به گزارش شبکه ایران،مجموعه منابع وابسته به جریان
فتنه و همچنین افرادی که اصرار دارند خود را سران جنبش(؟!) بنامند، در مورد
عدم حضور به اصطلاح هواداران در خیابان های تهران در روز 25خرداد، به طور
کامل خود را به تجاهل زدند و سکوت پیشه کردند.
در حالی که از ماه ها قبل
رسانه های وابسته به این جریان تلاش می کرد از 25 خرداد 89 به عنوان نوعی
«روز موعود» یاد کند، شهروندان تهرانی 25خرداد را تبدیل به یک روز عادی و
بلکه عادی تر از روزهای دیگر در این شهر برگزار کردند. گزارش هایی که از
منابع مسئول و مرتبط با موضوع دریافت شده نشان می دهد در این روز نه در
تهران و نه در هیچ شهر دیگری از شهرهای کشور کسی به قصد اعتراض یا راه
پیمایی به خیابان نیامده است. حتی فضای دانشگاه های تهران هم که طی هفته
های گذشته سران فتنه تصمیم گرفتند جرقه تحرکات خیابانی را به آنجا منتقل
کنند دیروز کاملاً عادی بود. این موضوع وقتی جالب تر می شود که توجه شود در
روز 22خرداد هم مجموعه کسانی که در سراسر کشور قصد آشوبگری داشتند از چند
ده نفر فراتر نمی رود که عمده آنها هم دارای وابستگی های گروهکی یا آلودگی
های دیگر بوده اند.
یک منبع موثق در این مورد به کیهان گفت: «خنده دار
این است که برخی از سران فتنه خود را آماده کرده بودند تا به محض مشاهده یک
تجمع به آن بپیوندند. مثلاً «م.ب» از اعضای مجمع روحانیون مبارز از ساعات
اولیه صبح به میدان تجریش رفته و در اتومبیل خود نشسته بود تا بلافاصله بعد
از شروع تجمع کذایی وارد آن شود ولی پس از ساعت ها انتظار دریافت که خبری
از تجمع و تظاهرات نیست و در حالی که از گرما کلافه شده بود به خانه
برگشت».
مطابق گزارش های موجود سران فتنه به شدت نگران تمام شدن آرام و
بی حاشیه خردادماه هستند چرا که عقیده دارند در این صورت بر همگان روشن
خواهد شد که مردم کاملا به سرنوشت آنها بی اعتنا شده اند و در این صورت
باید منتظر فضا و شرایط جدیدی باشند. به همین دلیل است که برخی از این
افراد اخیراً گفته اند باید هر طور شده ناآرامی بوجود بیاید ولو اینکه گروه
هایی مانند منافقین آن را بوجود بیاورند.
گروهک ورشکسته و مفلوک
منافقین که در آستانه اخراج از عراق نیز هست به هماهنگی عملیاتی کامل با
جریان فتنه رسیده است. اطلاعات اعلام شده نشان می دهد علاوه بر دستگیری دو
تیم بمب گذار که دیروز توسط وزیر اطلاعات اعلام شد، روز 22خرداد نیز یک
جعبه حاوی چاشنی انفجاری و نارنجک در یکی از خیابان های تهران کشف شده است.
جالب است که همه دستگیرشدگان مرتبط با این موضوع تاکید کرده اند که
ماموریت آنها کمک به سران فتنه برای جلو بردن پروژه خرداد داغ بوده است.

پس از مواضع اخیر سیدحسن خمینی و انتشار عکس هایی از جلسات محفلی سران فتنه که وی را هم در جمع آنان نشان می داد، سران خارج نشین جریان فتنه علاوه بر درخواست حمایت های بیشتر سیدحسن از فرقه سبز، وی را به زدن ریشه مهمترین اندیشه امام راحل فراخوانده اند.
در همین راستا، محسن کدیور، اصلاح طلب فراری و از گردانندگان سایت ضد انقلابی جرس، در نامه ای به سید حسن خمینی نوشته است که امیدوارم شما نیز به این نتیجه برسید که ولایت فقیه فاقد مستند معتبر عقلی و نقلی است.
مدیر سایت ضد انقلابی جرس در ادامه اصل ولایت فقیه را که "میراث گرانقدر امام راحل" لقب گرفته، باطل دانسته و خطاب به سیدحسن گفته است: "بیشک شما به عنوان یکی از نوادگان فاضل مرحوم آیت الله خمینی بیش از دیگران برای پاسخگویی به ابهاماتی که درباره مکتب سیاسی آیت الله خمینی مطرح است احساس مسئولیت می کنید و خواهید کرد."
تمجید از هاشمی
وی که خود را شاگرد ارشد مرحوم حسینعلی منتظری می داند، سپس با اشاره به حوادث پس از انتخابات سال گذشته، علاوه بر سران فتنه از آقای هاشمی هم تمجید کرده و نوشته است: میرحسین موسوی، مهدی کروبی، سید محمد خاتمی و نیز اکبر هاشمی رفسنجانی از حقوق ملت دفاع کردند و از موضع خط امام کوشیدند انحراف نظام را بر مبنای قانون اساسی آن اصلاح کنند.
کدیور در ادامه به تعریف از سیدحسن و مواضع وی هم پرداخته است: خوشبختانه بیت آیت الله خمینی و شخص شما روح جدّتان را شاد کردید و طرف ملت را گرفتید و حاضر نشدید از ظلم حمایت کنید. شما بواسطه این انتخاب خداپسندانه تان محبوب حق طلبان سبزید، و در مقابل، سیاه دلان مستبد از شما خشمگین اند.
وی که پیشتر گفته است "احکام اسلام قابل پذیرش نیست"، سیدحسن خمینی را "برادر" خود خوانده و خطاب به وی عنوان کرده است که جنبش سبز یاری نظری و عملی شما را سخت مغتنم می شمارد.

بنا براین گزارش آخرین پسمانده خانواده رژیم
سلطنتی که برای آشوب و اغتشاش در ایران لحظه شماری می کند از اینکه
راهپیمایی روز22 خرداد برگزار نشد ابراز نارضایتی کرد.
این عنصر تحت
حمایت سرویس های امنیتی آمریکا در پیام خود با لحنی التماس گونه به جوانان،
بسیجی ها و سپاهیان انقلاب رهنمود داد که به فکر آزادی ایران باشند و حقوق
بشر را رعایت کنند.
به گزارش رسالت وی به طور تلویحی از اینکه تهدید قدرت های سلطه گر درباره مسائل هسته ای ایران باعث وحدت مردم در حمایت از نظام شده است، ابراز ناخرسندی کرده و با عبارتی از مارتین لوترکینگ نوشته،ما سخنان دشمنانمان را فراموش خواهیم کرد اما به آسانی سکوت دوستان را از یاد نخواهیم برد!
سخنگوی شورای نگهبان روایتی
تازه از جلسه نمایندگان کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری با رهبر انقلاب
را بیان کرده است.
در این روایت که پایگاه اطلاع رسانی رهبر انقلاب آن
را منتشر کرده، آمده است؛ نزدیک ظهر روز بیست وششم خرداد ماه 1388 بود که
جناب آقای حقانی از دفتر رهبر انقلاب تماس گرفتند و گفتند که بعدازظهر جلسه
ای با حضور رهبر انقلاب در بیت معظم له تشکیل می شود. گفتند که از اعضای
شورای نگهبان هم باید در جلسه حضور داشته باشند. بنده از کم و کیف جلسه
اطلاعی نداشتم و وقتی به آنجا رفتم، متوجه موضوع جلسه شدم. من به اتفاق آیت
الله لاریجانی و حاج آقا علی زاده به عنوان نمایندگان شورای نگهبان در
جلسه حاضر بودیم. از وزارت کشور هم جناب آقایان دانشجو و شریفی راد بودند.
از طرف هر کاندیدا نیز نمایندگانی از ستاد انتخاباتی شان آمده بودند که
البته تعدادشان متفاوت بود. از دستگاه های دیگر مثل صدا و سیما و وزارت
اطلاعات هم بودند.
دیدار همکاران قدیمی
افراد حاضر در جلسه، افراد
ناشناخته ای نبودند، بلکه برخی از آنها زمانی از وزرای جمهوری اسلامی بودند
و سال ها در پست های مهم مسئولیت داشتند. حتی برخی از آنها در زمان ریاست
جمهوری رهبر انقلاب از وزرا و همکاران ایشان بودند. اولا باید بگویم که یک
فضای کاملا صمیمی بود. ثانیا در بیان مطالب هیچ کس رودربایستی نداشت. مثلا
یکی از آقایان مانند کسانی صحبت می کرد که گویی ضد نظام است؛ گویی دیگر این
حکومت از دست رفته و هیچ اعتباری ندارد، مگر این که انتخابات را ابطال
کنید تا درست شود.
رهبر انقلاب وقتی وارد جلسه شدند، ابتدا فرمودند که
«در این جلسه هیچ گونه محدودیتی در صحبت نیست و هر کسی هرچه می خواهد
بگوید. تنها محدودیت، وقت جلسه است که زمان را رعایت کنید تا نوبت به همه
برسد و همه بتوانند صحبت کنند.» این اعلام آمادگی رهبری در ابتدای جلسه، در
واقع خیلی ها را غافلگیر کرد که مثلا انتظار داشتند یک جلسه رسمی باشد و
در آن صحبت های رسمی مطرح شود.
آقای الویری وقت گرفت و با این بحث وارد
شد که «حاج آقا خاطرتان هست که خطبه عقد ما را شما قرائت کردید؟» رهبر
انقلاب با تایید این موضوع، اسامی حضار را و حتی پدرخانم ایشان را یاد
کردند. بعد هم خود رهبری جزئیات جلسه عقد آقای الویری را بیان کردند. بعد
از این صحبت های صمیمی، آقای الویری اجازه خواست و وارد برخی مباحث کلی شد.
در نهایت هم بحث را به این جا رساندند که آقای احمدی نژاد صلاحیت ندارند.
نوبت
به ستاد آقای موسوی رسید. آقای محمدرضا بهشتی به نمایندگی از طرف ایشان
صحبت کرد. به بحث دموکراسی پرداخت و این که حکومت باید مبتنی بر نظر مردم
باشد و از این صحبت ها. بعد از ایشان نوبت به آقای دانش جعفری- نماینده
ستاد آقای رضایی- رسید که ایشان دیگر مستقیما رهبر بزرگوار انقلاب را خطاب
قرار دادند و گفتند شما در صحبت های خود در کردستان از یکی از کاندیداها
جانبداری کردید و این مطلب موجب شده که مثلا چنین اتفاقی بیفتد.
مصداق
سخنان سنندج
چه کسی بود؟
صحبت آقای دانش جعفری که تمام شد، رهبر
انقلاب وارد بحث شدند و گفتند که «آن صحبت هایی که من چه در کردستان داشتم و
چه در جای دیگر، به هیچ وجه جانبداری از کسی نبود.» فرمودند که «البته من
اصولی را دارم که این اصول را از قبل انقلاب داشته ام و هم چنان دارم و تا
آینده هم حفظ می کنم. از این اصولم هم عقب نشینی نمی کنم. هر جایی هم که
باشم، این اصولم را بیان می کنم و اینها مسائلی بوده که من به آن اعتقاد
داشته و دارم.» ایشان از نظر بحث مصداقی هم گفتند که «اتفاقا آقای موسوی در
ملاقاتی که با من داشتند، گفتند که مصداق آن صحبت های شما من هستم و آقای
کروبی هم که آمدند یک موقع پیش من، گفتند که مردم می گویند که مصداق سخنان
رهبری آقای کروبی است، پس اگر این طور هست و آن آقایان هم خودشان استنباط
کرده اند که مصداق صحبت های من هستند، چطور شما می گویید که من مثلا از
کاندیدای دیگری دفاع کردم؟»
صحبت ها دوباره پیرامون همین بحث دور پیدا
کرد. برخی از آقایان برگشتند به بحث شورای نگهبان و این که برخی از اعضای
شورای نگهبان از مثلا یکی از نامزدها دفاع کردند. رقمی را هم می گفتند؛
علی رغم این که درجلسه صبح همان روز در شورای نگهبان که با حضور نمایندگان
کاندیداها برگزار شد، می گفتند سه نفر. این سه نفر هم که مشخص بودند و اسم
هم آوردند، اما در این جلسه تعداد را به هشت نفرو نه نفر از اعضای شورای
نگهبان هم رساندند. همان وقت به نظر بنده رسید که وقتی این ها یک باره رقم
را به هشت نفر رسانده اند، به دنبال این ایده اند که یعنی اکثریت شورا و
بنابراین شورا برای بررسی انتخابات صلاحیت ندارد و البته همین استفاده را
هم کردند.
چه کسی را متهم می کنید؟
من خطاب به رهبر انقلاب عرض کردم
که «شما سؤال بفرمایید اسامی این ها را بگویند.» ایشان فرمودند که حالا من
توضیح می دهم. بعد که صحبت آقایان تمام شد، حضرت آقا اشاره کردند که «شما
چه کسانی را متهم می کنید؟ فقهای شورای نگهبان را که همه شان انسان های
عادلی هستند؟ حضرت آیت الله مؤمن را؟ آیت الله جنتی را؟ شما فکر می کنید که
این ها برای ریاست جمهوری و پست و مقام یک نفر، آخرت شان را می فروشند و
جابه جا می کنند؟ نه. حاج آقای جنتی و حاج آقای مؤمن کسانی نیستند که آخرت
خودشان را به خاطر این مسائل دنیوی از دست بدهند.»
ایشان با این تعبیر
از بحث عبور فرمودند. معلوم بودکه همان دو سه نفری که خودشان هم آمدند و
اعلام کردند، بیشتر از اینها کسی نبود. بعد از این موضوع هم اشاره فرمودند
که «به هرحال قانون و مقررات هست. طبق قوانین و مقررات اگر خطایی صورت
گرفته، مطرح کنید. صحبت های کلی چیزی را حل نمی کند.»
سپس آقای زنگنه
صحبت کردند که یک مقداری با احساسات بود که در انتهای کلام، خواستار ابطال
انتخابات شدند. آقای زنگنه هم از ستاد آقای موسوی بودند. ایشان خطاب به آقا
گفتند که «شما پدر معنوی ما هستید، باید کمک کنید و نگذارید مثلا بحرانی
اتفاق بیفتد.» خیلی صحبت های آقای زنگنه با احساسات همراه بود. رهبر معظم
انقلاب هم وقتی که می خواستند پاسخ بفرمایند، در این جهت گفتند که جناب
آقای زنگنه همیشه احساساتی هستند و من خاطرم هست که گاهی اوقات که در وزارت
هم بودند، صحبت هایشان حتی همراه با گریه بود. الان هم در همان حال و هوا
صحبت می کنند. بعد هم پاسخ دادند.
رهبر انقلاب در ادامه گفتند که «می
خواهم خاطره ای بگویم که امیدوارم آقای زنگنه ناراحت نشوند. بعد از برگزاری
انتخابات دوم خرداد، یکی از مقامات کشور آمد و خواستار ابطال انتخابات شد.
چنان با او برخورد کردم که هنوز از من مکدر است.»
ابطال یعنی بزنم توی
دهن
چهل میلیون رای!
صحبت ها که تمام شد و تقریباً جلسه رو به
اتمام بود، نمایندگان سه کاندیدای معترض اصرار بر ابطال انتخابات داشتند.
این را باید بگویم که آقایان به صورت مصداقی وارد بحث نشدند، بلکه عمده بحث
آنها روی مناظرات و نیز اقدامات دولت قبل از برگزاری انتخابات بود. برخی
آقایان می گفتند که چون آقای احمدی نژاد در مناظره صحبت کرده، صلاحیت
ندارد. رهبری پاسخ فرمودند که «صلاحیت امر دیگری است و در جاهای دیگر باید
تعیین بشود.»
رهبری فرمودند:«این صحبت های شما هیچ مبنای قانونی ندارد.
اگر تخلفی صورت گرفته، که شورای نگهبان این جا هست، وزارت کشور هم هست که
باید برخورد بکند. اگر شما ادعایی دارید، بروید از طریق شورای نگهبان
پیگیری بکنید و شورای نگهبان هم مکلف است به شکایت های شما رسیدگی بکند.
وزارت کشور هم به همین صورت. بازشماری و بررسی کنید؛ تا هر زمانی که فکر می
کنید این مسئله می تواند مشکل شما را حل بکند. ما هم به شورای نگهبان و
وزارت کشور می گوییم که موضوع را تعقیب بکنند تا برای شما اطمینان ایجاد
بشود، ولی این که می گویید ابطال بشود، این حرف خلاف قانون است، این را کسی
نمی تواند بپذیرد. پذیرش ابطال انتخابات یعنی این که بزنم توی دهن چهل
میلیون!»
این دفاع محکم رهبری بود از حقوق و آراء مردم. یعنی رهبر
انقلاب این بار در کسوت دفاع از آراء مردم و دفاع از جمهوریت وارد میدان
شدند.
اعتراف نماینده
ستاد موسوی
زمانی که بحث رسمی جلسه تمام
شد، دوباره رهبر انقلاب فرمودند که اگر مطلب دیگری هست، مطرح کنید. جناب
آقای آخوندی از ستاد آقای موسوی وقت گرفتند که تا آن موقع هم صحبتی
نداشتند. آقای آخوندی خطاب به رهبر انقلاب گفتند که «ما می دانیم اگر تمام
صندوق ها را بازشماری کنید، تخلف عمده ای به دست نمی آید، ولی مشکل و مسئله
عمده ما آقای احمدی نژاد است.» باز رهبری فرمودند «این یک امر دیگری است.
شما اگر نسبت به صندوق های آراء بحث دارید، مطرح بکنید، ولی بحث صلاحیت در
جای دیگری بررسی شده و در زمان دیگری می شود به آن پرداخت.»
آقای رسول
منتجب نیا- نماینده ستاد آقای کروبی- پیشنهاد می کند، برای این که هم
رسیدگی توسط مرجع قانونی (شورای نگهبان) انجام شود و هم اعتماد نامزدها
تامین شود، در جلسه ای که موضوع بررسی و یا بازشماری انجام می شود،
نمایندگان نامزدها به عنوان ناظر حضور داشته باشند. حضرت آیت الله خامنه ای
ضمن تایید این پیشنهاد از ما به عنوان نماینده شورای نگهبان خواستند که
امکان حضور و نظارت نمایندگان نامزدها را برای رسیدگی و حتی بازشماری فراهم
کنیم: «نامزدها اگر شکایتی درباره آراء صندوق خاصی دارند، همان صندوق و
صندوق های مورد شکایت بازشماری شود و حتی می توان تصادفی تعدادی از صندوق
ها را بازشماری کرد تا هیچ شبهه ای باقی نماند.»
اشتباه آقایان همین بود
که تمام مباحث نظام را گره زدند به انتخابات. وقتی این اشتباهات ادامه
یافت، جریان فتنه ای در کشور آغاز شد و عده ای بازی خوردند. خوشبختانه با
درایت رهبر انقلاب و هوشیاری مردم، کاری نتوانستند بکنند. تاکید من همین
است که ما مصادیق مدیریت و تدبیر را که در اصل پنجم قانون اساسی داریم، در
این دوره لمس کردیم. لمس کردیم که تدبیر یعنی چه؟ خیلی از دلسوزان انقلاب
پیش ایشان می رفتند و درخواست می کردند که شما مسئله را حل کنید. درخواست
ایشان این بود که حقی تضییع نشود آنها حاضر بودند که حقی تضییع شود تا عده
ای مثلاً خوشحال شوند، اما پافشاری رهبری و دفاع ایشان از جمهوریت و حقوق
مردم، مسئله ای است که در دوران رهبری ایشان بی نظیر است.
خاتمی رسما رهبری جنبش سبز را برعهده گرفت.پس از اختلاف میان کروبی و موسوی
و خاتمی بر سر تعیین مواضع، اخبار و تحلیل های آشکار نشان می دهد که موسوی
و کروبی پذیرفتند که با عقب نشینی از برخی خواسته های خود، رهبری بخشی از
بدنه جریان سبز را به خاتمی واگذار کنند و از ظرفیت خاتمی و مجموعه گروههای
وابسته به بنیاد باران بیشترین استفاده را ببرند.
به گزارش جهان آخرین
اختلاف خاتمی با موسوی و کروبی مربوط می شود به راه پیمائی 22 و 25 خرداد،
که خاتمی صراحتا با برگزاری راه پیمائی مخالفت کرده بود و موسوی و کروبی
را تهدید کرد که در صورن برگزاری چنین مراسمی طی بیانیه ای راه خود را از
ایندو جدا می کند.
موسوی و بعد از او کروبی پذیرفتند که باید مطالبات
خود را از طرق مدنی دنبال کنند و به خیابان کشیدن مردم هزینه های زیادی
برای طرفداران خود دارند.از اینرو روز گذشته موسوی در بیانیه ای رسما با
عقب نشینی از کف خیابان ها، منشور جدیدی برای رفتار های اپوزیسیون قانونی و
مدنی تدوین و ارائه کرد.
به این ترتیب خاتمی که تا به امروز نسبت به
رفتار کروبی و موسوی انتقاد داشت، پس از به کرسی نشاندن حرف خود رسما وارد
بازی شد.
وی که تا پیش از این از عنوان جنبش سبز و یا صراحتا تقلب اسم
نبرده بود در سالگرد راه پیمائی 25 خرداد در میان جمعی از جوانان اصلاح طلب
به بیان مطالبات جنبش سبز پرداخت و پس از ماهها در نقش رهبری سبزها وارد
شد و سخنان ساختار شکنانه به زبان آورد.اگر چه بسیاری از آگاهان سیاسی
معتقدند که یکی از نقاط ضعف خاتمی، ترس وی است و بدون شک او با اولین واکنش
نظام به سخنانش عقب نشینی می کند و مجددا چند به لاک خود فرو می رود.
در
همین رابطه خاتمی در دیدار با اعضای شورای مرکزی سازمان جوانان و
دانشگاهیان حزب اعتماد ملی با اشاره به راه پیمائی طرفداران موسوی برای
اعتراض به نتایج انتخابات در 25 خرداد 88 گفت: 25خرداد روز بزرگی است چرا
که این روز نسبتی با انتخاب و انتخابات دارد.
وی ادامه داد: 25 خرداد
یکی از روزهای با شکوه حضور خود جوش انبوه مردم در عرصه، با مدنیترین
شیوهای که ما بتوانیم آن را تصور کنیم است و نشانه رشد کشور ماست که با
کمال آرامش و بدون تنشی، بدون سازماندهی این جمعیت به صحنه آمد و حضور
رشیدانه خود را اعلام کرد.
وی اظهار داشت: در روز 25 خرداد
میشد از این موقعیت استفاده کرد و ایران و جمهوری اسلامی را وارد فضای
تازهای کرد که با حضور و محوریت مردم و اعتماد به آنها بتوانیم به سوی
قلههای پیشرفت حرکت بکنبم که متاسفانه اینگونه نشد و برخوردهای نامناسبی
صورت گرفت که ما هنوز هم ما داریم تاوان این مساله را میدهیم.

افتضاحات به بار آمده از سوی
محسن سازگارا در خارج کشور و مزدوری علنی وی برای سازمان سیا باعث شد تا
سازمان مجاهدین (انقلاب) از عملکرد وی سلب مسئولیت کند.
به دنبال پخش
مستندی در سیما که از جمله به خیانت های سازگارا پرداخته بود سازمان
مجاهدین در بیانیه ای نوشت: «آقای سازگارا هیچ وقت عضو و یا مرتبط با این
تشکل نبوده است. علاوه بر آن، اعتقاد ما بر این است که افراد به صفت آنکه
انسان هستند و در طی زمان می توانند تغییر موضع دهند و به جریان سیاسی ای
بپیوندند یا از آن منفک شوند، حتی اگر نامبرده روزگاری ارتباطی با این
سازمان می داشت که نداشته است همان اندازه قبح یا افتخار عملش متوجه سازمان
بود که قبح و افتخارش متوجه سپاه پاسداران که به واقع از اعضای آن بوده
است می باشد. یادآور می شود که اگر قرار بود بستگی افرادی به یکدیگر ملاک
قضاوت باشد حافظه تاریخی مردم به خوبی به یاد می آورد که فرزندان و بستگان
برخی از مسئولین نظام علیه مردم و انقلاب اسلحه به دست گرفتند... آیا باید
مواضع آنها را به بستگانشان تسری داد؟» شایان ذکر است سازگارا از دوستان
بسیار صمیمی بهزاد نبوی در نخست وزیری بود و یکی از متهمان انفجار نخست
وزیری به شمار می رود. وی بعدها به وزارت صنایع و مرکز تحقیقات استراتژیک
راه پیدا کرد و پس از دوره اصلاحات نیز از پایه گذاران و سیاستگذاران و
تامین کنندگان مالی نشریات زنجیره ای محسوب می شود که دو طیف ائتلافی
ملی-مذهبی و اصلاح طلبان را در هماهنگی کامل پوشش می دادند. در واقع نشریات
مذکور همان خطی را در هجمه به ارزش های انقلاب و اسلام ایفا می کردند که
«سازمان مجاهدین» در حوزه سیاست و قدرت و دولت و پارلمان پیگیری می کرد. وی
پس از فرار از کشور نیز یکی از سخنگویان رسمی فتنه سبز به شمار می رود و
در اوج آشوب ها در هماهنگی کامل با ستاد موسوی قرار داشت. او حتی نحوه آشوب
خیابانی و ساخت کوکتل مولوتف را نیز آموزش می داد! نافرمانی مدنی، خروج از
حاکمیت، تحصن و استعفا و القای تقلب و آشوب و... از جمله تاکتیک های
ابلاغی سازمان سیا بود که عیناً توسط امثال سازگارا در خارج و برخی اعضای
سازمان در داخل دنبال شد.
سازگارا چندی پیش طی مصاحبه ای اعلام کرد دو
طیف ملی-مذهبی و مارکسیست ها به اپوزیسیون پیوسته اند و اکنون چپ ها و
انقلابی های شرمگین هستند که با وجود همسویی مواضع، هنوز علناً الحاق به
اپوزیسیون را اعلام نکرده اند.
اما درباره همسویی فرزندان برخی مسئولان
با ضدانقلاب جای تاکید دارد که شماری از این بزرگان علناً از فرزندان خائن
خود برائت جستند و حتی در مجازات آنها مشارکت کردند اما برخی دیگر دنبال
فرزندان رفتند که سقوط کردند و این توجیهی برای خیانت های سازمان مجاهدین
نمی شود.
ذکر این نکته هم ضروری است که محمدعلی توفیقی عضو فراری سازمان
هم اکنون در خارج کشور با دیگر عناصر ضدانقلاب نظیر سازگارا و گنجی و
افشاری و حقیقت جو و موسوی خوئینی همکاری می کند.