شفاف نیوز

شفاف سازی مسایل سیاسی

شفاف نیوز

شفاف سازی مسایل سیاسی

برش هایی از زندگی رهبر معظم انقلاب تا سال 1357 میثاق طلبگی

 

قولاً و فعلاً این میثاق را از دوران نوجوانی و جوانی با خدای متعال بستیم که اگر بتوانیم به میثاق طلبگی متعهد و پایبند بمانیم؛ اگر خداوند کمک کند و ما بتوانیم این میثاق را حفظ کنیم، در همین عالم طلبگی پیش برویم...
]در پاسخ به پیشنهاد اعطای دکترای افتخاری
دانشگاه تهران 13/11/1388[
آنچه در پی می آید، برش هایی از زندگی علمی و طلبگی حضرت آیت الله العظمی سیدعلی خامنه ای در شهرهای مشهد و قم، از سال 1330 تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی است.
1330
از دوازده سالگی و باحضور در مدرسه سلیمان خان و نواب مشهد، پس از طی دوره مقدماتی، در فراگیری دروس سطح چون معالم، قوانین، شرح لمعه، رسائل، مکاسب و کفایه، از اساتیدی مثل حضرات آیات میرزااحمد مدرس یزدی، حاج شیخ هاشم قزوینی و سیدجلیل حسینی سیستانی استفاده کرد. اما استادی که سیدعلی خامنه ای استفاده فراوانی در فراگیری دروس سطح از درس و تدریسش برد. کسی نبود جز پدرش، آیت الله سیدجواد خامنه ای که از سوی آیات عظام نائینی و سیدابوالحسن اصفهانی اجازه اجتهاد داشت.
1334
شانزده سالگی سیدعلی، آغاز حضور وی در درس خارج فقه آیت الله العظمی سیدمحمد هادی میلانی بود. همزمان، در جلسات مرحوم حاج میرزاجواد تهرانی حاضر می شد که مباحث آن، بیشتر به نقد و رد کتاب فلسفه منظومه حاج ملاهادی سبزواری می گذشت. اما به دلیل علاقه آیت الله خامنه ای به فلسفه و جو ضدفلسفه آن روزهای مشهد، ناگزیر بود در درس مرحوم آقا شیخ رضا ایسی- از اساتید فلسفه و دوستان مورد وثوق حضرت آیت الله میلانی- به صورت پنهانی و خصوصی شرکت کند.
1336
هجدهمین سال زندگی رهبر امروز انقلاب اسلامی ایران، مقارن بود با عزم وی برای حضور در نجف اشرف به قصد زیارت حرم امیرالمؤمنین و درک کردن دروس بزرگان نجف.
سیدعلی پس از حضور کوتاه در این حوزه، درس اساتیدی چون آیت الله العظمی سیدمحسن حکیم را بیشتر پسندید و تصمیم داشت در صورت اجازه پدر برای ماندن، در جلسه درس آن اساتید شرکت کند. او به پدرش نامه نوشت و اجازه خواست تا برای ادامه تحصیل در نجف بماند که پاسخ منفی شنید و به امر پدر به مشهد بازگشت. پس از بازگشت به مشهد وادامه ارتباط با طلابی که از قم برای زیارت به پابوس حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) می آمدند و به دلیل فضا و مرکزیت علمی قم، برای رفتن به حوزه قم مصمم شد ولی پدر که راهنما و مشاور اصلی او بود، با ترک مشهد موافقت نکرد و این مخالفت ادامه داشت تا یک سال بعد...
1337
با شروع سال تحصیلی جدید حوزه، حضرت آیت الله سیدجواد خامنه ای به مهاجرت پسرش به قم رضایت داد. سیدعلی به قم سفر کرد و در مدرسه علمیه حجتیه که برادر بزرگترش سیدمحمد هم در آنجا طلبه بود، مستقر شد. بانی ساخت این مدرسه علمیه- که از مدارس دیگر آن زمان قم تازه سازتر بود - آیت الله حجت و طراح آن، علامه سیدمحمدحسین طباطبایی بود.
طلبه کم سن و سال آن روزها که بین همه مباحثه هایش به کثرت مطالعه و اشتغال درسی شهره بود. از بدو ورود به قم، در درس حضرت امام خمینی(ره) حاضر شد. از همان ابتدا در درس خارج فقه حضرت آیت الله العظمی بروجردی حاضر شد یکی از برکات حضور در این درس نکات مهم رجالی بود که استاد در آن متبحر بود. تقریرات درس خارج فقه و اصول امام(ره) و آیت الله بروجردی نزد آیت الله خامنه ای باقی است؛ هرچند بسیاری از آنها در دوران مبارزه، توسط ساواک از بین رفت.
1340
پس از رحلت حضرت آیت الله العظمی برجردی، و اعلام مرجعیت حضرت امام خمینی(ره) پایه های انقلاب اسلامی و زمینه های شکل گیری مبارزات با سخنرانی های امام راحل در قم پی ریزی شد و شاگردان ایشان نیز هر یک در سنگری، به تبلیغ و روشنگری و مبارزه می پرداختند و به دنبال تحکیم و تثبیت مرجعیت امام بودند.
1342
پس از حادثه مدرسه فیضیه و با اوج گیری مبارزات علیه رژیم ستم شاهی، امام خمینی(ره) دستگیر و تبعید شدند. پس از تبعید امام، مبارزات در قم به وسیله شاگردان ایشان ادامه یافت. روش مبارزاتی امام، سبب شده بود تا سیدعلی - که تحت تاثیر شخصیت انقلابی شهید نواب صفوی بود - به انجام وظیفه روشنگری در مبارزات بپردازد؛ که در این راه دوبار از سوی ساواک دستگیر شد. در همین سال امام خمینی(ره) او را به عنوان نماینده خود برای ابلاغ پیام به علما درباره مبارزه با رژیم شاه، نزد آیت الله میلانی فرستادند. همه اینها در کنار فضای گرم درس و بحث و مباحثه علمی بود.
1343
آیت الله سیدجواد خامنه ای که در مشهد ساکن بود، بینایی خود را از دست داد! این بدترین خبر برای سیدعلی بود که می خواست در قم بماند؛ ولی با وجود اصرار اساتید خود از جمله آیت الله حاج شیخ مرتضی حائری یزدی- فرزند موسس حوزه علمیه قم- بر ماندن، قصد عزیمت به مشهد کرد. در مدت تحصیل در قم، به غیر از امام خمینی(ره) و مرحوم بروجردی، حضرات آیات شیخ مرتضی حائری در فقه واصول، و علامه سیدمحمد حسین طباطبایی در فلسفه از اساتید دیگر سیدعلی خامنه ای و آقایان شیخ محمدحسین بهجتی شفق، حجت الاسلام محمدجواد حجتی کرمانی، سیدجعفر شبیری زنجانی، آیت الله حاج شیخ مهدی باقری کنی و آیت الله ربانی املشی از هم مباحثه های نزدیک به او در قم بودند.
1344
پس از بازگشت به مشهد مقدس، پدر که از اساتید او در سال های طلبگی بود، دیگر نابینا شده و از نعمت مطالعه محروم بود. سیدعلی، چشمان پدرش شد! هر روز و در زمان مشخص، ساعاتی برایش کتاب می خواند و در مواردی بحث علمی می کردند.
تدریس رسائل و مکاسب و کفایه، آغاز تدریس تفسیر قرآن کریم و حضور مجدد در درس خارج فقه حضرت آیت الله میلانی علی رغم اختلاف سلیقه در مبارزات سیاسی، بخشی از فعالیت های علمی روحانی 26 ساله ساکن خیابان خسروی نوی مشهد بود.
57-1347
آیت الله سیدعلی خامنه ای نگاه مبنایی و جدی به درس تفسیر قرآن داشتند و تفسیر را منشأ و مبدأ بسیاری از مطالب در علوم و معارف اسلامی می دانستند.
مدرسه علمیه میرزا جعفر مشهد، شاهد جلسات تفسیر قرآن کریم بود که به سرعت مورد استقبال طلاب قرار گرفت. «تفسیر فعال قرآن» که سیدعلی خامنه ای آن را تدریس می کرد، شیوه جدید و خاصی از تفسیر کلام الله مجید که طلاب را روز به به روز، به بهره گیری از قرآن، ترغیب می نمود. این جلسات به دلیل استقبال زیاد و مباحث مبارزاتی مطرح شده در کنار تدریس رسائل و مکاسب و کفایه، با ممانعت های مکرر رژیم پهلوی مواجه شد. این اتفاق باعث شد تا دروس، از مسجد امام حسن مجتبی(ع) به مسجد کرامت و پس از آن به مساجد رضایی، قبله و... منتقل شود. این جلسات که دیگر به محل حضور دانشجویان نیز تبدیل شده بود به دلیل بازداشت آیت الله خامنه ای، به دفعات متوقف می شد، تا اینکه در سال 56، به دلیل تبعید آیت الله خامنه ای به ایرانشهر، تعطیل شد. ممنوع الخروج بودن از کشور به دلیل مبارزات انقلابی در مشهد، دستگیری های پی درپی و فعالیت های سیاسی باعث شد تا سیدعلی حسینی خامنه ای نتواند برای ارتباط گیری از نزدیک با امام خمینی(ره) به نجف اشرف برود. اما ماندن در مشهد و خلأ فکری و ایدئولوژیک که پیش از این برای جریان مبارز وجود داشت، موجب شد تا جلسات مستمر با شهید مرتضی مطهری، پیگیری شود و محصول آن جلسات «تدوین ایدئولوژی اسلامی» باشد.

چه عجب؟! کروبی این بار وسط خال زد

رفیق شفیق شهرام جزایری که سابقه دریافت 300 میلیون تومان هدیه ناقابل از او را در کارنامه خود دارد، با طرح نظارت بر نمایندگان مخالفت کرد.
مهدی کروبی ضمن اینکه خود را با عنوانی جدید (پاسدار مشروطیت؟!) معرفی می کرد، مدعی شد طرح نظارت بر نمایندگان که در راستای جلوگیری از انحراف نمایندگان و زد و بندها و تخلفات احتمالی- مسبوق به سابقه- پیشنهاد شده باعث تحقیر نمایندگان و تهدید آنها و محدود کردن وظیفه نمایندگی است. وی همچنین با بیان اینکه نقطه قوت هر نظام مردمسالار در وجود و استقلال نهاد قانونگذاری است، نوشت: قانون اساسی ما آن قدر به جایگاه مجلس اهمیت و اعتبار بخشید که بر طبق اصولی از آن «مجلس وظیفه تحقیق و تفحص در تمام امور کشور را دارد» (اصل 76) و مطابق نظر قانونگذار اساسا تشکیل دولت بدون حضور مجلس امکانپذیر نیست در (اصل 88) و مجلس حق سؤال و استیضاح از دولت را دارد.
ابراز نگرانی کروبی برای استقلال مجلس و جایگاه و مسئولیت های آن در حالی است که برخی نمایندگان فرصت طلب در طول دوره های مختلف مجلس اقدام به زد و بند، داد و ستدهای نامشروع اقتصادی، کلاهبرداری و... می کردند اما چون در مجلس حضور داشتند برای خود احساس مصونیت مطلق می کردند و دوره 4 ساله را بدون هیچ مواخذه ای پشت سر می گذاشتند که نمونه آن زد و بند شماری از نمایندگان مجلس ششم و از جمله رئیس آن با شهرام جزایری -مفسد اقتصادی که بیش از صد میلیارد تومان از بیت المال غارت کرد- بود. اکنون باید از کروبی پرسید آن روز که وی و دوستانشان پولهای بادآورده و بی زبان را از مفسدانی نظیر جزایری می گرفتند، شأن مستقل مجلس، و حرمت و احترام مسئولیت نمایندگی کجا رفته بود. آیا آن رفتارها که تکرار پیدا کرد باعث تحقیر مجلس و نقض استقلال پارلمان (خانه ملت) نبود؟
از سوی دیگر دولت اصلاحات در همان مجلس ششم لوایح دوقلویی را به مجلس عرضه کرد و امضای آن را هم گرفت که طبق آن رئیس دولت وقت می توانست هر مصوبه و تصمیم مجلس یا حکم قضایی را به بهانه اینکه منطبق با قانون اساسی نیست، وتو کند! آن روز غم دروغین «استقلال و حرمت و جایگاه مجلس» کجا رفته بود؟!
آقای کروبی درست می گویند اگر نظارت درستی بر عملکرد نمایندگان وجود داشت، مفسدان اقتصادی برای خرید و فروش مجلس ششم- یک جا- طمع نمی کردند و یک جوانک سمبوسه فروش نمی توانست با 300 میلیون تومان رئیس مجلس وقت را بخرد و نوچه خود کند.
ظاهرا نگرانی کروبی به خاطر آن است که می ترسد قانون نظارت بر نمایندگان مجلس عطف به ماسبق شود و رشوه های بی زبانی را که خود و همپالکی های مدعی اصلاحات وی از مفسدان اقتصادی دریافت کرده اند، پس گرفته شود!

در فضای مجازی به چاهی افتادیم که برای جمهوری اسلامی کنده بودیم

 

شبکه های اینترنتی اجتماعی نظیر فیس بوک به معدن طلای اطلاعاتی جمهوری اسلامی تبدیل شده اند.
سایت گویانیوز وابسته به سازمان جاسوسی سیا در هشداری جدی نسبت به ناامنی شبکه های اینترنتی نوشت: اگر در گذشته، شبکه های اطلاعاتی جمهوری اسلامی باید با هزار راه به گروههای مخالف در خارج کشور نفوذ می کرد تا اطلاعاتی ریز و درشت از وابستگان به گروههای سیاسی بدست آورد، امروز وجود شبکه های اینترنتی حکم یک معدن طلای اطلاعاتی را دارد. رژیم براحتی می تواند یک تصویر از وضعیت گروههای سیاسی، سمپاتها و هواداران یک سازمان به دست آورد مثلا در فیس بوک، هر کس مقداری کم و بیش از خود اطلاعاتی بیرون میدهد؛ خطوط سیاسی که دنبال میکند، نام و نام خانوادگی. و اگر طرف بسیار باز عمل کند باز هم اطلاعات بیشتری به اینکه کجا زندگی می کند و به چه مسائلی علاقه دارد و بعد هم هر دوستی، دوستی را دنبال میکند که خود حاوی اطلاعاتی نادر برای رژیم است. امروز رژیم علاوه بر نعمت تکنولوژی کنترل زیمنس-نوکیا که برای کنترل ارتباطات در داخل بکار میگیرد، عملاً با وجود شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک دست یابی به اطلاعات وسیعی را دارد.
گویانیوز می نویسد: اگر جمهوری اسلامی مثلاً تا دیروز خبری از م.س یک فعال سیاسی برای مثال نداشت، امروز از او خبر دارد که مثلا هنوز نسبت به فلان سازمان سیاسی سمپاتی دارد و م.س خود دارای دوستانی است و این دوستان باز دوستانی دارند که یا بصورت گروهی و یا بصورت فردی به یکدیگر متصل هستند و بدین شکل حداقل وضعیت سیاسی افرادی که تا دیروز برای رژیم به عنوان هوادار ساده، نزدیک و دور مشخص نبود امروز برای رژیم مشخص می شود. از نظر تکنیکی رژیم براحتی می تواند با گرفتن نام و نام خانوادگی افراد در کشورهای مختلف اروپایی از طریق دستگاه اطلاعاتی که در هر سفارتخانه دارد، در سیستم تلفنی هر کشور اطلاعات محل زندگی افراد را بدست آورد و اگر هم برایش حساس باشد با تلاش بیشتری در محل اطلاعات نسبت به افراد بدست آورد. می تواند با داشتن ایمیل برنامه های مختلف را با اسب تروا ارسال کند که با یک نوشته مخالف رژیم برای مثال در برنامه ورد، و یا پی دی اف و یا حتی تصویر و یا یک بازی و یک برنامه جالب و... اطلاعات کامپیوتری افراد را خالی نماید. و می تواند با گوگل اطلاعات بیشتری از فرد بدست آورد. حال حساب کنید که اگر تمامی این تلاشهای ساده را رژیم به هم گره بزند، چه اطلاعاتی را می تواند بدست آورد. می داند که یک نفر اکنون در چه وضعیت سیاسی است و تا چه حد فعال میباشد. در کجا و در چه کشوری و در چه شهری زندگی میکند و حتی شکل و قیافه امروزیش چه شکلی است و...
این سایت ضد انقلابی که خود منبع بسیاری از اطلاعات مورد بحث است، پرسیده است: دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی کی می توانست به راحتی این گونه اطلاعات مجانی نسبت به تعداد زیادی از افراد اپوزیسیون به دست آورد؟ و از حال فرد فرد آنها باخبر باشد. با این حساب آیا جمهوری اسلامی از فضای مجازی ضرر کرده یا نفع برده است؟ این یک چاقوی دو سره است که علی رغم زخم های سطحی که می تواند برای رژیم دربر داشته باشد، می تواند زخم های عمیقی بر تن اپوزیسیون و مخالفان بگذارد. البته امکانات سازماندهی رژیم در فضای مجازی بسیار گسترده تر از مثال های ساده ای است که ما ذکر کردیم اما همین مثال ساده می تواند هشداری برای مخالفان رژیم باشد که دچار ساده اندیشی نشوند.
این رویکرد مالیخولیایی و رعب آلود به فضای مجازی در حالی است که وزارت خارجه آمریکا سال گذشته ضمن هیاهوی تبلیغاتی مدعی شده بود با استفاده از فضای اینترنت و بسیج برخی شبکه ها می تواند کار براندازی در جمهوری اسلامی را پیش ببرد.

آمریکا در منطقه ، از ایران جا مانده است

به رغم تلاش های آمریکا و غرب در اعمال فشار بر ایران، با هدف به انزوا کشاندن آن در منطقه، پیروزی های چشم گیر و نقش آفرینی انکار ناپذیر جمهوری اسلامی، رسانه های غربی را ناگزیر از اذعان به شکست آمریکا در دستیابی به اهدافش کرده است.
به حاشیه راندن آمریکا در تعیین مناسبات داخلی عراق و تمایل سیاستمداران عراقی به تهران، یکی از موضوعاتی است که به طرز عجیبی برای کاخ سفید آزاردهنده است و نشانه های عقب ماندن واشنگتن از تهران را در منطقه به نمایش می گذارد.
به نوشته روزنامه واشنگتن پست، نفوذ آمریکا در عراق همچنان در چند ماه گذشته کاهش یافته است که قانونگذاران عراقی و سیاستمداران این کشور می گویند تشکیل دولت، دیگر از توصیه های واشنگتن پیروی نمی کنند. این سیاستمداران برای راهنمایی گرفتن به جای آمریکا به کشورهای همسایه نظیر ایران روی آورده اند که این امر تردیدهایی را درباره نقش آتی آمریکا در این کشور، پس از پایان جنگی که بیش از 4400 سرباز آمریکایی را به کام مرگ فرستاد، به وجود می آورد.
براساس این گزارش، جوبایدن معاون رئیس جمهور آمریکا در دو سال گذشته تلفنی و از طریق 6 سفر به عراق، تلاش کرده است رهبران عراق را تحت تاثیر قرار دهد، با این حال عراقی ها، نفوذ آمریکا را عمدتا با میزان حضور نظامی اش اندازه می گیرند که از زمان شروع جنگ به یک سوم تقلیل یافته است، در نتیجه بغداد اکنون آمریکا را کنار می زند و برای تشکیل کشوری تلاش می کند که ممکن است با ایران همسو باشد. محمود عثمان یک قانونگذار برجسته کرد در عراق گفت: سفیر ایران، اکنون بیشتر از بایدن در عراق نقش دارد.
آسوشیتدپرس هم در گزارشی به قلم لاراجیکز، همین موضوع را خاطرنشان کرد و افزود: نفوذ آمریکا در عراق در خلال چند ماه گذشته کاهش یافته است و نمایندگان پارلمان عراق و رهبران سیاسی این کشور می گویند برای تشکیل دولت جدید در عراق به توصیه های واشنگتن عمل نمی کند. در عوض عراقی ها به کشورهایی همچون ایران روی آورده اند، این مسئله نقش و نفوذ آمریکا را در منطقه با تردیدهایی جدی روبرو می کند.
نقش کلیدی ایران در افغانستان
نقش کلیدی ایران در حل مسئله افغانستان و صحنه های بهت آور استقبال از احمدی نژاد در سفر به لبنان هم عامل دیگری است که این روزها نگرانی اهالی کاخ سفید را بیش از گذشته برانگیخته است.
روزنامه الحیات چاپ لندن در تحلیل این مسئله طی مقاله ای به قلم «راغده درغام» نوشت: ایران، افغانستان را به عنوان بابی برای ورود به گفت وگو با آمریکا برگزیده است؛ با این آگاهی که آمریکا به ایران در افغانستان نیاز دارد. در حالی که تهران بر مواضعش در پرونده هسته ای و سلطه منطقه ای به ویژه بر عراق و لبنان اصرار دارد.
جفری فیلتمن معاون وزیر خارجه آمریکا هم با اشاره به موقعیت فعلی آمریکا در لبنان گفت: زمان آن رسیده که دولت اوباما اهمیت و خطر حوادث در لبنان را درک کند.
طی چند دهه اخیر، هیبت آمریکا در لبنان بیش از گذشته شکسته است و بحران بی اعتمادی به آمریکا ازلبنان نشات می گیرد.
الحیات در ادامه اضافه کرد: دولت آمریکا امروز هوشیار شده است که باید در موضوع لبنان تحرکی داشته باشد و علت این امر به سفر رئیس جمهور ایران به لبنان مربوط می شود. دولت آمریکا بسیار نگران است و می خواهد از سیاست آرام دست بردارد و بیشتر ظاهر شود، زیرا اوضاع کاملا پس از سفر احمدی نژاد تغییر کرده است.
دست رد ترکیه به سینه آمریکا
درکنار این همه ناکامی آمریکا و عقب ماندن این کشور از نقش آفرینی کلیدی ایران در منطقه، ترکیه نیز با عزم جدی به همراهی با همسایگان شرقی خود اهتمام داشته و به ویژه در موضوع اجرای تحریم های ایران، دست رد بر سینه واشنگتن زده است.
به گزارش روزنامه آمریکایی لس آنجلس تایمز، با وجود اقدامات شدید آمریکا برای اعمال نفوذ در آنکارا و تاثیرگذاری بر روابط تجاری این کشور با تهران، ترکیه تلاش های آمریکا برای ترغیب این کشور به کاهش روابط تجاری با ایران را نپذیرفت و دست رد بر سینه آمریکا زد.
این گزارش افزود: از آنجایی که ترکیه شریک اصلی تجاری با ایران به حساب می آید، عدم پایبندی این کشور به تحریم های یکجانبه غرب علیه تهران، تهدیدی بزرگ برای موفقیت این سری تحریم ها به حساب می آید.
بنابراین گزارش، دولت «باراک اوباما» رئیس جمهور آمریکا این هفته تلاش های خود را برای همراه ساختن ترکیه با اقدامات ضد ایرانی غرب افزایش داده بود.
در همین راستا نیز «استوارت لوی» معاون وزیر خزانه داری آمریکا و فرستاده ویژه کاخ سفید در امور تحریم های ایران به آنکارا اعزام شده بود تا مقامات ترکیه را به همکاری در راستای اجرای این سری تحریم ها تشویق کند. از سوی دیگر مقامات آمریکایی در واشنگتن نیز تلاش های خود را به کار گرفتند تا پیشنهاد گسترش روابط واشنگتن و آنکارا را مطرح کنند و به این وسیله ترکیه را تحت تأثیر قرار دهند.
اما «علی باباجان» معاون نخست وزیری ترکیه اعلام کرد: در شرایطی که شرکت های روسی، چینی و اروپایی همچنان روابط تجاری وسیع خود با ایران را حفظ کرده اند، اقدام تجار ترک در قطع روابط تجاری خود با شرکت های ایرانی بسیار نابخردانه خواهد بود.
کسب پست ریاست اوپک برای اولین بار پس از انقلاب اسلامی توسط ایران، روابط تنگاتنگ و عمیق تهران با برزیل و کشورهای آمریکای لاتین و حضور موثر ایران در حوزه خلیج فارس هم از دیگر مواردی است که خبرگزاری فرانسه پیش از بر آنها تأکید داشته و این همه را نشانه عقب ماندگی واشنگتن از تهران در خصوص اثربخشی در منطقه ارزیابی کرد.
تلاش های عجولانه کاخ سفید و لابی صهیونیستی آمریکا برای جبران این عقب ماندگی و ایجاد گزینه هایی در راستای سرپوش نهادن بر این موقعیت متزلزل، خود شاهدی بر پذیرش این شکست از سوی واشنگتن به شمار می آید.
فروش سلاح به عربستان، گامی برای جبران عقب ماندگی
در همین ارتباط روزنامه ایندیپندنت نوشت: در حالی که نفوذ ایران در منطقه در حال گسترش است، آمریکا قرارداد تسلیحاتی 60میلیارد دلاری با عربستان سعودی امضا کرد.
این روزنامه در گزارشی به قلم «اندرو کوئین» عنوان کرد: دولت آمریکا تصمیم دارد هواپیماهای نظامی به ارزش 60 میلیارد دلار را به عربستان سعودی بفروشد.
این اقدامی است که با هدف تقویت نفوذ در منطقه ای که تحت الشعاع قدرت ایران است، انجام می گیرد.
شبکه تلویزیونی سی ان ان هم گزارش داد که اسرائیل امیدوار است آمریکا بتواند با فروش 60میلیارد دلار تسلیحات آمریکایی به عربستان سعودی، قدرت نظامی و نفوذ سیاسی ایران را در منطقه کاهش دهد.
شیمون پرز نیز ضمن ابراز نگرانی از این قدرت یابی ایران در منطقه به چاره جویی برخاست و گفت: صلح خاورمیانه به آمریکا کمک می کند خطر ایران را مهار کند.
به نوشته هاآرتص، پرز که در نشست رهبران یهودی سراسر جهان در بیت المقدس سخن می گفت، افزود: گر چه اسرائیل نمی تواند آنچه را آمریکا به ما داده است جبران کند، اما می توانیم با پایان دادن به مناقشه با فلسطینیان و اجازه دادن به آمریکا برای تمرکز بر خطر عمده ایران، به واشنگتن کمک کنیم.
این اظهارات پرز البته با واکنش خبرنگار روزنامه صهیونیستی هاآرتص روبرو شد و او با تأکید بر اینکه اسرائیل هرگز تا این حد در دنیا منزوی نبوده، اشغالگری رژیم صهیونیستی را دلیل مردن روند صلح در خاورمیانه دانست.
«گیرئون لوی» خبرنگار معروف این روزنامه در گفت وگو با روزنامه سوئیسی «تاگس انسایگر» اظهار داشت: هیچ کس به موفقیت آمیز بودن روند صلح در خاورمیانه اعتقاد ندارد. با وجود بنیامین نتانیاهو هیچ شانسی برای صلح وجود ندارد. وی تنها حرفی می زند که به مذاق آمریکا خوش بیاید. آمریکا نیز تنها حرف های پوچ و تو خالی می زند. اسرائیل هرگز تا این حد در دنیا منزوی نبوده است.
وی در ادامه افزود: برای اوباما این امکان وجود دارد که اسرائیل را مجبور به طی کردن راه درست کند البته وی چنین روندی را جدی نمی گیرد.
وی در بخش دیگری از این گفتگو اظهار داشت: اسرائیل یک دیوار حائل بین خود و بقیه دنیا ایجاد کرده است. هر کس که از این رژیم انتقاد می کند یک یهودستیز محسوب می شود. مسلم است که اینکه دیگران را متهم کنیم و از زیر بار مسئولیت رفتارهای شخصی خود شانه خالی کنیم راحت تر است.

قبول نیست جوادی آملی و امینی خودی بودند!

رسانه های بیگانه و اپوزیسیون در زمینه انکار یا دست کم کوچک نمایی استقبال تاریخی علما و مردم قم از رهبر انقلاب دچار معضل شده و به همین دلیل به هر شیوه نامعقولی دست یازیدند.
تمام این رسانه ها در اقدامی هماهنگ اقدام به سانسور آن دسته از عکس های استقبال میلیونی مردم در قم کردند که عمق جمعیت را نشان می دهد یا از آسمان، امتداد کیلومتری جمعیت انبوه استقبال کننده را در خیابان های شهر مقدس قم نشان می داد. این سانسور رسانه ای (تقلید از کبک در فرو بردن سر زیربرف) در حالی است که در عصر انفجار اطلاعات و تنوع رسانه ها، مخاطبان می توانند خبرها و واقعیت ها را دریابند. این رویکرد در حالی است که با توجه به تبلیغات چند هفته ای رسانه های مذکور با ادعای محوری، «پیش بینی استقبال سرد»، مخاطبان منتظر بودند گزارش این رسانه ها از واقعیت و راستی آزمایی ادعای خود را مشاهده کنند. به همین دلیل هم اعتبار و حیثیت رسانه های مذکور در آمریکا و انگلیس و برخی کشورهای اروپایی-و نیز رسانه های ضدانقلاب داخلی- به شدت لطمه خورد.
از سوی دیگر سایت روز نت که توسط سلطنت طلبان ورشکسته مدیریت می شود، با نمایش تصویر 3 نفر از استقبال کنندگان که از سوی رسانه ها و خبرگزاری های رسمی جمهوری اسلامی منتشر شده، تحلیلی از سر بلاهت منتشر کرد و مدعی شد استقبال کنندگان، مهاجران آفریقایی و عرب و عراقی بوده اند! رسانه هایی از این دست به هنگام سفر رئیس جمهور کشورمان به لبنان هم مدعی شده بودند استقبال کننده ها از ایران به لبنان رفته بودند!
از سوی دیگر «آرش-س» همکار صدای آمریکا که پیش از فرار از کشور در نشریات زنجیره ای فعالیت می کرد، در گزارش خود مدعی شد «جز روحانیون خودی و رسمی کسی استقبال نرفت، از جمله ]آیت الله[ ابراهیم امینی و ]آیت الله[ رضا استادی و جوادی آملی». گویا ذات فرار از کشور و اقامت در کشورهایی نظیر آمریکا برای همکاران نشریات زنجیره ای فراموشی آور است، چه اینکه همین صدای آمریکا و انواع رسانه های همسو، در اوج آشوب و فتنه سال گذشته و در راستای عملیات فریب و جنگ روانی، به دروغ چنین القا می کردند علمایی چون حضرات آیات جوادی آملی، امینی و استادی از نظام جدا شده و مقابل رهبری قرار گرفته اند!! این رسانه های کاملاً حرفه ای و بی غرض! اکنون به جای اینکه اعتراف کنند یک سال به مخاطبان خود دروغ تحویل دادند، با پررویی و خودفریبی، حضور شخصیت هایی از این دست را نشانه ای می دانند که جز روحانیون خودی و رسمی کسی به استقبال نرفته است! گویا که مثلاً منتظر بوده اند فلان روحانی نمای ضد انقلاب - که توسط گویانیوز و رادیو فردا به عنوان «مترقی، مرجع نواندیش و مجتهد واقعی» معرفی می شود- یا برخی وابستگان به باند مهدی هاشمی که ارتباط وثیقی با گروهک نهضت آزادی دارند، در کنار دریای مواج محبت ملت شریف و علمای متعهد و انقلابی حاضر شده باشند!

مجری VOA فقیه زنده را به کشتن داد + عکس

"آرش سیگارچی" حضور آیت‌الله احمدی فقیه در مراسم استقبال از رهبر معظم انقلاب را دروغین خوانده و مدعی شده که وی یک ماه پیش فوت کرده است.
به گزارش شبکه ایران، استقبال باشکوه مردم قم از رهبر معظم انقلاب و همچنین حضور مراجع عظام تقلید و علمای مطرح این شهر در مراسم استقبال از ایشان، سبب شده تا رسانه‌های ضدانقلاب برای کمرنگ جلوه دادن این رویداد دست به انتشار اخبار جعلی و دروغین بزنند.
"آرش سیگارچی" که به عنوان مجری و کارشناس با تلویزیون دولتی آمریکا (صدای آمریکا) همکاری می‌کند و از حامیان شاخص جریان فتنه 88 به شمار می‌آید، در مطلبی که در وبلاگ شخصی‌اش منتشر کرده، مدعی شده که یکی از علمایی که نامش در لیست مستقبلین رهبر معظم انقلاب در خبرگزاری‌های مختلف آمده است، ماه گذشته فوت کرده و اصلا در قید حیات نیست.
سیگارچی با استناد به این مساله و فوت "آیت‌الله احمدی فقیه"، حضور بقیه مراجع و علما را نیز در دیدار با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای غیرواقعی و جعلی خوانده است.
البته این ادعای بامزه درحالی از سوی مجری تلویزیون دولتی آمریکا (VOA) مطرح شده که در میان علمای حوزه علمیه قم، دو برادر با نام‌های آیت‌الله محمدحسن احمدی فقیه و آیت‌الله محمدحسین احمدی فقیه حضور دارند که هر دو از علمای معروف یزد هستند.
ماه گذشته آیت‌الله محمدحسن احمدی فقیه دار فانی را وداع گفت اما برادر ایشان یعنی آیت‌الله محمدحسین احمدی فقیه در قید حیات هستند و در مراسم استقبال باشکوه مردم قم از مقام معظم رهبری شرکت کرده است.
البته مرده اعلام کردن افراد زنده به رویه‌ای ثابت در میان جریان فتنه تبدیل شده است؛ رویه‌ای که ماجراهای جالبی نظیر حضور میرحسین موسوی در مراسم ختم "سعیده پورآقایی" را رقم زد که چند روز بعد مشخص شد او زنده است!
این موضوع درباره افرادی مانند ترانه موسوی، احمد کارگرنجاتی، علیرضا توسلی و فاطمه براتی نیز تکرار شد.

استقبال بی نظیر از ولی امر مسلمین، قم قیام کرد

رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله العظمی خامنه ای دیروز صبح، پس از استقبال تاریخی و بی نظیر مردم و بویژه جوانان شهر خون و قیام قم، در میان انبوه جمعیتی که از نخستین ساعات پس از اذان صبح در میدان آستانه این شهر حضور یافته بودند و پس از دقایقی طولانی که شعارهای کوبنده مردم ادامه داشت طی سخنانی با اشاره به نقش تاریخی شهر قم و علما و مراجع و بزرگان آن در سیر تحولات دینی و معنوی کشور به اهداف امروز دشمنان اشاره کردند.
حضرت آیت الله خامنه ای در این دیدار، قم را شهر «علم و جهاد و بصیرت» خواندند و با اشاره به شکل گیری این شهر بر اساس حرکت جهادی توأم با بصیرت افزودند: قم همچنانکه در طول تاریخ خود، پایگاه عظیم معارف اهل بیت علیهم السلام بوده است در دوران معاصر هم، به عنوان سرچشمه برترین معارف اسلامی و الهی، شرق و غرب دنیای اسلامی را از برکات «مجاهدت و بصیرت» علمای بزرگ خود بهره مند کرده است.
ایشان با یادآوری «نقش حقیقتاً ماندگار مردم قم در مقطع حساس تاریخ معاصر ایران یعنی عاشورای سال 42 و قیام 15 خرداد» افزودند: قمی ها در آن مقطع مهم، با حمایت امام خمینی، نهضت روحانیت را در جامعه جاری کردند همچنانکه در سال 56 نیز با بصیرت و هوشیاری، عمق توطئه پیچیده رژیم ستمشاهی را در اهانت به امام بزرگوار درک کردند و با نثار خون جوانان خود، پیشتاز گسترش نهضت اسلامی شدند و این شهر را به خاستگاه انقلاب بزرگ اسلامی تبدیل کردند.
رهبر انقلاب اسلامی، مردم قم را مردمی بااخلاص، صادق، پرصفا و برخوردار از بصیرتی مثال زدنی دانستند و افزودند: اگر بیداری مردم قم نبود طرحهای خطرناک دشمنان برای این شهر مهم، ناکام نمی ماند.
حضرت آیت الله خامنه ای شهر مقدس قم را در پرتو بیداری مردم و وجود حوزه پربرکت علمیه این شهر، پایگاه بصیرت و جهاد نامیدند و خاطرنشان کردند: مردم قم قدر حوزه و روحانیت را می دانند و در تمامی 32 سال اخیر، حضور پربرکت خود را در میدانهای دفاع از اسلام و انقلاب نشان داده اند.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به حضور مراجع بزرگ و پربصیرت حوزه علمیه قم از زمان مرحوم آیت الله حائری تا دوران مرحوم آیت الله بروجردی و نیز مراجع بزرگ دوران اخیر از جمله آیات عظام گلپایگانی، اراکی، مرعشی و بهجت افزودند: امروز هم بحمدالله مراجع بزرگ و فضلای برجسته ای در حوزه علمیه قم وجود دارند که این حوزه را مایه برکت و مظهر مجاهدت ساخته اند.
ایشان، شکل گیری انقلاب اسلامی از مذهبی ترین شهر کشور یعنی قم و نیز رهبری امام خمینی(ره) به عنوان یک فقیه و عالم عظیم الشأن را اثبات دینی بودن ماهیت و ذات انقلاب ملت ایران دانستند و افزودند: دشمنان انقلاب نیز با درک تأثیر دینی بودن انقلاب ایران، همه تلاش خود را برای ضربه زدن به این ماهیت سعادت بخش به کار گرفته اند.
حضرت آیت الله خامنه ای ضربه زدن به «دین» و «وفاداری مردم» را دو هدف اصلی زورگویان جهانی دانستند و خاطرنشان کردند: اگر عنصر دین نبود، ممکن بود مسئولان انقلاب با گرفتن برخی امتیازات، در مقابل دشمن کوتاه بیایند اما دین اسلام اجازه تسلیم در برابر ظالم را نمی دهد و عدالت و آزادی و معنویت و پیشرفت را به همراه می آورد، به همین علت، مسئولان نظام تاکنون در مقابل استکبار کوتاه نیامده اند و از این به بعد نیز، به برکت دین، به مقابله با دشمنان اسلام و انقلاب ادامه خواهند داد.
ایشان، با اشاره به توطئه های گوناگون جبهه استبداد بین الملل برای تضعیف و انکار حقایق دینی افزودند: ماجرای سلمان رشدی، برخی فیلم های ضد دینی غربی، کاریکاتورهای موهن و قرآن سوزی از جمله تلاشهای ناکام دشمنان دین اسلام است ضمن اینکه در داخل کشور هم، دنباله روهای آنان با اشاعه بی بندوباری، اباحی گری، عرفانهای کاذب و حرکات مشابه درصدد سست کردن عقاید دینی مردم به ویژه نسل جوان هستند.
حضرت آیت الله خامنه ای در همین زمینه، اتکا و تقویت نیروهای خود، افزایش روزافزون بصیرت و اطمینان به وعده های الهی را «درس بزرگ امام راحل عظیم الشأن برای ملت ایران» دانستند و خاطرنشان کردند: امام به ما آموخت که اگر مؤمنانه ایستادگی و تدبیر کنید نصرت الهی، حتماً نصیب شما خواهد بود.
رهبر انقلاب اسلامی، متزلزل کردن وفاداری مردم به نظام اسلامی را دومین هدف توطئه های دشمنان برشمردند و افزودند: علاوه بر عنصر دین، حضور و حمایت مستحکم مردم، پشتوانه ایستادگی مسئولان نظام اسلام است و دشمن نیز به همین علت وفاداری مردم را نشانه رفته است.
حضرت آیت الله خامنه ای، شایعه پراکنی برای مأیوس کردن مردم، ایجاد بدبینی نسبت به مسئولان به ویژه روسای قوا، بزرگنمایی ضعفهای کشور، و نادیده گرفتن پیشرفتها و اقدامات انجام شده را از جمله روشهای مخالفان نظام اسلامی برای ضربه زدن به اعتماد و وفاداری مردم دانستند.
ایشان تاکید کردند: همچنانکه در 32 سال اخیر همه سرمایه گذاریها، طرحها و توطئه های دشمنان برای ضربه به دین و متزلزل کردن وفاداری مردم به شکست قطعی منجر شده است از این پس نیز، این گونه برنامه ریزیها و اقدامات، هیچ نتیجه ای برای دشمنان ملت و نظام، به دنبال نخواهد آورد.
رهبر انقلاب اسلامی، عکس العمل سرشار از بصیرت و سریع مردم در مقابل فتنه عاشورای سال گذشته را نمونه ای از ناکامیهای مستمر توطئه گران خواندند و خاطرنشان کردند: این واقعیات نشان می دهد که احساسات دینی مردم و معرفت و وفاداری آنان روز به روز عمیق تر شده است.
رهبر انقلاب اسلامی، حضور 40 میلیونی ملت در انتخابات سال گذشته ریاست جمهوری را رفراندومی ملی در ابراز وفاداری و اعتماد به نظام اسلامی خواندند و افزودند: دشمن عصبانی، سعی کرد با فتنه گری، آثار آن حضور ملی را خنثی کند اما مردم در مقابل فتنه نیز ایستادند و دشمن بار دیگر ناکام شد.
حضرت آیت الله خامنه ای پایداری و هوشیاری مردم در مقابل فتنه 88 را موجب واکسینه شدن کشور و مردم در مقابل میکروبهای سیاسی و اجتماعی خواندند و تاکید کردند: فتنه پس از انتخابات، برخلاف انتظار دشمن، بصیرت ملت ایران را بیشتر کرده است.
رهبر انقلاب اسلامی در تشریح تاکتیکهای جبهه استکبار به ترویج «اسلام منهای روحانیت» اشاره کردند و افزودند: آنها تاثیر شگرف روحانیت را در حرکات مردم و بیداری ملت درک کرده اند به همین علت به دنبال ترویج اسلام منهای روحانیت هستند که باید هوشیارانه با این جهتگیری دشمنان مقابله کرد.
ایشان ترویج جدایی دین از سیاست و «اسلام منهای سیاست» را از دیگر تاکتیکهای استکبار خواندند و افزودند: نقشه راه و طرح کلی دشمن برای مقابله با نظام اسلامی، می تواند برای ما نیز یک نقشه راه ترسیم کند به گونه ای که هر مسئله ای که آماج حملات آنهاست باید مورد تاکید و تکیه ما قرار گیرد.
ایشان همچنین با اشاره به تشدید تحریمهای ایران افزودند: ملت و کشور ایران از اولین سالهای انقلاب مورد تحریم بوده اند و راه مقابله با آن را بلدند به همین علت، تحریمهای اخیر نیز که با هدف تشدید فشار بر روی مردم و جدا کردن آنها از نظام اسلامی طراحی شده بود، همچنانکه مسئولان و مردم می گفتند و عملا نیز ثابت شد نتوانست اثر قابل توجهی بر زندگی مردم بر جای بگذارد.
رهبر انقلاب اسلامی در همین زمینه تاکید کردند ملتی که دهه 60 را با آن دشواریها و کمبودها تحمل کرده است، امروز در پرتو پیشرفتهای عظیم، به آینده خود امید و اعتماد بیشتری دارد و به همین علت در مقابله با توطئه گران می ایستد.
حضرت آیت الله خامنه ای در بخش پایانی سخنان خود چند نکته اساسی را به عنوان ضروریات رفتار مردم و مسئولان مورد تاکید قرار دادند. وحدت کلمه ملی اولین نکته ای بود که ایشان در این بحث مطرح کردند.
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: خواص و عوام باید وحدت ملی را کاملا جدی بگیرند البته صرف حرف زدن از وحدت کافی نیست چرا که وحدت ملی شاخص هایی دارد که باید به آن پایبند بود.
همبستگی روزافزون «مردم و خواص» با قوای سه گانه به ویژه قوه مجریه دومین نکته مورد تاکید رهبری نظام بود.
تقویت ایمان دینی، تامین نیازهای فکری جوانان و پاسخهای به روز به شبهات و سوالات آنان، نکته اساسی دیگری بود که حضرت آیت الله خامنه ای روحانیت و حوزه های علمیه را به آن توصیه موکد کردند.
تلاش روحانیان، روشنفکران و افراد آگاه برای معرفی «درست و شایسته روحانیت»، تلاش جوانان برای افزایش بصیرت و دشمن شناسی، ضرورت شتاب بیشتر حرکت خوب علمی کشور و اهتمام به رفع عوامل نارضایتی و حل مشکلات مردم از دیگر نکات اساسی سخنان رهبر انقلاب اسلامی بود.
ایشان در موضوع حل مشکلات مردم به مشکلات معیشتی، بیکاری، سامانه های اداری - منصوبان دستگاهها بخصوص منصوبان سطوح بالای دستگاهها و ضرورت هم افزایی و هماهنگی سازمانها اشاره کردند وافزودند: دستگاههایی مانند شهرداریها و نیروی انتظامی که ارتباط مستقیمی با مردم دارند می توانند با اقدامات خود مشکلات مردم را حل و یا برعکس نارضایتی ایجاد کنند بنابراین باید کاملا به عملکرد خود، دقت و توجه داشته باشند.
رهبر انقلاب اسلامی در پایان سخنان افزودند: نگاه بین المللی به قم ویژه است علاوه بر اینکه رفت و آمد به شهر قم از کشورهای گوناگون وجود دارد، کسانی هم که به دلایلی و ملاحظاتی رفت و آمد نمی کنند نسبت به این شهر حساسیت داشته و نگاه ویژه ای دارند و حوادث این شهر را دنبال می کنند و همین اجتماع عظیم امروز شما مورد توجه قرار می گیرد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی با بیان اینکه بزرگترین حوزه علمیه علوم اسلامی در دنیای اسلام در قم واقع است، اظهار داشتند: قم قطب زیارتی و معنوی است، حرم حضرت معصومه، این بارگاه باشکوه، مسجد جمکران و حرم امامزاده های گوناگون در این شهر قرار دارد.
ایشان ادامه دادند: هر یک از این امامزاده هایی که در خیابان های قم مدفون هستند اگر در هر شهری بودند مرکز و محور آن شهر قرار می گرفتند. بنابراین همه این موارد ظرفیت های ملی و بین المللی این شهر مقدس به شمار می رود.
حضرت آیت الله خامنه ای ادامه دادند: به دلیل اینکه قم از دوران طاغوت مغضوب دستگاه حکومت آن زمان بود عقب افتادگی های متراکمی دارد که باید مسئولان با جدیت و به سرعت آنها را برطرف کنند.
ایشان یادآور شدند: البته در طول سالهای بعد از انقلاب کارهای بسیاری انجام شده و از سال 79 به بعد، که این شهر تبدیل به استان شده بود، اعتبارات بیشتری اختصاص داده شده است.
رهبر انقلاب اسلامی در ادامه سخنانشان فرمودند: براساس گزارش ها از سال 84 اقدامات خوبی برای پیشرفت این شهر انجام شده اما باید کارها تکمیل شود تا شهر قم هم از لحاظ نیازهای مردم و هم سیمای شهری آنچنان که شایسته مردم است، باشد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی با اشاره به مشکل شهر قم در خصوص آب اظهار داشتند: از چند سال پیش این مسأله به صورت جدی پیگیری شده و بخش مهمی از کار انجام شده که لازم است از دست اندرکاران تقدیر کنیم. اما از مسئولان این کار می خواهیم که آبی را که از راه دور و سرچشمه های دز به این شهر منتقل می شود، هر چه زودتر به قم برسانند زیرا نیاز اساسی مردم است.
ایشان با بیان اینکه قرار است از تهران به منطقه مسیله و کشاورزی قم آب منتقل شود، تصریح کردند: صنایع دستی قم نیز به ویژه فرش نامدار این شهر باید مورد حمایت و تأیید قرار گیرد و در این سفر تأکیدات لازم را به مسئولان در مورد مسایل ضروری قم خواهیم کرد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در خصوص معماری شهر قم نیز افزودند: باید در شهرسازی قم، معماری اسلامی و نماد انقلاب مورد توجه قرار گیرد چرا که قم شهر اسلام و انقلاب است.
ایشان تأکید کردند: اگر مسئولان در این شهر بر سر موضعی اختلاف دارند نباید اجازه دهند که این اختلاف با زندگی مردم تماس پیدا کرده و آنان را دچار مشکل کند.
حضرت آیت الله خامنه ای در پایان سخنانشان با تصریح بر اینکه همه باید دست به دست هم دهند، فرمودند: مسئولان دولتی باید با همکاری و هم افزایی به مردم خدمت کنند و مردم هم با پشتیبانی از آنها با چنین حضور عظیم که همواره نشان داده اند، بتوانند کاری را که در این برهه از زمان در این کشور انجام شده به سرانجام برسانند.