جزئیات اطلاعات و اسناد بخش نفت و گاز کشور بر اساس یک قرارداد 2.3 میلیون
دلاری مطالعاتی در سال 83 و در دولت خاتمی و وزارت بیژن زنگنه در اختیار
شرکت "بین " ایتالیا با ریاست یک خانم صهیونیست عضو ارتش اسرائیل قرار
گرفت.
بر اساس قراردادی
2.3 میلیون دلاری که سال 83 در دولت خاتمی و در دوره وزارت نفت بیژن زنگنه
با یک شرکت ایتالیایی به نام "بین " امضا شده بود، قرار شد این شرکت با
انجام مطالعات همه جانبه ای طرح جامع ارتقاء ساختارشرکت ملی نفت را بنویسد و
اجرا کند.
هدف از اجرای این طرح این بود که با اجرای این تغییر ساختار
شرکت ملی نفت ایران به یکی از دو شرکت برتر نفتی جهان تبدیل شود.
این
شرکت طی شش ماه ازمهر 83 تا فروردین 84 فاز اول این قرارداد را که جمع آوری
جزئیات اطلاعات ساختاری و تشکیلاتی بخش نفت و گاز کشور است از شیوه های
مختلف از جمله جمع آوری اسناد و مدارک و مصاحبه با بخش قابل توجهی از
مسئولین ارشد وزارت نفت و شرکتهای زیر مجموعه به انجام رساند.
یک مقام
آگاه درهمین رابطه به خبرنگار فارس گفته است که نتایج مطالعات این شرکت
ایتالیایی به قدری ضعیف بوده است که قابل استفاده نبود.
شرکت ایتالیایی
بین پس از جمع آوری همه اطلاعات نفت و گاز کشور و ارائه طرح ضعیف خود،
اعلام کرد که به دلیل اینکه ایران تحریم است، قادر به ادامه همکاری با
ایران نیست و به همین دلیل فاز دوم این طرح با مبلغی بسیار کمتر به یک شرکت
داخلی که زیر مجموعه دانشگاه شهید بهشتی است واگذار شد.
بر اساس
اطلاعات اولیه ای که خبرنگار فارس کسب کرده است، شرکت "بین " ایتالیا یک
شرکت تحقیقاتی ومطالعاتی است که در سال 1973 تاسیس و در بیش از 43 نقطه از
جهان دارای دفاترتجاری و اداری است. دفتراصلی و مقرمدیریت شرکت bain نیز در
کشورآمریکا و درایالت boston قراردارد. بر اساس اسناد و مدارک موجود، رئیس
شرکت بین ایتالیا خانمی است به نام اوریت گادیش که از صهیونیستهای متولد
اسرائیل و عضو ارتش اسرائیل است و پدر وی نیز از نظامیان رده بالای رژیم
صهیونیستی بوده است.
خبرگزاری فارس در صدد کسب اطلاعات بیشتر درباره
این قرارداد و پاسخگویی مسئولان دولت وقت است و در صورت کسب جزئیات بیشتر
از این قرارداد صهیونیستی اقدام به انتشارآن خواهد کرد.
درخواست راهپیمائی با جعل امضای احزاب اصلاح طلب !
مسئولین و فعالان تعدادی از گروههای مذکور اعلام کرده اند که از محتوای نامه
ارسال شده به وزارت کشور مطلع نیستند و موافق با برگزاری چنین تجمعاتی
نخواهند بود.
فعالان سیاسی جریان موسوم به اصلاحات تاکید کرده اند
ازانچه در متن این درخواست امده است هیچ گونه اطلاعی ندارند و تنها دو گروه
تند رو جریان فتنه که در معرض انحلال می باشند این تصمیم را القا کرده
اند.
گفتنی است پیش از این نیز بارها جریان های تندرو و رو به
انحلال اصلاح طلب بیانیه هایی را با نام و عناوین گروههای 22 گانه دوم
خرداد منتشر کرده بودند که مورد تکذیب قرار گرفت.
درحالی که
سرکردکان مشارکت و مجاهدین مطلع هستند که مطمئنا دولت با ارائه چنین
مجوزهایی موافقت نخواهد کرد این اقدام بیش ازآنکه یک حرکت حزبی و سیاسی
تلقی شود می تواند به مثابه ادامه تفرقه جویی و فتنه جویی ارزیابی شود.
خبرهای
رسیده حاکی ازان است که برخی از گروههایی که نامشان در درخواست صدور
مجوزذکر شده است فاقد ارکان حقیقی حزبی می باشند.
بطور مثال سه
گروه از مجموعه هشت گروهی که وجود دارد اساسا فاقد دبیر کل می باشند.
این
درحالی است که طبیعتا بیانیه ها و درخواست های حزبی می بایست به امضای
دبیر کل رسانده شود.
بنظر می رسد که جریان فتنه و گروههای رادیکال
در صدد هستند تا از ظرفیت نامهای خالی از محتوا و هویت حقیقی حزبی چند گروه
برای نمایش وضعیت حداکثری دروغین استفاده کنند.
پیش ازین نیز
بارها شورای هماهنگی جبهه اصلاحات بیانیه هایی را منتشر کرده بود که از نظر
فعالان و مسئولین حزبی گروههای موسوم به اصلاح طلب فاقد صحت و واقعیت بوده
است.
از قرار معلوم این نامه ها و بیانیه ها توسط چند فرد مشخص
نگارش شده و به سایر گروهها تحمیل رسانه ای میشود ، حال آنکه هیچ گاه در
جلسات شورای مرکزی این احزاب درباره چنین اقداماتی سخنی به میان نمی آید.
سازمان مجاهدین (انقلاب) و
مجمع روحانیون، اعتراض مردم ارادتمند امام خمینی به سوءاستفاده سران فتنه
از سیدحسن خمینی را به امام زمان(عج) تسلیت گفتند!
در بیانیه های
متحدالشکلی! که از سوی این گروه ها و همچنین «مجمع محققین» و برخی عناصر
نفوذی در مرکز تنظیم و نشر آثار امام به همراه کروبی و موسوی و... صادر می
شود، تنظیم کنندگان بیانیه ها ضمن استفاده از آیه استرجاع، مدعی اهانت به
سیدحسن خمینی شده اند حال آن که بهتر از هر کس می دانند ملت ارادتمند امام
با وجود دلخوری از برخی مواضع سیدحسن، میان او و سران فتنه فاصله گذاشته و
اتفاقاً و صرفاً علیه سران فتنه شعار داده اند که طبیعتاً این حریم نگاه
داشتن برای نوه امام و شعار علیه رئوس فتنه، برای جماعت نفاق جدید سنگین
آمده است.
سازمان مجاهدین در بیانیه خود ضمن به کار بردن آیه استرجاع
نوشت «سازمان این فاجعه مؤلمه و این هتک حرمت ساحت مقدس بنیانگذار جمهوری
اسلامی را به آستان مقدس ولی عصر(عج) و بیوت شریف مرجعیت و روحانیت تسلیت
عرض می کند». مجمع روحانیون هم با لحنی مشابه، ماجرای اعتراض مردم به
سوءاستفاده فتنه گران از نوه امام را به ساحت بقیه الله الاعظم تسلیت گفت!
این
تظاهر کاملاً حرفه ای به سوگمندی و تاثر در حالی است که در روزگار دولت و
مجلس اصلاحات، هنگامی که هاشم آغاجری عضو منحط سازمان مجاهدین دین را
افیون توده ها خواند و تقلید از مرجعیت را به میمون نسبت داد و رذیلانه تر
از آن علناً به ساحت ائمه معصومین جسارت کرد، سازمان مجاهدین و نه اعضای
مجمع روحانیون (از خاتمی و موسوی خوئینی ها و کروبی گرفته تا انصاری و
محتشمی و موسوی لاری و...) هیچ کدام نه غیرتشان جنبید، نه آیه استرجاع
خواندند و نه عناصر افراطی را از خویش راندند. همچنین زمانی که گنجی در
برلین به ساحت امام خمینی اهانت روا داشت، کسی از این حضرات معترض نشد تا
اینکه این یار غار آغاجری و تاج زاده، اخیراً در آمریکا منکر امام
زمان(عج) هم شد و باز هم از اردوگاه نفاق جدید صدایی بلند نشد!
جریان
نفاق جدید به دنبال رسوایی زنجیره ای یک سال گذشته در خوش خدمتی به آمریکا و
رژیم صهیونیستی، ایجاد آشوب و مقابله دیکتاتورمآبانه با جمهوریت و رأی
مردم، میدان دادن به گروهک ها برای شعار به نفع شیطان بزرگ و رژیم اشغالگر
قدس، حذف اسلام از جمهوری اسلامی، آتش زدن عکس امام و اهانت به ولایت فقیه،
و سرانجام جنایت بی سابقه حرمت شکنی امام حسین علیه السلام در روز عاشورا
که منجر به تودهنی بزرگ 9دی و 22 بهمن شد، قافیه را کاملاً باخته می بیند و
از این جهت خیال می کند آن همه رسوایی را می توان با پنهان شدن پشت سر نوه
امام و سوءاستفاده از حرمت وی به فراموشی بسپارد.
مردمی که نه در سر سودای سود
داشتند و نه در دل، غم بود و نبود، از اقصی نقاط میهن اسلامی آمده بودند
تا عهدی را که با امام راحل(ره) و خلف حاضر او بسته بودند و هرگز نشکسته
بودند، تازه کنند و بصیرت خویش را به رخ مثلث آمریکا، اسرائیل و انگلیس
بکشند که نه فقط از ماهیت پلید این مثلث شوم باخبرند، بلکه مزدوران و
ماموران آنها را نیز در هر لباسی که باشند و با هر پوششی که به میدان
فرستاده شده باشند، می شناسند و آنان را با همان سرنوشتی روبرو می کنند که
سران فتنه 88 را روبرو کردند و....
اما، در جریان حضور حماسی و بی نظیر
14 خرداد، رخداد دیگری نیز اتفاق افتاد. این رخداد، اگرچه به ظاهر، در
حاشیه بود ولی عبرت انگیز و درس آموزتر آن بود که بیرون از متن تلقی شود و
آن، اعتراض یکپارچه، خودجوش و پرخروش توده های میلیونی حاضر در مراسم به
جناب آقای سیدحسن خمینی، نوه حضرت امام(ره) بود. این اعتراض به اندازه ای
فراگیر بود که نوه حضرت امام(ره) را نه فقط از ادامه سخن بازداشت، بلکه
فرصتی برای سخنان ایشان باقی نگذاشت و آقای سیدحسن خمینی را ناچار به قطع
سخن و ترک تریبون کرد. اقدام به موقع و حرفه ای صدا و سیما در پیشگیری از
پخش شعارهای مردم، درخور تقدیر است، چرا که شعارها هرچند علیه نوه حضرت
امام(ره) بود ولی به نظر می رسد که پخش آن از صداوسیمای جمهوری اسلامی
ایران به مصلحت نبود، اما از آنجا که جمعیت چندمیلیونی روز 14خرداد،
تقریباً از تمامی نقاط ایران اسلامی آمده بودند، ماجرای آن روز را به اقصی
نقاط این مرز و بوم مقدس بردند و یادداشت امروز در پی انتشار خبر آن روز،
ضرورت یافته است و دراین باره گفتنی هایی هست.
1- ابتدا باید گفت آرزوی
همه مردم- و از جمله نگارنده- این بوده و هست که کاش جناب سیدحسن خمینی
حرمت رابطه نسبی خود با حضرت امام(ره) را پاس می داشت و رابطه معنوی خویش
با آن مراد به حق پیوسته را حفظ می کرد و کار به آنجا نمی کشید که کاسه صبر
عاشقان امام(ره) لبریز شود و برای حفظ حریم مراد و مقتدای راحل خویش علیه
نوه ایشان خروش بردارند و... امید است جناب سیدحسن خمینی به خود آیند و این
هشدار را در وجدان خویش به ارزیابی بنشینند که؛
به قول دشمن، پیمان
دوست بگسستی
بین که از که بریدی و با که پیوستی؟!
2- برخلاف آنچه که
سایت های وابسته به سران فتنه و رسانه های بیگانه ادعا می کنند، اعتراض به
آقای سیدحسن خمینی از سوی «یک اقلیت تحریک شده»! نبوده است، بلکه به گواهی
اسناد صوتی و تصویری موجود و میلیون ها نفر از افراد حاضر در صحنه،
اعتراض به ایشان یک خروش سراسری، خودجوش و همگانی بوده است و اگر غیر از
این بود و تنها یک اقلیت به جدایی ایشان از خط مبارک حضرت امام(ره) و
همراهی وی با فتنه گران و دشمنان تابلودار امام راحل(ره) اعتراض داشتند
بایستی بقیه مردم با سر دادن آن شعارها علیه نوه حضرت امام(ره) مخالفت می
ورزیدند اما نه فقط کمترین صدایی به مخالفت با آن شعارها از کسی شنیده
نشد، بلکه میلیون ها نفر از جمعیت حاضر در صحنه، با تمامی وجود و از ژرفای
دل علیه مواضع جناب آقای سیدحسن خمینی به خروش آمده بودند. آیا غیر از این
بود؟!
3- این ادعا که اعتراض به آقای سیدحسن خمینی از سوی عده ای قلیل
بوده است، اهانت به شعور مردم و دستکم گرفتن آگاهی و بصیرت آنان نیز هست.
آیا جناب سیدحسن خمینی طی یک سال گذشته و در تمامی مراحل فتنه 88، با سران
فتنه و عوامل میدانی آنها همراه و همصدا نبوده است؟! و آیا اهانت به ساحت
مقدس حضرت امام حسین(ع)، نفی وجود مبارک حضرت بقیه الله الاعظم(عج)، توهین
آشکار و بی پرده به حضرت امام(ره)، همکاری با سازمان های جاسوسی آمریکا و
اسرائیل و انگلیس و... از نگاه نوه حضرت امام، جرم و خیانت و جنایت نیست؟
اگر هست- که هست- چرا ایشان در مقابل تمامی این خیانت ها نه فقط سکوت کرده
بلکه با سران فتنه همراهی نیز داشته است؟!
به یقین نوه حضرت امام(ره)
انتظار ندارد مردم این مرز و بوم که به قول امام راحل(ره) از مردم حجاز در
زمان رسول خدا(ص) و از مردم کوفه در دوران حضرت امیر علیه السلام برترند،
همه این بی حرمتی های ایشان به اسلام و انقلاب و امام را شاهد باشند و باز
هم آقای سیدحسن خمینی را نوه معنوی حضرت امام(ره) بدانند! احترام نوه امام
به خاطر رابطه نسبی ایشان با وجود مبارک حضرت امام است، بنابراین، بسیار
بدیهی است که وقتی نوه حضرت امام را در مقابل آن حضرت و همراه و همگام با
دشمنان او می بینند، هرگز حضرت امام(ره) را فدای نوه ایشان نمی کنند، بلکه
با انگیزه احترام به حضرت امام - تاکید می شود که با همین انگیزه- نوه امام
را از خود می رانند تا خدای نخواسته، مواضع و عملکرد آقای سیدحسن خمینی
به حساب امام راحل(ره) نوشته نشود و بر دامن کبریایی آن حضرت گرد و غبار
مخالفت با انقلاب و همراهی با دشمنان مردم ننشیند.
4- نگارنده، پیش از
این هم علی رغم میل خویش و تنها به عنوان ادای وظیفه درباره مواضع و عملکرد
آقای سیدحسن خمینی به این آیه شریفه از کلام خدا که روشنگر و راه گشاست
اشاره کرده بود. آنجا که می فرماید: «ان اولی الناس بابراهیم، للذین
اتبعوه... نزدیکترین مردم به حضرت ابراهیم(ع)، کسانی هستند که از او تبعیت
می کنند»، بنابراین، و با پوزش از آقای سیدحسن خمینی باید گفت؛ از پیروان
حضرت ابراهیم(ع) پسندیده و پذیرفته نیست که عموی بت پرست آن پیامبر عظیم
الشأن را تنها به این علت که با حضرت ابراهیم(ع) رابطه نسبی داشت، گرامی
بدارند! و یا فرزند خداناشناس حضرت نوح علیه السلام را فقط به دلیل آن که
پسر پیامبر خداست، قابل احترام بدانند!
نگارنده هرگز و خدای نخواسته قصد
مقایسه مثل به مثل ندارد بلکه در پی اشاره به مستنداتی است که به مردم حق
می دهد، رابطه نسبی با حضرت امام(ره) را در صورتی قابل احترام و تجلیل
بدانند که با رابطه و پیوند معنوی نیز همراه باشد و چنانچه احساس کنند و
به وضوح ببینند که از رابطه نسبی برای مقابله با حضرت امام(ره) -خواسته یا
ناخواسته- سوءاستفاده می شود، علیه سوءاستفاده کنندگان خروش بردارند و از
خدشه احتمالی به خط مبارک حضرت امام(ره) جلوگیری کنند، آیا، این اعتراض نه
فقط حق، بلکه تکلیف اسلامی و انقلابی و نیز، وظیفه ملی و میهنی مردم نیست؟
معلوم است که هست.
5- بلافاصله بعد از اعتراض گسترده و فراگیر مردم به
جناب سیدحسن خمینی، سایت های وابسته به سران فتنه و رسانه های بیگانه-
مخصوصاً رسانه های آمریکایی و صهیونیستی- در اقدامی - مانند همیشه هماهنگ-
از یکسو، اعتراض کنندگان را یک «اقلیت اندک و تحریک شده» معرفی کردند که
به دلایل پیش گفته، دروغی بزرگ است و تمامی شواهد و اسناد غیرقابل تردید
از اعتراض سراسری، میلیونی و یکپارچه مردم در آن روز حکایت می کند و از سوی
دیگر تلاش کرده و می کنند که اعتراض مردم را «اهانت به حضرت امام(ره)»
وانمود کنند و این در حالی است که سایت ها و رسانه های یاد شده، به دشمنی و
کینه توزی آشکار و علنی با امام راحل(ره) زبانزد هستند. به عنوان مثال و
فقط یک نمونه و یک مثال، آیا می توان پذیرفت که بهایی ها و منافقین و سایت
های وابسته به اسرائیل و آمریکا و انگلیس نگران اهانت به حضرت امام(ره)
باشند؟! کاش آقای سیدحسن خمینی نگاهی به گردانندگان این سایت ها و برخی از
اطرافیان خود می انداخت. آن یکی «اسلام» را عامل عقب افتادگی می داند! این
یکی معتقد است خط امام(ره) باید به موزه تاریخ برود، دیگری می گوید اصلی
ترین مشکل دموکراسی در ایران اسلامی، آن است که در ایران، هنوز خدا نمرده
است! آن دیگری از این که موسوی و خاتمی و کروبی در مبارزه با بینش و منش
امام ناکام مانده اند ابراز تاسف می کند و... آیا نوه امام باور می کند که
دل سیاه این جماعت نگران ساحت حضرت امام است.
و اما، از سوی دیگر اعتراض
مردم به آقای سیدحسن خمینی از اوج ارادت آنان به حضرت امام(ره) و ژرف
اندیشی و بصیرت آنها حکایت می کند و نشان می دهد که وقتی پای حفظ و پاسداری
از بینش و منش حضرت امام(ره) در میان باشد، رابطه نسبی را به رابطه معنوی و
پیروی افراد از آن بزرگوار ترجیح نمی دهند. یعنی دقیقاً همانگونه که
امام(ره) بود و به آن توصیه فرموده بود.
... و بالاخره، یکی از شعارهای
آن روز مردم بسیار عبرت انگیز و درس آموز بود و حکیمانه و هوشمندانه... آن
شعار این بود؛
«نواده روح الله، سیدحسن نصرالله».
علی مطهری در یادداشتی که در اختیار
مطهری با مقصر دانستن رئیس جمهور در این
مراسم که اشاره به آن نمی کند گفته است
وی با توهین به
وی در بخش دیگری از نوشته خود نیز با تشبیه مردم نمازگزار با سپاه عمر سعد در روز عاشورا نوشت:دآقایانی که اصرار بر شبیه سازی حوادث امروز با حوادث صدر اسلام دارند آیا صحیح می دانند که آنها و دار و دسته شان را به سپاه عمر سعد و ابن زیاد تشبیه کنیم که در روز عاشورا با ایجاد سر و صدا اجازه نمی دادند نوه پیغمبر سخن بگوید؟
بیست و یکمین سالروز رحلت بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی در حرم مطهر آن حضرت، پر از حاشیه هایی داغ بود.
یکی از این حاشیه ها، شعارهای یکپارچه مردم علیه سران فتنه بود که با واکنشهای متفاوتی از سوی دو سخنران مراسم(رئیس جمهور و حجت الاسلام سیدحسن خمینی) همراه شد.
سید حسن خمینی، به عنوان سخنران دوم، در پاسخ به اصرار جمعیت میلیونی حاضر در صحن حرم برای موضع گیری علیه سران فتنه سخنی نگفت و شعار یکپارچه "مرگ بر موسوی"و "مرگ بر منافق" را بی جواب گذاشت.
اما واکنش رئیس جمهور به این شعارها متفاوت و در عین حال جالب بود.
دکتر احمدی نژاد، به عنوان سخنران اول مراسم، در اواسط سخنانش به موضوع انتخابات رسید و گفت که "در طول 30 سال گذشته برخی خودخواهان بودهاند که خود را برتر و مالک کشور میدانستند و اگر رای ملت به آنان بود، آن را محترم میدانستند اما اگر کس دیگری رای مردم را به دست میآورد آن رای احترام نداشت و باید لگدمال میشد برخی از اینان کسانی بودهاند که خود با همین سیستم و روش بارها بر مناصب حکومتی تکیه کردهاند."
در همین زمان بود که شعار "مرگ بر موسوی" در حرم مطهر امام راحل فریاد زده شد و مردم یکپارچه سعی در تکرار آن داشتند.
پاسخ رئیس جمهور اما، متفاوت از سیدحسن خمینی بود. احمدی نژاد پس از تکرار چندین باره این شعار از سوی جمعیت میلیونی مراسم، در پاسخ به ابراز احساسات آنان گفت که صبر کنید، "هرچه فریاد دارید در ادامه بر سر مستکبران بکشید."
وی این موضوع را چندین بار با تکان دادن دست هم بیان کرد.
اشاره او به ادامه سخنانش بود که به موضع گیری قاطع علیه رژیم صهیونیستی و سران استکبار معطوف شد.