X
تبلیغات
رایتل
1389/12/01
توسط: احسان

گفته اند خالی ببندید اما نه این قدر که ما چاخان کردیم !

«ادامه اتفاقاتی نظیر 25 بهمن، باعث سرد و مأیوس شدن مخالفان نسبت به سران اپوزیسیون می شود.»
پایگاه اینترنتی جرس وابسته به حلقه لندن ضمن انتشار مطلب فوق نوشت: مخالفان یا از تغییر مأیوس می شوند و یا از سران جنبش و به توانایی آنها شک خواهند کرد.
نویسنده جرس ادامه می دهد: به جای اینکه سرخوش از 25 بهمن باشیم، نگران نیامدن مردم باشیم. باید واقع بین بود. شما نمی توانید دولت ایران را با جاهای دیگر مقایسه کنید، چون آنها اصلاً قابل مقایسه نیستند و تا آخر راه می مانند. متأسفانه دولت در ایران مانند مصر یا تونس نیازمند حمایت خارجی برای بقا نیست. ضمن اینکه ناآرامی های این کشورها، موقعیت دولت ایران را تقویت هم کرده است.
سایت ضدانقلابی خودنویس هم که مانند جرس نقش فعالی در اغتشاش کور و ناکام 25 بهمن ایفا می کرد، اندکی از ناگفته های بسیار را بازگو کرد و نوشت: وب نویسان کار خبررسانی و نظرنویسی را تبدیل به دعوت برای حضور در تظاهرات کردند. خبررسانی، همراه با تشویق و ترغیب و ایجاد هیجان برای حضور در تظاهرات بود. نکته جالب توجه این جا بود که بیشتر این تشویق ها توسط اهل قلم ساکن خارج از کشور صورت می گرفت. سال ها پیش جزوه ای 27 صفحه ای زیر عنوان «دو مقاله درباره تبلیغات» توسط حزب توده منتشر شد که نویسندگان آن- احسان طبری و مهرداد پویا- در مقابل واژه پروپاگاند، «ترویج» و در مقابل واژه آژیتاسیون، «تهییج» را قرار دادند. این دو اصطلاحی ست که لنین در کتاب «وظایف سوسیال دمکرات های روسیه» به کار برده است. آن چه ما در چند روز اخیر در رسانه های اینترنتی مشاهده کردیم، تهییجی بود که مخالفان صورت می دادند و در این تهییج، آن چه تا حد زیادی به آن پرداخته نمی شد و مسکوت می ماند، عوارض و عواقب این حرکت سیاسی بود. در روزهای اولیه انقلاب 57 عاملی که رسانه های گروهی و حزبی، و از جمله رسانه های عمومی حزب توده را نامعتبر و غیرقابل استناد می کرد و اعتبار عمل سیاسی آن ها را مورد تردید قرار می داد به کار بردن خارج از حد متعارف همین تهییج بود. ما به شدت احساسات را در انعکاس رویدادها دخالت دادیم.
این پایگاه اینترنتی ادامه می دهد: وقتی این احساسات، کار را به جایی می کشاند که تظاهرات پراکنده چند هزار نفری را تظاهرات میلیونی بنامیم و آن را مبدأ تحلیل های سیاسی خود قرار دهیم و باعث شویم عده ای بر این مبنا اقدام به عمل سیاسی کنند، به معنای این است که حقیقت را قربانی احساسات خود کرده و ذهن خواننده را به بیراهه کشیده ایم.