بین برده و مردم چنان تنفری از آن بساط و بانیان آن پیدا کرده اند که بی گمان دیگر هرگز خیابان را به عنوان محلی برای اصلاح امور بر نخواهند گزید.
دوم- فتنه سال 88 فرصتی برای مردم ایجاد کرد تا به خوبی دریابند که به چه کسی تا کجا می توانند اعتماد کنند. ماحصل اعتماد بخشی از طبقه متوسط شهری به جریان فتنه در سال 88 جز این نبود که دیدند این جماعت نهایتا نه دغدغه ملک و ملت دارند و نه از دین و ایمان بویی برده اند. روشن شدن تکلیف دروغگویان و خائنان، باعث شده اکنون ملت با آسودگی به نظام اعتماد کنند و این اعتماد زیرساخت آرامشی است که پس از طرح هدفمندی شاهد آن هستیم.
هنوز مانده است تا دشمنان دریابند که مکر خداوند چه بر سر مکر آنها آورده است!
مهدی محمدی