شفاف نیوز

شفاف سازی مسایل سیاسی

شفاف نیوز

شفاف سازی مسایل سیاسی

درباره هر موضوعی که ایران بخواهد مذاکره می‌کنیم

به گزارش خبرگزاری فرانسه، فیلیپ کراولی، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا همزمان با نشست شورای حکام و در آستانه نشست ایران و گروه 1+5 گفت: نماینده آمریکا در گفتگوهای ژنو آماده است با طرف ایرانی در خصوص موضوع هسته‌ای و هر مسئله دیگری که تهران مطرح کند، به مذاکره بنشیند.
وی افزود: ما به ژنو می‌رویم تا درباره موضوع هسته‌ای و هر مسئله دیگری که دولت ایران مطرح کند، گفتگو کنیم‏.‏ 
کراولی تصریح کرد: سال گذشته "ریچاد برنز" در ژنو فرصتی داشت تا در حاشیه مذاکرات گروه ‏1+5‏ با جلیلی گفتگو کند‏.‏ 
در همین حال ایرنا از نیویورک گزارش داد؛ کراولی ادامه داد: من گزارشی از این که چیزی شبیه به این ممکن است رخ بدهد ندارم، هر چند تقریبا مطمئن هستم که چنین ملاقات رسمی دوجانبه در کار نخواهد بود‏.‏  
سخنگوی وزارت خارجه آمریکا گفت‏:‏ در مجموع باید بگویم که در ژنو آماده‌ایم مذاکره کنیم و می‌بینیم که ایرانیان هم برای مذاکره آماده هستند‏.‏ 
وی در جواب سئوالی پیرامون محدودیت‌های احتمالی "ریچارد برنز" برای ملاقات با مقام‌های ایرانی در ژنو گفت: ما قبول کردیم که از این فرصت استفاده و با ایران ملاقات کنیم‏.‏
خبرنگاری پرسید‏:‏ آیا برنز پیامی از طرف والدین این دو آمریکایی که در ایران زندانی هستند، دارد؟ و وی پاسخ داد‏:‏ پیام روشن از طرف دولت آمریکا داده شده که این دو باید آزاد شوند‏.‏ اگر فرصتی پیش بیاید، مطمئن هستم که این را تاکید می‌کنیم‏.‏

تأثیر فتوای جدید ولی امر مسلمین بر روی یک سلفی!

«عمر بکری» سلفی مشهور لبنانی در گفتگو با "غسّان بن جدّو" خبرنگار شبکه الجزیره گفت : هنگامی که سیدحسن نصرالله اعلام کرد که من از فتوای امام خامنه‏ای ـ که در آن دشنام دادن به ام المومنین و امهات المومنین را حرام دانستند، پیروی می کنم ـ دشمنی با تشیع از ذهنم زدوده شد.

وی که روز سه شنبه ـ نهم آذر ـ در برنامه زنده " حوار مفتوح " شبکه الجزیره با «غسّان بن جدّو» خبرنگار معروف این شبکه گفت و گو می کرد، تصریح کرد: من به اشتباه شیعیان را رافضی می دانستم و گمان می کردم که آنها همه صحابه را تکفیر می کنند، اما از آن زمان که فتوای امام خامنه ای را شنیدم، حملات خویش به حزب الله و حتی شیعیان لبنان را متوقف کرده و تغییر موضع دادم.
عمر بکری از سلفی‏های معروف و بسیار افراطی لبنان است و سالها در انگلستان زندگی می کرد، به اتخاذ موضع گیری‏های شدید علیه شیعه ـ که آنها را رافضی می خواند ـ معروف است.
گفتنی است فتوای رهبر انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در جهان اهل تسنن بازتاب و تاثیر بسیار خوبی داشته و تمام فتنه‏های دشمنان متعصب وهابی و صهیونیست‏ها را نقش بر آب ساخت که عمر بکری نمونه‏ای از تاثیر شگرف این فتوا است.
به نقل از ابنا

آخرین خالی بندی دروغ زاده هم نقش برآب شد !

نرخ تعیین کردن یک مزدور دون پایه موساد وسط دعوای ویکی لیکس با بی اعتنایی و تمسخر محافل ضدانقلاب و اپوزیسیون مواجه شد.
علیرضا نوری زاده-که به کلاهبرداری از طریق خالی بندی و خود مهم نمایی معروف است- در بحبوحه جنجال ویکی لیکس مدعی شده بود یک فرد مرتبط با سیستم اطلاعاتی ایران می خواسته وی را ترور کند!! وی ضمن مصاحبه هایی با برخی رسانه ها نظیر رادیو زمانه، العربیه و رادیو فردا تلاش کرد به این ادعای مضحک بازتاب دهد اما پس از سپری شدن یک هفته، گویانیوز با اشاره به عدم استقبال محافل ضدانقلاب از این بازی تازه نوری زاده نوشت: خبر ترور نوری زاده در سایت های اپوزیسیون سبز بی اهمیت تلقی شد. شما تشریف ببرید در این سایت ها سرچ کنید و ببینید که هیچ نتیجه ای به دست نمی آید. نوری زاده را جدا جدا نوشتیم نشد، سرهم نوشتیم نشد. با «ی» عربی نوشتیم نشد، عجب! لابد خبر به گوش دبیران خبر این سایت ها نرسیده شاید هم با این خبر حال نکرده اند؟ یا نوری زاده برایشان مهم نبوده. انگار نه انگار که قرار بوده او کشته شود، خوب شد نوری زاده را مسموم نکردند وگرنه سایت های اپوزیسیون خبر را این طور می نوشتند که «طبق اطلاعات واصله کسی به نام نوری زاده ترور شده البته منابع خبری مستقل ترور او را تأیید نکرده اند و احتمال سکته قلبی هم می رود».
یادآور می شود نوری زاده یکی از 3 تفنگدار متوهم فتنه سبز در بحبوحه و آشوب های سال گذشته به شمار می رفت اما با روشن شدن واقعیات، چاخان گوهایی نظیر او و محسن سازگارا هم به حاشیه افتادند به نحوی که گفته می شود وی روزگار پر از مذلتی را می گذراند به ویژه اینکه سرویس های جاسوسی غربی، مزدوران رندتر و کلاهبردارتر پیدا کرده اند و نوری زاده را چوپان دروغگوی لو رفته اپوزیسیون می دانند.

اصلاح طلبان متوهم ما را هم در آمریکا به اشتباه انداختند !

یک مقام سابق سیا می گوید نسبت به جنبش سبز زیرزمینی بسیار دلگرم شده بود اما اکنون معتقد است ایده انقلاب مخملی در ایران یک توهم بود که کسانی چون شیرین عبادی و اکبر گنجی و دیگران به آن دامن می زدند.
نشریه فارین پالیسی ضمن گزارشی به بی اعتنا شدن محافل آمریکایی و نگاه تحقیرآمیز آنها به جریان اپوزیسیون پرداخت و نوشت: رئول مارک گرکت(عضو پیشین سیا و همکار فعلی بنیاد دفاع از دموکراسی) ماه گذشته در سالن پر از جمعیت در بلومبرگ، اکبر گنجی را تحقیر کرد و ضمن تمسخر گفت که او متوهم است. او به شیرین عبادی هم کنایه زد آنجا که گفت اظهارات مخالفان جمهوری اسلامی در جمع های خصوصی با آنچه در جمع های عمومی مطرح می کنند تناقض و تفاوت فاحشی دارد و من به همین اندازه بسنده می کنم.
این گزارش می افزاید: گرکت در بلومبرگ گفت من برای گنجی احترام زیادی قائلم اما او و دوستانش متوهم هستند. اعضای جنبش اصلاح طلبی لیبرال احتمالا پراشتباه ترین تحلیلگران دهه گذشته در ایران بودند. آنها واقعا فکر می کردند یک انقلاب مخملی رخ می دهد.
فارین پالیسی در عین حال نوشت: شیرین عبادی می گوید سیاست اوباما در قبال خاورمیانه درست است. گنجی هم تابستان گذشته در باشگاه مطبوعات در واشنگتن ضمن هم عقیده بودن با دیگران درباره سیاست اوباما گفته بود «سیاست اوباما و عدم تهدید نظامی، جنبش سبز را ممکن کرد.»

امین زاده: عذر می خواهم اوباش واقعا مثل خود ما بودند!

عضو سابقا اطلاعاتی حزب مشارکت پس از قریب یک ماه و تحت فشار محافل رسانه ای، از اهانت خود به اوباش آشوبگر عذرخواهی کرد.

محسن امین زاده از دست اندرکاران فتنه 88 و معاون وزارت خارجه در دولت خاتمی، حدود یک ماه پیش خاطرات دادگاه و زندان را منتشر کرد که طی آن ضمن مانور فراوان روی نقاشی های خود، روایتی از دادگاه نوشته و دستگیرشدگان آشوبهای خیابانی را «اوباش» خوانده بود. امین زاده در آن خاطرات تصریح می کند «سعی داشتند ما را تحقیر کنند. من را میان اوباش نشاندند. به مسئول خشنی که کارش چیدن متهمین بود گفتم تو را به جدت دیگر ما را وسط اوباش ننشان. رفت و مشورت کرد و پذیرفت که اوباش را کنار هم پشت سر ما و جوانها بنشانند.»
این اظهارات صریح اعتراضات گسترده ای را در میان طیف های دست اندرکار آشوب باعث شد. از جمله «بالاترین» نوشت: آقای امین زاده شما چه تخم دو زرده ای کرده ای که این آدم ها توی دادگاه هم باید دور از شما بنشینند؟ باز دماغ تان را بالا نگه داشته اید که کنار مردم عادی ننشینید؟ این آدم های عادی، جوانهایی هستند که در دوران شما به این حال و روز افتاده اند. اگر همین اراذل و اوباش به شما رای بدهند و در انتخابات رای بیاورید، آیا رایشان را پس می دهید؟
در پی اعتراض های وسیع امین زاده با یک ماه تاخیر مجبور به عذرخواهی شد و در متنی که مشترکا در «کلمه» و «جرس» منتشر شده نوشت: در بخشی از خاطرات من از این افراد به عنوان اوباش یاد شده که متضمن قضاوت ماهوی درباره این افراد است. مطلع شدم برخی از خوانندگان به درستی به این عبارت اعتراض کرده اند. در دادگاه علنی در کنار چهره های سیاسی و فرهنگی، یک گروه متهم نیز با ظاهر و لباس و وضعیت کاملا متفاوت به صحن دادگاه آورده شدند که شباهتی با متهمان حوادث انتخاباتی نداشتند، در حدی که به نظرم رسید ممکن است این افراد مرتکبان جرایم واقعی غیرمرتبط با انتخابات باشند. من از همه این افراد قویا پوزش می خواهم و تایید می کنم که قضاوتی نادرست و شتابزده ارائه شده است.
امین زاده توضیح نداده اولا مگر قیافه این متهمان چه شکلی بوده که تداعی «اوباش» را می کرده؟ و ثانیا مگر آتش زدن اتوبوس و اموال و اماکن عمومی و حمله به عابران و چاقوکشی و قداره بندی چیزی جز اوباشگری است؟ و مگر عملکرد فتنه گرانی چون سردسته های حزب مشارکت و مجاهدین، چیزی جز لمپنیزم و اوباشگری- با عرض پوزش از اوباش چاله میدانی و دم دستی!- بوده است؟

بهاءالله مهاجرانی: انقلاب 57 تمام شده باید حالا را چسبید!

ارگان حلقه لندن از میرحسین موسوی خواست تعارف بر سر انقلاب 57 و امام را کنار بگذارد چرا که جنبش سبز تضادی عمیق با انقلاب 57 دارد.

سایت جرس وابسته به مهاجرانی و کدیور که ارگان رسمی فتنه گران در خارج کشور محسوب می شود و در هماهنگی کامل با سایت کلمه قرار دارد، از موسوی خواست برخی تعارف ها را کنار بگذارد. جرس نوشت: میرحسین عزیز! لطفاً تعارف نکنید جملاتی نظیر «ما رهبر نیستیم، رهبر جنبش شما هستید» و «عقل جمعی» بدون سازماندهی و تشکیلات فقط یک تعارف است. شما می گویید ماه دانشجو که حتماً منظورتان روز دانشجو بوده. در ثانی کجا کمپینی برای ارائه پیشنهاد و رای گیری تشکیل شده؟ باید به کلمه ایمیل بزنیم یا به جرس؟ اصلاً پیشنهادهای رسمی را کجا می توان یافت تا رای داد؟ چه کسی یا گروهی نتیجه رای گیری را رسماً اعلام می کند؟ می بینید که این سازماندهی کار ما نیست.
ارگان حلقه لندن تعارف دیگر را بر سر «انقلاب 57 و امام» توصیف کرد و نوشت: میرحسین عزیز ما وابستگی های عاطفی ]!؟[ شما را به انقلاب 57 و امام درک می کنیم و احترام می گذاریم. شما هم بپذیرید که آن انقلاب متعلق به دوره ما بوده و حق نداریم ظرفیت و فهم و شعور کنونی جنبش را در ابعاد آن انقلاب خلاصه کنیم. دوره امام هرچه بود گذشت و هیچ ارتباطی با امروز ندارد و انقلاب 57 تضادی عمیق تر را با جنبش سبز به معرض نمایش گذاشته است.
جرس همچنین به موسوی نوشت: «اعتقادات شخصی خود را که بسیار محترم است وارد شخصیت سیاسی تان به عنوان رهبر جنبش نکنید»! جرس توضیح نداده این چه رهبری است که باور خود به انقلاب و امام و اسلام را- اگر باوری باقی مانده باشد- باید کنار بگذارد و تبدیل به سردسته سمبلیک و در عین حال مطیع جریان های ضد انقلاب و اسلام و امام و قانون اساسی شود؟ و چرا اجازه نمی دهند موسوی سر همان تعارف خود باقی باشد که «من رهبر جنبش سبز نیستم»؟!

مباهله، آینه تمام‌نمای حقانیت اهل بیت(علیهم السلام)

اهمیت واقعه مباهله

پس از فتح مکه در سال هشتم هجرى و درخشش قدرت اسلام در جزیرةالعرب، پیروان دیگر ادیان و مذاهب و رهبران و رجال سیاسى و مذهبى توجه خاصى به اسلام و مسلمانان و به کانون این قدرت عظیم یعنى مدینةالرسول پیدا کردند. این امر زمینه مناسبى را براى نشر و گسترش شعاع اسلام تا اقصى نقاط حجاز و حتى خارج از آن فراهم آورد و پیامبر اسلام توانست از این فرصت بخوبى استفاده کند و با ارسال نامه‏ ها و نمایندگان ویژه به رؤساى بلاد و زمامداران کشورها آنها را به پذیرش اسلام و یا به رسمیت شناختن دولت اسلامى و التزام به مقررات آن فرا خواند .
در سال نهم هجرى به تدریج هیئت‏هاى نمایندگى طوائف و قبائل عرب به حضور رسول‏خدا مى‏رسیدند و این سال را مورخین «عام الوفود» نام نهاده‏اند. نامه رسول‏خدا به مسیحیان نجران از جمله نامه‏هاى ارسالى آن حضرت بود که گروهى از بزرگان و اشراف نجران را به مدینه کشاند. پیام اصلى این نامه اعلام رسالت رسول‏خدا و دعوت از اسقف یا اسقف‏هاى نجران و مردم مسیحى آن منطقه به آیین اسلام بود. اما در صورتى از پذیرش اسلام امتناع ورزند یا باید مقررات ویژه پرداخت جزیه به حکومت اسلامى را بپذیرند و یا آماده جنگ شوند.
در زمان کتابت نامه رسول‏خدا به اسقف نجران، مردم این منطقه دو دسته بودند مسیحیانى که پیامبر نمایندگان خود را به همراه نامه‏اى به سوى آنان فرستاد و مشرکانى که خالدبن ولید از جانب پیامبر به سوى آنها آمد و این گروه از ساکنین نجران سرانجام مسلمان شدند و به حضور رسول‏خدا نیز رسیدند
مخاطب مستقیم این نامه اسقف یا اسقف‏هاى نجران بودند و این لفظ از آن رو بر آنها اطلاق مى‏شد که سمت پیشواى دینى بودن مردم را بر عهده داشتند و اسم خاص براى شخص یا اشخاصى به شمار نمى‏آمد.
در زمان کتابت نامه رسول‏خدا به اسقف نجران، مردم این منطقه دو دسته بودند مسیحیانى که پیامبر نمایندگان خود را به همراه نامه‏اى به سوى آنان فرستاد و مشرکانى که خالدبن ولید از جانب پیامبر به سوى آنها آمد و این گروه از ساکنین نجران سرانجام مسلمان شدند و به حضور رسول‏خدا نیز رسیدند(1)
این هیئت بلندپایه چون در مذاکرات شفاهى با آن حضرت به تفاهم نرسیدند و از سر لجاجت پاسخ آن حضرت به سؤالات اعتقادى خود را قانع ‏کننده ندانستند .
پیشنهاد دیگرى از سوى رسول‏خدا دریافتند مبنى بر این که اکنون که هر طرف خود را محق و دیگرى را باطل مى‏شمارد بیایید عزیزان خود را جمع کنیم و دست به دعا برداریم و خداى خویش را بخوانیم و هر یک بر دیگرى نفرین کند تا ببینیم خداوند نداى کدام طرف را پاسخ می‏دهد و آشکار شود چه کسى در ادعاى خود دروغگویى بیش نیست. این عمل که در لغت عرب مباهله نامیده مى‏شود، راهى جدید بود که به نص آیه 61 سوره آل‏عمران انجام شد .
«فمن حاجک فیه من بعد ما جاءک من العلم فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائکم و نسائنا و نسائکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنةالله على الکاذبین »
پیامبر اسلام از سوى خداوند بدان مأمور گشت و براى پایان بخشیدن به مجادلات هیئت نصارى با آن حضرت و اقناع عوام و خواص از مسلمانان و مسیحیان از هر منطق و استدلالى بهتر و رساتر بود. ولى به گواهى همه منابع تاریخى مسیحیان نجران پس از قبول این پیشنهاد چون به میعادگاه وارد شدند و نشانه‏هاى حقانیت رسول‏خدا را در دعوت خویش مشاهده کردند از اقدام بدین کار منصرف شدند و به پرداخت جزیه و امضاى صلحنامه‏اى که رسول‏خدا شروط آن را مشخص مى‏ساخت، تن در دادند.
مباهله در عرف و لغت عرب
واژه مباهله مشتق از ماده «بهل» است. گفته مى‏شود «بهله‏الله» یعنى «لعنه‏الله» (2) ولى مباهله با ملاعنه این تفاوت را دارد که «لعن » عبارت است از دعا به ضرر شخص که از رحمت الهى دور باشد و «بهل» اجتهاد در لعن است و لذا کسى که اصرار و التماس در دعا و نفرین داشته باشد «مبتهل» است.(3)
در ذیل آیه 61 سوره آل‏عمران در تفسیر واژه «نبتهل» مفسرین متقدم گفته‏اند که در معناى ابتهال دو قول است : اول آن که به معناى التعان است و دوم آن که به معناى دعا کردن بر ضد شخص دروغگو و طلب هلاکت اوست که این شبیه لعن است. (4) و روشن است که این دو معنا بسیار نزدیک به هم هستند.
مسیحیان توسل جستن به مباهله را از مختصات پیامبر اسلام به شمار نیاورده بودند و او را در این جهت دنباله‏روى انبیاء الهى مى‏دانستند.
این معنا در عرف عرب و نزد پیروان ادیان آسمانى معنایى کاملا شناخته شده بود و دعوت پیامبر اسلام از مسیحیان به مباهله دعوت به کارى بدیع و فتح بابى جدید براى اثبات حق و ابطال باطل نبود. از این رو مى‏بینیم که مسیحیان نجران خیلى طبیعى با آن برخورد کردند و حتى وقتى پیامبر اسلام بر سر زانوان خود نشست و دست به دعا برداشت ابوحارثه اسقف بزرگ مسیحیان گفت :
«جثى والله کما جثى الانبیاء للمباهلة ؛ او همانند انبیا براى مباهله نشسته است » (5)
از اینجا معلوم مى‏شود که مسیحیان توسل جستن به مباهله را از مختصات پیامبر اسلام به شمار نیاورده بودند و او را در این جهت دنباله‏روى انبیاء الهى مى‏دانستند.
در حقیقت «مباهله » واژه ای عربی است و معنای آن رها کردن و قید و بندی را از چیزی برداشتن است. یکی از معانی آن به حال خود گذاشتن حیوان مادّه و نبستن پستان اوست تا بدین وسیله نوزادش بتواند به راحتی شیر بنوشد. در زبان عربی به این حیوان مادّه «باهل» گفته می شود(6)

امّا این واژه در اصطلاح به معنای نفرین کردن دو نفر یا دو گروه به یکدیگر است ؛ به گونه ای که افرادی که با هم درباره یک مسئله مهم دینی، مذهبی و... با یکدیگر گفت وگو و اختلاف دارند، در یک جا جمع شوند و به درگاه الهی تضرع کنند و از خداوند بخواهند که فرد دروغگو یا ظالم را رسوا سازد و یا بر او عذابی نازل فرماید.
مقطع زمانى واقعه مباهله
سیدبن طاووس در تعیین روز مباهله بیست و یکم و بیست و چهارم و بیست و هفتم ماه ذى‏حجة را نقل یاد کرده واصح آنها را بیست و چهارم ذى‏حجة دانسته است(7) و سپس همین روز را به عنوان روز خاتم بخشى امیرالمؤمنین و نزول آیه ؛ «انما ولیکم الله....» معرفی می کند .
مناظره ی مسیحیان با پیامبر (ص)
مسیحیان نجران با آن حضرت به بحث و مناظره نشستند و مسائلى چند از آن حضرت پرسیدند .
از آن حضرت پرسیدند نظر شما درباره بزرگ ما حضرت مسیح چیست ؟ پیغمبر فرمود : او بنده خدا بود که او را برگزید و به‏خود مخصوص گردانید .
پرسیدند : آیا براى او پدرى سراغ دارى که از او به وجود آمده باشد ؟ حضرت فرمود : وجود او به سبب زناشویى نبوده تا پدرى داشته باشد .
پرسیدند پس چگونه مى‏گویى که او بنده آفریده شده خدا بود با این که تو تاکنون بنده آفریده شده‏اى ندیده‏اى جز این که از راه زناشوئى به وجود آمده و داراى پدر مى‏باشد ؟
اینجا بود که خداوند پاسخ آنها را داد و آیاتى از سوره آل‏عمران بر پیغمبر نازل شد که « ان مثل عیسى عندالله کمثل آدم خلقه من تراب ثم قال له کن فیکون * الحق من ربک فلا تکن من الممترین * فمن حاجک... على الکاذبین » پس پیغمبر خدا آنان را به مباهله دعوت کرد و فرمود که خداوند به من خبر داد که پس از مباهله هر کسى که بر باطل است عذاب بر او نازل خواهد شد و بدین وسیله حق از باطل جدا خواهد شد. (8)
سرانجام قرار مباهله گذاشته شد و چنان که ظاهر آیه مباهله نشان مى‏دهد و بیشتر منابع نیز تصریح دارند دعوت به مباهله از سوى پیامبر بود نه از سوى مسیحیان(9) و در برابر این پیشنهاد آنان به مشورت نشستند و نظرشان بر آن شد که تا صبح روز دیگر از آن حضرت مهلت بگیرند پس چون به نزد همراهان خود بازگشتند اسقف آنان گفت فردا به محمد صلى الله علیه وآله وسلم بنگرید اگر با فرزندان و خاندان خود آمد از مباهله با او بپرهیزید ولى اگر با اصحاب و یاران خود آمد با او به مباهله برخیزید که او بر چیزى نیست. (10)
روز موعود
دست حسن در دست پیامبر و حسین در آغوش او و فاطمه پشت سر آن حضرت و على پشت سر فاطمه قرار داشت و رسول‏ خدا بدانان فرمود که چون من دعا کردم شما آمین بگویید.(11)
مسیحیان نجرانی وقتی حقانیت رسول را مشاهده کردند ، از مباهله خودداری کرده و به مصالحه راضی شدند .
------------------------------------------------------------------------------
پى‏نوشت‏ها:
1- احمدى میانجى / على / مکاتیب الرسول / ج 2 / ص 492
2- الطریحى / شیخ فخرالدین / مجمع‏البحرین / ماده «بهل»
- جزائرى / سید نورالدین و ابوهلال عسکرى/ معجم‏الفروق اللغویة / ص 466
4- الطوسى / التبیان فى تفسیر القرآن / مجمع‏البیان
5- شیخ طبرسى / مجمع‏البیان / ذیل آیه مباهله
6- راغب الاصفهانی / مفردات الفاظ القرآن / ص149(مادّه بهل)
7- الارشاد / ج 1 / ص 515
8- شیخ مفید / الارشاد / ج 1 / ص 222
9- سیدبن طاووس / اقبال الاعمال / ص 511
10- همان / ص 612
11- زمخشرى / الکشاف / ذیل آیه مباهله ؛ تفسیر ثعلبى / ذیل آیه مباهله

منبع: پایگاه اطلاع رسانی استاد جاودان