شفاف نیوز

شفاف سازی مسایل سیاسی

شفاف نیوز

شفاف سازی مسایل سیاسی

ژنرال هایی که پیاده نظام را قربانی کردند و گریختند !

عجب دردسری شده این بیانیه لغو راهپیمایی 22خرداد برای سران فتنه ای که می گفتند ما همراه جنبش هستیم نه رهبر آن.
جریان های ضدانقلاب که متولیان اصلی- و البته حاشیه امنیت گزیده- فتنه و آشوب محسوب می شوند با وجود سپری شدن 6-5 روز از صدور بیانیه کذایی توسط موسوی و کروبی، همچنان خشمگین به نظر می رسند. حسین لاجوردی از اعضای اپوزیسیون ملی گرای مقیم خارج در گفت وگو با رادیو زمانه با حمله به کروبی و موسوی اظهار داشت: بدون تردید تصمیم به لغو راهپیمایی تصمیم نادرستی است که مخالفان را متوقف می کند. براساس نظرسنجی ما، موسوی و کروبی بهانه مخالفان هستند تا بتوانند جمهوری اسلامی را سرنگون کنند.
وی درباره این پرسش که «آیا عقل سلیم و این که مخالفان جلوی گلوله قرار نگیرند، باعث لغو تظاهرات نشد؟ استدلال این دو حفظ جان و مال مردم بود»، گفت: وقتی بحث برعهده گرفتن مسئولیت جان و مال مردم به میان می آید، بهتر است به یک سال گذشته نگاه کنیم و بپرسیم که چرا در یک سال گذشته این مسئولیت را برعهده نگرفتند. در سال گذشته نزدیک به 100نفر کشته شدند. حرکت آقای موسوی و آقای کروبی در سه ماه اولیه، باعث شد این تعداد کشته شوند. چرا مسئولیت را در آنجا برعهده نگرفتند؟
اما محمدعلی عمویی عضو مرکزیت حزب توده در توجیه اقدام موسوی و کروبی، بر تندرو بودن آنها تاکید کرد و گفت: مخالفت با نظرات این آقایان کار دشواری نیست. می شود شعارهای تند سر داد و گفت که باید می آمدند، کشته هم می دادند ولی این مقداری از کنار گود صحبت کردن است. الان همین محکوم کردن اعدام بعضی از مخالفان ]تروریست ها[ که اخیرا اتفاق افتاد، نشانگر آن است که موضع آقایان بسیار رادیکال و درست است.
وی اضافه کرد: دوستانی که این قدر علاقه به حضور مخالفان در خیابان دارند، به محذورات و مشکلات پرداخت کنندگان هزینه نیز توجه کنند. تحمل این هزینه ها هم حد و اندازه ای دارد. نباید در حد محو شدن مخالفان و مایوس شدن شان پیش رفت؛ آن هم با این دلیل که به هیچ وجه نمی شود حضور به هم رساند.
در همین حال سایت صهیونیستی بالاترین که به شدت برای راه اندازی آشوب تازه فعال بود و سرش به سنگ خورد، با لحنی اعتراض آلود نوشت: بیانیه روز گذشته موسوی بسیار سردرگم است. با مرور تناقضات این بیانیه باید پرسید بالاخره یعنی چه؟ آنها که در 22خرداد به خیابان آمدند و سرکوب شدند آگاهانی جسور بودند که نگذاشتند آتش این جنبش به سردی گراید یا ناآگاهانی بودند که فرصت هیاهو به دولتی که بحران می پسندد داده اند؟ اگر شما اعتقاد دارید دولت دنبال بحران است پس چرا تقاضای راهپیمایی دادید آیا تقاضای راهپیمایی اشتباه بود؟ تازه گیریم مجوز می دادند بعد گروهی خودشان می فرستادند تا به نام مردم اغتشاش کنند. با کلی گویی که «22خرداد بلوغ جنبش عظیم سبز را نشان داد و نشان داد که هر شهروند سبز هرجا که باشد، از خانه و اداره و محل کار و کارخانه و مدرسه و خیابان، با ابتکارات و خلاقیت، خود یک جنبش است.» چه چیزی را می توان حل کرد؟... تقصیر متوجه کروبی یا موسوی نیست. ما خود مقصریم که درک نمی کنیم این بار سنگین تر از شانه های اینان است. آنها عملا اسیر دست رژیمند و اگر بخواهند هم نمی توانند نقش اصلی را بازی کنند. رهبری جنبش را باید به خارج کشور برد.
سایت «ایران گلوبال» از زاویه دیگری به ماجرا پرداخت و با تاکید بر اینکه موسوی و کروبی مایل بودند مسئولیت کار را از دوش خود بردارند و در عین حال مخالفان را به خیابان بکشانند، نوشت: آقای موسوی روز عاشورا هم گفت از مردم دعوت نکرده بود و آنها به صورت خودجوش آمده بودند. طرفدارانشان می گویند این طوری آنها بازداشت نمی شوند، گویی فقط چون رسما دعوت نکرده اند بازداشت نشده اند. گویی با رژیمی طرف هستیم که بچه است و اینطوری گولش می زنند. مگر حرکت سیاسی رژیم بچه بازی است که نیاز به نص صریح از طرف ایشان داشته باشد که دستگیرش کنند یا نکنند. حرکت ایشان بعد از 29 خرداد 1388 بازگردان موضوع مشروعیت که در 25 خرداد یعنی 4 روز قبل از سخنرانی آیت الله خامنه ای به خیابان منتقل شده بود، دوباره، از خیابان به کریدورهای قدرت بود، و درست به همین دلیل هم از سوی نظام تحمل شدند. آقای موسوی! یک رهبر واقعی مسئولیت می گیرد. اگر نتواند رهبری کند کنار می کشد و روشن می گوید من رهبر نیستم. به مردم می گوید مردم من خودم هم از فلانی حمایت می کنم و یا اینکه اصلا نمی دانم خودم هم از کی دفاع کنم ولی توان رهبری شما را ندارم. اما عدم صداقت و سوء استفاده از احساسات مردم با گنگ و دو پهلو حرف زدن، اوج ناصداقتی است، و آقای موسوی بارها این کار را کردند و آخرین بار هم چند روز پیش در 22خرداد 1389 با لغو تظاهرات دوباره این کار را کردند. تکرار می کنم ایراد من به عقب نشینی نیست. یک رهبر می تواند تشخیص دهد در زمان معینی نیروی کافی ندارد و عقب نشینی کند، نه آنکه از سویی به رغم آنکه بگوید رهبر نیستم اعلام تظاهرات کند و بعد هم آن را لغو کند و از سوی دیگر دوباره در همان اعلامیه لغو تظاهرات دوپهلو بنویسد و به مردم این تصور را القا کند که حرکت خودبخودی بکنند و فکر کند چون این هم را خودجوش نامیده است، مسئولیتی ندارد.
ایران گلوبال تاکید کرد: اگر این روش آقای موسوی حتی به عمد برای فرار از مسئولیت نبوده باشد مطمئنا غیرصادقانه است که تلاش کرد وقتی مخالفان از او پیروی می کنند آنها را به تکرار 25 خرداد 1388 فرا خواند که جز بازی با جان مردم نیست و نشان از عدم صداقت دارد و وقتی رژیم بسیار آماده است دیگر حرکت خودجوش هم صدبرابر بهتر از گذشته سرکوب می شود. آقای موسوی در چنین شرایطی می گوید در خارج رسانه راه بیاندازند گویی در خارج رسانه ای وجود ندارد که حرف های ایشان را پخش کند. در یکسال گذشته همه رسانه های خارج کشور حرف های ایشان را بیش از هر فرد دیگری پخش کردند. اگر هم آقای موسوی می خواهند تلویزیونی مختص ایشان باشد که نظیر سایت جرس طرفدار ایشان کار کند که آقای عطاءالله مهاجرانی در یکسال گذشته می گرداندند دیگر اسمش را نگذارند رسانه ملی چرا که آقای مهاجرانی حتی نوشته های نزدیک ترین طرفداران جنبش سبز را هم که به مذاق ایشان خوش نمی آمد منتشر نکردند و سانسور کردند.
نویسنده خشمگین این سایت ضدانقلابی افزود: اپوزیسیون با پیام دوپهلو چه کار کنند، فقط در حرکتشان ضعیف تر می شوند که شدند. هیچ ژنرالی وقتی بخواهد عقب نشینی کند به هوادارانش نمی گوید ما در این جبهه باید عقب نشینی کنیم اما شما اگر دوست دارید به جنگ در این جبهه ادامه دهید به خودتان مربوط است. آقای موسوی شما قبل از انتشار هر بیانیه ای اول از خود بپرسید که چه نقشی در این جنبش دارید. رهبری را با دست پس نزنید وقتی با پا پیش می کشید و ظاهر تواضع را به کنار می گذارید

روایتی از پیشنهاد ابطال انتخابات76 به رهبری

وزیر کشور دولت هاشمی گفت: من به شما بگویم که امکان تقلب تعیین‌کننده در وزارت کشور نزدیک به صفر است.

علی محمد بشارتی وزیر کشور دولت ششم در گفت و گو با پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر و آثار مقام معظم رهبری با اشاره به حواشی انتخابات ریاست جمهوری دولت هفتم گفت: من در آن روزها شنیدم که یکی از آقایان، ساعتی قبل از این‌که تقریباً بر همه روشن شود که چه کسی پیروز انتخابات است، وقت می‌گیرد و خدمت آقا می‌رسد؛ با این‌که هیچ مسئولیت رسمی هم در زمینه برگزاری انتخابات نداشته است. در آن جلسه به ایشان گزارشی می‌دهد و خواستار ابطال انتخابات می‌شود. آقا در پاسخ برخورد خیلی شدیدی با وی می‌کند که ظاهراً سابقه نداشته است. با این مضمون که چگونه به خودت اجازه می‌دهی که این‌طور درباره‌ی نظام فکر کنی و تصمیم بگیری؟

وی در ادامه افزود:بر همین مبنا و آنچه در این 30 سال در انتخابات مختلف جمهوری اسلامی اتفاق افتاده، اصلاً یکی از افتخارات ما این است که دوم خرداد و همه‌ی شعارهای سیاسی بعد از آن، از جمله مشارکت عمومی، همه به خاطر نتیجه‌ی انتخاباتی بود که در آن دوره و توسط دولت ششم برگزار شد.
وزیر کشور دولت هاشمی امکان تقلب در انتخابات را رد کرد و گفت: من به شما بگویم که امکان تقلب تعیین‌کننده در وزارت کشور نزدیک به صفر است. این‌قدر قانون محکم است که وزیر کشور اگر بخواهد برادرش را وارد مجلس بکند، نمی‌تواند. ممکن نیست کسی بتواند جلوی این همه دوربین و آدم و ناظر و مجری تقلب کند. البته ممکن است مثلاً در انتخابات مجلس که لیست طولانی دارد، آخر کار که می‌خواهند آراء را بازشماری کنند، اسامی افراد بر اساس خطای چشم و شماره‌های نزدیک به هم اشتباه شود. آن هم در حد یکی دو درصد که اثری بر نتیجه‌ی انتخابات نمی‌گذارد، اما در انتخابات ریاست‌جمهوری چون کاندیداها کم هستند، این احتمال خیلی ضعیف و در حد صفر است، چه برسد که منجر به تغییر چند میلیونی نتیجه بشود.
بشارتی با یادآوری یک خاطره از امام خمینی (ره) گفت: یادم می‌آید در سال 1359 که انتخابات مجلس بود، پسر آیت‌‌الله پسندیده -یعنی برادرزاده‌ی حضرت امام (ره)- از خمین رأی نیاورد. آیت‌‌الله پسندیده به امام نامه نوشت که در شهرستان خمین تقلب شده. یکی از اعضای دفتر امام تعریف می‌کرد که امام وقتی نامه را دیدند، تبسمی کردند و فرمودند انتخابات خمین بهترین سند است برای سلامت انتخابات در جمهوری اسلامی. در حالی که در آن شرایط اول انقلاب، طبیعی بود که همه‌ی دست‌اندرکاران انتخابات دلشان می‌خواست که پسر برادر امام به مجلس برود، اما چون مردم خواسته بودند شخص دیگری نماینده‌شان شود و ایشان انتخاب نشده بود، معلوم می‌شود که انتخابات به‌سلامت برگزار شده است.
وزیر کشور دولت ششم با اشاره به انتخابات ریاست جمهوری سال 76 گفت: در زمانی که من وزیر کشور بودم از ساعات اول انتخابات خیلی‌ها با من تماس می‌گرفتند؛ آقای ناطق، آقای هاشمی و افراد رده بالای دیگر از من می‌پرسیدند چه خبر؟ من می‌گفتم نمی‌دانم. مگر در آخرین مراحل بازشماری که دیگر تقریباً معلوم بود که اوضاع از چه قرار است، آن هم به افراد می‌گفتم این آن چیزی است که من دانسته‌ام و نه نتیجه‌ی قطعی انتخابات، چون هنوز به قطعیت نرسیده بودم و از طرفی هم اعلام نتایج بر عهده‌ی شورای نگهبان است.
وی همچنین خاطرنشان کرد: به نظر من وقتی رهبر معظم انقلاب در نماز جمعه‌ی 29 خرداد آمدند و خط را برای همه روشن کردند، دیگر از آن به بعد اساس مسأله تغییر کرد. آنهایی که روی حرف‌های گذشته‌ی خود اصرار کردند، خط جدیدی از انحراف را رقم زدند. مسأله‌ی جالب‌تری که مطرح کردند این بود که: ما به کمتر از ابطال انتخابات راضی نمی‌شویم! باید به آن کسی که این حرف را زده بگوییم خب اگر به خاطر جناب‌عالی انتخابات را لغو کردیم، آن‌وقت اگر انتخابات بعدی را انجام دادیم و تو رأی آوردی، اگر رقیب تو گفت من نتیجه‌ی انتخابات را قبول ندارم، آیا تو هم اجازه‌ی لغو می‌دهی؟ اگر بگویید بله، می‌شود دور باطل. اگر هم بگوید خیر، رقیبش می‌گوید از کجا معلوم؟ بیایید یک بار دیگر انتخابات را برگزار کنیم. شما که خیلی به خودت مطمئنی بیا یک بار دیگر خودت را وارد عرصه کن. ببینید چقدر مضحک می‌شود. این رفتار موجب می‌شود که دنیا و آیندگان به ما بخندند.

پس از شکست آشکار در 22 خرداد؛ فرمان عقب نشینی از کف خیابان ها

پس از شکست سخت جریان منتسب به "سبز موسوی-کروبی" فرمان عقب نشینی از کف خیابان نهایتا صادر شد و از این پس ته مانده های این گروهک روش دیگری در پیش می گیرند.

بنا بر این گزارش علیرغم تبلیغات گسترده برای برگزاری راه پیمائی روز 22 خرداد، خیابان های تهران  در عادی ترین شرایط قرار داشت و بجز چند محله نشان دار که در آن نیروی های انتظامی حضور داشتند، مردم شاهد بودند که گروهک موسوی نتوانست کمترین حضور را در سالگرد انتخابات دوره دهم داشته باشد.
اختلاف داخلی میان سران اصلاح طلب در کنار رویگردانی بیش از پیش جوانان و برخورد همراه با بصیرت مردمی باعث شد موسوی و یارانش تغییر رویه دهند.
در همین رابطه چند روز پیش موسوی در دیدار با جمعی از ملی ومذهبی ها که هدایت و رهبری جنبش سبز را در شرایط فعلی به او گوشزد کرده بودند صراحتا گفت که از این پس باید روش های خود را تغییر دهند.
وی با بیان اینکه دیگر نمی توان بر مطالبات گذشته پا فشاری کرد تاکید کرد؛ انتظار حداکثری ما را زمین گیر می کند و باید بر محور حداقل ها عمل کنیم.
در این نشست موسوی می گوید باید از این پس تلاش کنیم منافع ملی را دنبال کنیم.باید بر قرائت رحمانی از دین تاکید کنیم و از همه ادیان دفاع کنیم.طبقات خاکستری یا متوسط را به خودمان جذب کنیم.حداکثر استفاده را از فضای مجازی ببریم.شبکه سازی اجتماعی را در فضای مجازی دنبال کنیم .باید شبکه سازی اجتماعی از نهاد خانواده آغاز شودو هر نفر  حکم یک شبکه را پیدا کند.با جلسات قرآن و جلسات فکری و مذهبی باید یک حلقه به هم پیوسته درست کنیم.نباید فعالیت ها صرفا در احزاب باشد.در دانشگاههای باید بجای تشکل های سیاسی به سمت راه اندازی کانون های فکری و قرآنی پیش رویم.
گفتنی است این راهکارها بصورت آشکار پس از شکست در راه پیمائی روز 22 خرداد  در قالب دستورالعملی از سوی موسوی برای طرفداران خود صادر شد.
روز گذشته موسوی در بیانیه ای اعلام کرد از این پس باید با پرهیز از خشونت  حرکت در چارچوب موازین مبارزه مدنی را سرلوحه خویش قرار دهیم.
وی تاکید می کند که جنبش سبز با عنایت به لزوم تامین خواست ها و مطالبات به حق تمامی اقشار و طبقات اجتماع، بر پیوند با اقشار متوسط و کم درآمد اجتماع -که در برابر فشارهای اجتماع-سیاسی ضعیف‌تر هستند- تاکید دارد.
تلاش موسوی برای جذب طبقات متوسط و کم درآمد جامعه و استفاده از ظرفیت معلم ها و کارگرها از جمله موضوعاتی است که در آینده به آن خواهیم پرداخت.

سفیر جاسبی با ماموریت جدید وارد مجلس شد

مسئولین دانشگاه آزاد مجددا در مجلس راه افتادند و برای پیشبرد اهداف خود اقدام به جمع آوری امضا از نمایندگان مجلس کرده اند.
به گزارش  جهان کریم زارع معاون پارلمانی دانشگاه آزاد امروز در مجلس برای زیر سوال بردن صلاحیت قانونی شورای انقلاب فرهنگی جهت ورود به بحث اصلاح اساسنامه دانشگاه آزاد، از برخی نمایندگان امضا گرفته است.
بر اساس این گزارش، تاکنون 50 نفر از نمایندگان این نامه را که در قالب طرح استفساریه مطرح شده امضا کرده اند.
این اقدام دانشگاه آزاد در حالی است که پیش از این محمدیان ریاست نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاهها از اقدام مشابه آقای هاشمی جهت زیر سوال بردن صلاحیت قانونی شورای عالی انقلاب فرهنگی خبر داده بود.
محمدیان در گفتگوی خود تاکید کرده بود:آقای هاشمی نامه‎ای را خدمت رهبر معظم انقلاب نوشتند به همین مضمون که شورا از نظر قانونی حق ورود به این بحث را ندارد. از طرف مقام معظم رهبری به بخش حقوقی ارجاع شد که: «آیا شبهه‎ای که مطرح شده درباره حق ورود شورا به اصلاح اساسنامه دانشگاه آزاد درست است یا نه؟ در این‎باره کار کارشناسی شود.» کار کارشناسی حقوقی که انجام گرفت، نتیجه این شد که شورا حق ورود به بحث اصلاح اساسنامه را دارد. پاسخ همین نظر حقوقی به سئوال آقای هاشمی به اطلاع ایشان هم رسید. 
پیش از این نیز مسئولان کنونی دانشگاه آزاد برای تداوم ریاست مادام العمرشان بر اموال این دانشگاه، بر خلاف نظر صریح رهبری طی نامه ای تلاش کرده بود به وقف اموال دانشگاه آزاد جامه عمل بپوشانند.
اصلاح اساسنامه ، تغییر هیئت امنای دانشگاه و برکناری قریب الوقوع جاسبی از مدیریت دانشگاه آزاد از جمله دلایل این تلاشهای بی حاصل می باشد.

ناکامی فتنه‌گران در دانشگاه تهران و تجمع دانشجویان انقلابی

تنها دو روز پس از آنکه در سالگرد انتخابات دهم ریاست جمهوری، مردم سراسر کشور بدون اعتنا به فراخوان گسترده شبکه های ضد انقلاب یک روز عادی را گذراندند، این بار سالگرد تشنجات سال گذشته کوی دانشگاه تهران بهانه جدیدی برای پیاده نظام جریان فتنه در دانشگاه تهران بود تا به بهانه‌ی آن، اعلام حیات کند.

به گزارش رجانیوز، حضور محدود افراطیون در صحن این دانشگاه نه تنها استقبال عامه دانشجویان را با خود به همراه نداشت که در مقابل، حضور پررنگ صدها تن از دانشجویان انقلابی دانشگاه تهران در صحن دانشگاه و هم چنین سر در اصلی دانشگاه تهران، عملا اقلیت پیاده نظام جریان فتنه را در فضای دانشگاه نیز دفن کرد.

عدم استقبال از این تجمع در حالی بود که طی روزهای گذشته تبلیغات فراوانی جهت تجمع روز دوشنبه در دانشگاه تهران در کوی دانشگاه، دانشکده های مختلف دانشگاه تهران، سلف سرویس و ... انجام شده بود اما حضور کمتر از 50 نفر از عناصر افراطی این دانشگاه در برابر دانشکده فنی و در مقابل، حضور صدها تن از دانشجویان انقلابی دانشگاه تهران در صحن و سردر دانشگاه، به ناکامی پیاده نظام سران فتنه در دانشگاه انجامید.

دانشجویان انقلابی دانشگاه تهران که تجمع خود را بعد از اقامه نماز جماعت ظهر و عصر در مسجد دانشگاه و از مزار شهدای گمنام دانشگاه تهران آغاز کردند، با حرکت به سوی سر در دانشگاه شعارهایی در اعلام انزجار از فتنه گران سر دادند.

«جنبش اشرافیت، علیه رأی ملت»، «قطعنامه چهارم، تنبیه رأی مردم»، «راه امام خمینی پاینده باد، امام ما خامنه ای زنده باد»، «توهم، یک ماهه، دو ماهه، یک سال خجالت داره»، «حمایت از کروبی، والله خجالت داره»، «مرگ بر فتنه گر»، «مرگ بر آشوبگر»، «مرگ بر اسلام آمریکایی»، «مرگ بر اسراییل»، «مرگ بر امریکا»، «مرگ بر منافق»، «کروبی بانمک، تشکر تشکر!»، «دروغگو دروغگو، 72 کشته کو؟»، «نقابدار، نقابدار دانشجویی یا اشرار» «نواده روح الله، سید حسن نصرالله» و... شعارهایی بود که دانشجویان در صحن دانشگاه و در برابر سر در دانشگاه تهران آن را فریاد زدند.

همچنین حضور تقریباً دو ساعته دانشجویان دانشگاه تهران در برابر سر در اصلی دانشگاه با استقبال تعدادی از رهگذران خیابان انقلاب نیز مواجه شد، به‌طوری که برخی از عابران با شعارهای دانشجویان در اعلام انزجار فتنه گران و در دست داشتن پرچم های جمهوری اسلامی ایران، امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب، همراهی و از دانشجویان قدردانی کردند.

این دانشجویان در پایان با حضور در برابر مزار شهدای گمنام این دانشگاه ضمن قرائت فاتحه، به تجمع خود پایان دادند.

عملکرد افراطی سران فتنه طی یک سال گذشته که به شدت پایگاه اجتماعی آنان را دچار ریزش کرده است، در دانشگاه‌های سراسر کشور نیز منجر به رویگردانی اکثریت قابل توجه دانشجویان از آنان شده است.

آقای تقلب از چه چیز توبه کرد؟!

بانی تقلب در انتخابات مجلس ششم به بهانه توبه از عملکرد سال های اول انقلاب، به تخریب نظام و انقلاب پرداخت. این در حالی است که تاج زاده همزمان با تخطئه عملکرد حضرت امام، تظاهر به دوگانگی دوران حضرت امام و پس از آن دوران می کرد.
مصطفی تاج زاده که از سال ها پیش آثار نفاق در وی ظاهر بود، اکنون پس از لو رفتن و بازداشت، به کلام امام که میزان رأی ملت است استناد کرده و می نویسد: نظامی که نظارت استصوابی انتخاباتش حتی با نظام انتخاباتی عراق و افغانستان و لبنان و فلسطین قابل مقایسه نباشد چگونه می تواند مدعی رهایی بخشی عراق و افغانستان و فلسطین و لبنان و الگو بودن برای مسلمانان جهان باشد.
وی در مغالطه ای دیگر نوشت: من در جریان بازجویی ها و در مقابل اتهام «انقلاب مخملی» استدلال کردم و هشدار دادم که مواظب باشید، این اتهام یک تیغ دو دم است و قبل از این که صدای مردم را ببرد، دست خودتان را خواهد برید، زیرا معنایی جز شبیه سازی جمهوری اسلامی ایران با حکومت های کمونیستی و شبه کمونیستی و استبدادی و فاسد که توسط انقلاب های مخملی سرنگون شده اند، نخواهد یافت.
تاج زاده به جای آن که به خاطر خیانت های خود طی دهه گذشته از مردم حلالیت بطلبد، مدعی عذرخواهی به خاطر تندروی های انقلاب شد و با تخطئه روزگار حیات حضرت امام ادعا کرد: نسل اول انقلاب باید اعتراف کند؛ به علت عدم استفاده درست از فرصت هایی که ظهور تک صدایی را بر بستر عبور از آرمان های انقلاب و اصول قانون اساسی، غیر ممکن می کرد. البته ما کوشیده ایم از این خطاها درس بگیریم و به ویژه پس از جنگ، رفتار و گفتار خود را اصلاح کنیم.
وی سپس از سیدکاظم شریعتمداری که در کودتای طراحی شده از سوی سفارت آمریکا به ایفای نقش پرداخته بود، در برابر حضرت امام دفاع کرد و وی را با کسانی چون صانعی و منتظری و طاهری اصفهانی مقایسه کرد که اکنون با اعتراضات مردم مواجه هستند.
هم حزبی هاشم آغاجری در سازمان مجاهدین انقلاب، سپس مدعی شد: حکومت در عصر غیبت نمی تواند سعادت اخروی شهروندان را تأمین کند و نباید چنین باری را بردوش حکومت گذاشت که باعث نقض آزادی و مشکلات عدیده در تأمین رفاه مردم و توسعه علمی و فنی و اقتصادی کشور می شود(!)
وی برای خالی نبودن عریضه در این نوشته تایپی 21 صفحه ای که مالامال از اتهام پراکنی علیه مدیریت 30 ساله انقلاب است، در یک جمله کوتاه هم نوشت: نباید فراموش کنیم که ذکر اشتباهات ما ]منظور انقلاب و نظام، نه مشارکت و مجاهدین که منزهند![ به آن معنا نیست که دیگران ]ضدانقلاب و گروهک ها[ خطا نداشته اند.
کیهان امیدوار است این اعترافات صریح تاج زاده که عمق نفاق و انحطاط فکری او را روایت می کند از سوی مدعیان اصلاح طلبی حمل بر اعتراف تحت شکنجه برای بدنام کردن این جریان نشود. اما درباره مغالطات انبوه معاون سیاسی وزیر کشور دولت خا تمی باید گفت 1- کدام انتخابات در دنیا آزادتر از انتخابات سال گذشته ایران، که 2 تن از سران نفاق و مستظهر به حمایت گروهک های ضد انقلاب و جبهه استکبار فرصت پیدا کردند عیار خود را در محک جمهوریت و اسلامیت نشان دهند؟ 2- در این که فلسطین و لبنان و عراق و... از جمهوری اسلامی الگو گرفته اند - به رغم آزادگی جبهه استکبار و هم پیمانان وطنی آنها- هیچ تردیدی نیست اما از جناب تاج زاده باید پرسید آیا شما نبودید که در سال 78 در آرای مردم تهران دست بردید و به تقلب گسترده دست زدید.
تاج زاده در انتخابات سال 84 از آقای هاشمی دفاع می کرد و اکنون دفتر آقای هاشمی صراحتاً اعلام می کند که اصلاح طلبان در انتخابات سال 78 مجلس ششم تقلب کردند تا وی به مجلس راه نیابد و از رتبه 19 به رتبه 30 سقوط کند. 3- درباره کودتای مخملین باید از تاج زاده پرسید آیا دولت ملی سالوادر آلنده در شیلی نظامی فاسد و استبدادی و کمونیستی بود که با طراحی سازمان سیا و با جنگ روانی و مطبوعاتی در داخل آن کشور و اعتصاب کامیونداران و... ساقط شد؟ نهضت ملی شدن نفت چه طور که آمریکایی ها برای اولین بار مزد عملیات روانی و جنگ مطبوعاتی و شکاف میان مردم را چشیدند و کودتا را با موفقیت به کار بستند؟ آیا در هر کدام از این پروژه ها و پروژه های بعدی در کشورهای اروپای شرقی، اگر دست های خائن و وابسته به آمریکا نبودند، امکان کودتای مخملین و روی کار آمدن گماشتگان آمریکا وجود داشت و آیا همان مردم سپس در اوکراین و گرجستان و قرقیزستان و... علیه مهره های آمریکا نشوریدند؟ اما آیا شما حاضرید علیه آمریکا سخنی بگویید یا در همین نامه خود از آمریکا ستایش می کنید؟ 4- شما جز تداوم انحصارطلبی، دیکتاتورمآبی و تفرعن، چه شیوه دیگری را به کار بسته اید که از طرف امام و انقلابیون توبه می کنید و چرا علناً نمی گویید انقلاب و مقتدای آن مقابل باج خواهی های شما ایستادند بنابراین باید از آن روی گرداند؟! 5- دفاع از کسانی چون شریعتمداری و منتظری که علناً تحریک شدگان استکبار در برابر حضرت امام بودند، نشان می دهد عمق نفاق شما در تظاهر به ارادت نسبت به حضرت امام خمینی چه قدر پیچیده است.

تو شیر یا خط انداختی ما سه شدیم!

با گذشت 5 روز از بیانیه مشترک کروبی و موسوی درباره لغو راهپیمایی 22خرداد، بحث های جدی در محافل ضدانقلاب در جریان است. هر چند که برخی از این محافل ترجیح داده اند شوک و سرخوردگی تازه را در سکوت سر کنند اما طیفی دیگر زبان به اعتراض و حتی هجو سران فتنه گشوده اند و معتقدند مطالبه محوری با سکوت و مدارا نمی خواند.
دویچه وله آلمان ضمن گزارشی به سراغ چند تن از عناصر ضدانقلاب رفت و نظر آنها را درباره عقب نشینی موسوی و کروبی جویا شد. سایت دویچه وله از قول یکی از این افراد نوشت: این تصمیم گیری بسیار عمودی بود و با این ادعا که موسوی و کروبی، فقط رهبران نمادین جنبش هستند، متناسب نبود. آقایان نباید نگاه سیاهی لشکری به جنبش داشته باشند.
هرچند یکی از ضدانقلابیون فراری (سامان رسول پور) به دویچه وله گفت «لغو راهپیمایی تصمیم درستی بود چرا که با توجه به تجربه 22 بهمن سال گذشته، این بار هم جنبش نمی توانست به شکل موفقیت آمیزی به خیابان بیاید» اما جلوه جواهری می گوید « شیوه لغو راهپیمایی باعث شد کسانی که خواهان اعتراض در آن روز بودند زیر ضرب چند برابر قرار بگیرند.»
همایون ایوانی همکار نشریه گفت وگوهای زندان هم به دویچه وله گفت: حرکت جناح های رانده شده مانند موسوی و کروبی همان حرکتی بود که توسط جناح خاتمی در سال 78 رخ داد. در لحظه مهم، جنبش را تنها گذاشتند و دعوت به عقب نشینی کردند و به همین دلیل امکان سرکوب شدیدتر فراهم شد.
آرش بهمنی از روزنامه نگاران فراری هم می گوید «لغو راهپیمایی باعث ناامیدی شده است». محبوبه عباسقلی زاده نیز گفت موسوی و کروبی یکبار دیگر فرصتی تاریخی را از دست دادند.
اما حسن یوسفی اشکوری از مسافران کنفرانس برلین که اینک در خارج کشور اقامت دارد، بی آنکه به عملکرد توأم با دستپاچگی و آشفتگی جریان فتنه سبز در یک سال گذشته اشاره کند در سایت جرس نوشت: «دوستان عجله کار شیطان است. دنیا که به آخر نرسیده، قرار هم نبود 22خرداد 89 به پایان خط برسیم. راه درازی در پیش است». وی تصریح کرد؛ تجمع غیرقانونی به معنای انتخاب یک فاجعه و سپردن خود به دست حکومت بود بویژه که خبرها از آمادگی حکومت برای تسویه اساسی حکایت می کرد. دوم اینکه با وقوع چنین فاجعه ای، سران جنبش دست به خودکشی بزرگ سیاسی زده بودند.
در این میان سایت خودنویس خواستار تغییر در سران فتنه شد و در مطلبی طنز که توأم با هجمه به موسوی و کروبی بود نوشت: به یک رهبر جهت جنبش سبز نیازمندیم، دارای مدرک تحصیلی فابریک از هر جایی ولو شده مدرسه باغچه بان... کسی باشد که خودش یک کمی تکنیک و تاکتیک از قبل بلد باشد نه اینکه یک سال بگذرد و تازه چیزهایی یاد بگیرد، بعد امتحان بکند، اگر شد که هیچی، اگر نشد شیر یا خط بکند. چنانچه رهبر جنبش است ولی خودش می گوید نیستم، بی زحمت نرود از طرف جنبش راهپیمایی لغو کند. جنبش آن وقت خودش تنهایی می رود، سه می شود...تندروی و کندروی را خودش بلد باشد نه اینکه یکی دیگر ]کروبی[ بچسبد بهش بگوید پدرجان! فقط تا کار ناموسی می شود که نباید در دفاع از زنت صدایت را بلند کنی!... چنانچه با تغییر قانون اساسی موافق است، روزی 200 دفعه به قانون اساسی اعلام پایبندی نکند. دایی! ولی فقیه هم یکی از بندهای همین قانون اساسی است، حتماً باید جلوی جمع اینارو بگم ؟